جهانخارجینظام بین‌الملل و نهادها

تحقیر قطر و هند توسط ترامپ؛ آغاز بی‌نظمی جهانی

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «تحقیر قطر و هند توسط ترامپ؛ آغاز بی‌نظمی جهانی» نوشته‌ نسرین مالک (Nesrine Malik) و منتشرشده در گاردین (Guardian)، به بررسی آثار مخرب رویکرد غیرقابل پیش‌بینی ترامپ در سیاست خارجی ایالات متحده می‌پردازد و چگونگی شکل‌گیری ائتلاف‌های جدید منطقه‌ای و تضعیف هژمونی سنتی آمریکا در نظم جهانی را تحلیل می‌کند. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.


هم‌زمان با تحولات ناگهانی در صحنه‌ بین‌المللی، نشست‌ها و دیدارهای اضطراری میان کشورهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای شکل گرفته است. حمله‌ اخیر اسرائیل به رهبران حماس در دوحه، که نقض آشکار حاکمیت قطر به‌عنوان متحد نزدیک آمریکا محسوب می‌شود، واکنش‌ کشورهای عربی را به‌دنبال داشت. محمدبن‌زاید آل‌نهیان، رئیس‌ امارات، به‌طور غیرمنتظره به دوحه سفر کرد و با امیر قطر دیدار کرد، در حالی‌که تا چند سال پیش این دو کشور در خصومتی شدید به سر می‌بردند. عربستان نیز خواستار پاسخ «عربى، اسلامى و بین‌المللى» به این اقدام اسرائیل شد. این واکنش‌ها نشان‌دهنده تحولی جدید در همبستگی منطقه‌ای است.

مدتی پیش از این حادثه، نشستی میان سران هند، روسیه و چین در تیانجین برگزار شد؛ رویدادی که پس‌زمینه‌ آن، تیرگی روابط هند با آمریکا پس از روی‌کارآمدن مجدد ترامپ بود. به‌رغم روابط گرم اولیه میان ترامپ و مودی، وضع تعرفه‌های سنگین بر کالاهای هندی و انتقاد مستقیم ترامپ از اقتصاد هند، نشانه‌ای از بی‌ثباتی در روابط آمریکا و هند بود. ترامپ حتی در واکنش به نشست تیانجین اظهار داشت که «به نظر می‌رسد ما هند و روسیه را به چین واگذار کردیم»، و اکنون به‌دنبال اعمال تعرفه‌هایی سنگین‌تر از سوی اتحادیه اروپا علیه چین و هند است.

رویکرد ترامپ در قبال متحدانش، از جمله قطر، به‌گونه‌ای بوده که بر خلاف تعریفات اولیه، عملاً آن‌ها را به‌سمت گزینه‌های جایگزین سوق داده است. این اقدامات موجب شده کشورهایی چون هند و قطر تلاش کنند تا ضمن حفظ ظاهر دوستی با آمریکا، استقلال راهبردی خود را نشان دهند. در برخی موارد این واکنش‌ها صرفