آیا پیوند میان ایالات متحده و اسرائیل در حال گسستن است؟
تنشهای سیاسی اخیر کارآمدی و ثبات همپیمانی راهبردی واشنگتن و تلآویو را با چالش مواجه کرده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آیا پیوند میان ایالات متحده و اسرائیل در حال گسستن است؟» نوشته اوان اسپیر (Evan Spear) و سوریا گودا (Surya Gowda) در دیسپچ (Dispatch) منتشر شده است. این یادداشت با بررسی شکافهای فزاینده میان واشنگتن و تلآویو، به ارزیابی تأثیر اختلافات دیپلماتیک بر آینده اتحاد راهبردی و سنتی این دو بازیگر در محیط امنیتی خاورمیانه میپردازد. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
روابط میان ایالات متحده و اسرائیل بهعنوان یکی از پایدارترین اتحادهای راهبردی در دوران معاصر، در سالهای اخیر با چالشهای بیسابقهای مواجه شده است که نشاندهنده احتمال ایجاد یک تغییر بنیادین در این همپیمانی سنتی است. ریشه این تنشها را میتوان در تضاد منافع فزاینده پیرامون مدیریت بحرانهای منطقهای، آینده ژئوپلیتیک نوار غزه و رویکردهای متفاوت دو طرف نسبت به بازیگران پیرامونی خاورمیانه جستجو کرد. در حالی که واشنگتن به دنبال کاهش تعهدات نظامی مستقیم خود در منطقه و تمرکز بر مهار تهدیدات جهانی بزرگتر در شرق آسیا و اروپا است، تلآویو بر اساس دکترین امنیت ملی تهاجمی خود، اقداماتی را دنبال میکند که هماهنگی کامل با سیاستهای کلان کاخ سفید ندارد.
یکی از محورهای اصلی تحلیل وضعیت موجود، شکاف عمیق میان رهبران دو طرف در خصوص لزوم پایبندی به قوانین بینالمللی و جریان کمکهای بشردوستانه است. فشارهای فزاینده افکار عمومی در داخل ایالات متحده، بهویژه در میان طیفهای جوانتر و بخشهای مترقی جامعه سیاسی، دولتمردان آمریکایی را مجبور ساخته تا در حمایتهای بیقید و شرط نظامی و دیپلماتیک خود تجدیدنظر کنند. تعلیق موقت برخی محمولههای تسلیحاتی خاص یا انتقادهای علنی مقامات واشنگتن از تصمیمات نظامی و راهبردی، نشانههایی عینی از این تغییر رویکرد تدریجی هستند. این اقدامات اگرچه پیوند بنیادین دو طرف را به طور کامل نابود نکرده، اما هشداری جدی به شمار میرود مبنی بر اینکه چک سفید امضای واشنگتن برای سیاستهای تندروانه تلآویو دیگر مثل گذشته تضمینشده نیست.
از سوی دیگر، پافشاری بر تداوم عملیاتهای نظامی بدون داشتن یک چشمانداز سیاسی روشن و پایدار برای دوران پس از بحران، موجب انزوای دیپلماتیک فزاینده همپیمان کلیدی آمریکا شده و هزینههای راهبردی واشنگتن را در سطح بینالمللی بهشدت افزایش داده است. این امر در مجامع بینالمللی کاملاً مشهود است، جایی که ایالات متحده ناچار است بارها از حق وتوی خود برای مهار فشارها استفاده کند؛ اقدامی که به نفوذ نرم و اعتبار جهانی خود واشنگتن آسیب وارد میسازد. در واقع، همسویی راهبردی که زمانی بر پایه ارزشهای مشترک تعریف میشد، اکنون تحت تأثیر اختلافات بر سر حاکمیت قانون و اولویتهای منطقهای، تبدیل به یک رابطه پر از سوءظن متقابل شده است.
در نهایت، با وجود پایداری لابیهای سنتی در ساختار قدرت ایالات متحده، متغیرهای ساختاری جدید در حال بازتعریف مرزهای این همپیمانی قدیمی هستند. این گسستهای تدریجی به معنای فروپاشی کامل روابط در کوتاهمدت نیست، بلکه حاکی از ورود به دورانی است که در آن تمایز منافع ملی دو طرف آشکارتر شده و واشنگتن تلاش میکند تا خود را از پیامدهای رفتارهای پرخطر و یکجانبه دور نگه دارد. آینده این پیوند راهبردی به میزان انعطافپذیری دو بازیگر در تطبیق خود با واقعیتهای نظم نوین منطقه بستگی دارد./منبع



