اروپانظام بین‌الملل و نهادها

زلنسکی باید از اشتباهات نتانیاهو درس بگیرد

رهبران کشورهای کوچک نباید خود را از مذاکرات قدرت‌های بزرگ حاشیه‌نشین کنند.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «زلنسکی باید از اشتباهات نتانیاهو درس بگیرد» نوشته دوو زاکهایم (Dov Zakheim) در هیل (The Hill) منتشر شده است. این یادداشت، به بررسی موقعیت ژئوپلیتیک کشورهای کوچک در مواجهه با توافقات پنهانی قدرت‌های بزرگ می‌پردازد و راهبردی سازنده را برای حفظ منافع اوکراین در مذاکرات صلح پیشنهاد می‌دهد. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.

تاریخ روابط بین‌الملل نشان می‌دهد که کشورهای کوچک در زمان جنگ بدون حمایت قدرت‌های بزرگ شانس کمی برای پیروزی یا حفظ حاکمیت خود دارند؛ همان‌طور که چکسلواکی در سال ۱۹۳۸ به‌دلیل حذف شدن از مذاکرات بریتانیا و فرانسه با هیتلر، در نهایت مجبور به تسلیم کامل شد. این الگو امروز در خاورمیانه تکرار شده است؛ جایی که ایالات متحده و ایران بدون مشارکت دادن تل‌آویو، بر سر یک یادداشت تفاهم و آتش‌بس در لبنان به توافق رسیده‌اند. این توافق عملاً مانع از پاسخگویی نظامی به حملات موشکی به سرزمین‌های اشغالی می‌شود و با لغو محاصره تنگه هرمز و آزادشدن دارایی‌های مسدود شده تهران، منابع مالی جدیدی را به سمت نیروهای نیابتی سرازیر می‌کند. در این وضعیت، فشارهای واشنگتن راهی جز پذیرش شروط تفاهم‌نامه برای بازیگران محلی باقی نگذاشته است.

رئیس‌جمهور اوکراین نیز ممکن است به‌زودی در تنگنای مشابهی قرار گیرد. اگرچه نیروهای اوکراینی با حملات پهپادی موثر به عمق خاک روسیه و پالایشگاه‌های مسکو برتری‌هایی به دست آورده‌اند و پدافند هوایی خود را تقویت کرده‌اند، اما تداوم جنگ ممکن است مسکو را به سمت دور زدن کی‌یف و مذاکره مستقیم با میانجی‌های آمریکایی سوق دهد. در صورت وقوع این سناریو، پیشنهادی مشابه آنچه در خاورمیانه رخ داد، یعنی آتش‌بس در خطوط مقدم فعلی و تثبیت حاکمیت بر مناطق اشغالی مانند کریمه، دونتسک و لوهانسک مطرح خواهد شد.

تفاوت کلیدی در این میان، نحوه واکنش به این انزوا است. انفعال و تداوم رفتارهای تهاجمی بی‌هدف که صرفاً خشم واشنگتن را برمی‌انگیزد، به شکست دیپلماتیک منجر می‌شود. در مقابل، اتخاذ یک رویکرد فعال و ارائه طرح‌های مصالحه‌آمیز می‌تواند بر روند مذاکرات قدرت‌های بزرگ تاثیر بگذارد. اوکراین می‌تواند مدلی شبیه به ساختار تمرکززدایی بریتانیا را پیشنهاد دهد؛ به این صورت که با حفظ تمامیت ارضی خود، خودمختاری منطقه‌ای گسترده‌ای در زمینه‌های آموزش، بهداشت و فرهنگ به مناطق آزاد شده اعطا کند و روابط تجاری ویژه‌ای میان کریمه و روسیه برقرار سازد. با توجه به بهبود موقعیت نظامی اوکراین، پیشنهادهای فعالانه مانع از نادیده گرفته شدن این کشور در دیپلماسی بین‌المللی می‌شود و به جای حاشیه‌نشینی، امکان مدیریت صلح را فراهم می‌سازد./ منبع

تگ‌ها

The Hill, Dov Zakheim, روسیه, اسرائیل, ایالات متحده, اوکراین

دسته‌بندی

اروپا

نظام بین الملل و نهادهاhttps://thehill.com/opinion/white-house/5940882-trump-power-limits-midterms/

چرا آمریکایی‌ها باید از ترامپ دوره پایانی ریاست‌جمهوری بترسند

تلاش رئیس‌جمهور مستقر برای فرار از برچسب بطه لنگ، چالش‌های بی‌سابقه‌ای رقم می‌زند.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چرا آمریکایی‌ها باید از ترامپ دوره پایانی ریاست‌جمهوری بترسند» نوشته مایرا آدامز (Myra Adams) در هیل (The Hill) منتشر شده است. این یادداشت، به بررسی پیامدهای روان‌شناختی و سیاسی دوره موسوم به «بطه لنگ» در دو سال پایانی ریاست‌جمهوری ترامپ و تهدیدات احتمالی آن برای ساختار دموکراتیک ایالات متحده می‌پردازد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

تاریخ سیاسی ایالات متحده نشان می‌دهد که بنیان‌گذاران این کشور، قانون اساسی را با هدف ایجاد تعادل میان قوا و جلوگیری از ظهور حکام خودکامه و مستبد طراحی کردند. با این حال، روندهای جاری نشان‌دهنده بروز چالش‌های جدی در سازوکارهای نظارتی و تفکیک قوا است. اقدامات اجرایی اخیر در بلوکه کردن بودجه‌های مصوب کنگره و امتناع از امضای قوانین دوحزبی مرتبط با امنیت ملی و مسکن حمایتی، نشانه‌هایی از تمایل به تمرکز مفرط قدرت و نادیده گرفتن اختیارات قانونی نهاد قانون‌گذاری ارزیابی می‌شود؛ رفتاری که یادآور الگوهای حکمرانی مطلقه پیش از استقلال آمریکا است.

مفهوم «بطه لنگ» (Lame Duck) که به وضعیت رؤسای‌جمهور مستقر در دو سال پایانی دوره دوم آن‌ها اشاره دارد، به‌طور سنتی با کاهش قدرت و نفوذ سیاسی همراه است. انگیزه بقا و هراس از تضعیف جایگاه، زمینه‌ساز رفتارهای غیرقابل‌پیش‌بینی برای گریز از این برچسب می‌شود. ادعای نبود هیچ مرز و محدودیتی برای قدرت اجرایی و تکیه بر معیارهای فردی به جای ضوابط ساختاری، زنگ خطری برای تعادل قوا به شمار می‌رود؛ به‌ویژه در شرایطی که نهادهای قانون‌گذاری و قضایی واکنش بازدارنده‌ای در برابر این ادعاها نشان نداده‌اند. این وضعیت با نزدیک‌شدن به انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره، ابعاد پیچیده‌تری به خود می‌گیرد.

نتایج انتخابات میان‌دوره‌ای مسیر متفاوتی را پیش‌روی ساختار سیاسی آمریکا قرار خواهد داد. در صورت شکست حزب حاکم و از دست رفتن کنترل کنگره، احتمال بروز واکنش‌های تهاجمی، طرح ادعای تقلب در سیستم انتخاباتی، تلاش برای انتقام‌جویی از رقبای سیاسی و حتی استفاده از اهرم‌های نظامی در داخل کشور افزایش می‌یابد. در مقابل، حفظ اکثریت در کنگره توسط حزب حاکم، به عنوان مجوزی برای پیشبرد سیاست‌های تمامیت‌خواهانه با شدت و صراحت بیشتر قلمداد خواهد شد. در هر دو سناریو، دو سال پایانی این دوره با تلاش گسترده برای مهندسی فرآیند جانشینی و تثبیت قدرت همراه خواهد بود. ارزیابی افکار عمومی و نظرسنجی‌ها نیز نشان‌دهنده نگرانی شدید جامعه نسبت به ثبات روانی، قضاوت‌های سیاسی و صلاحیت‌های عمومی در مدیریت کلان کشور است. تقابل میان یک ساختار قانونی مبتنی بر محدودیت قدرت و یک رویکرد اجرایی متمایل به فرار از نظارت، پایداری نهادهای دموکراتیک را در بوته آزمایشی تاریخی قرار می‌دهد./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا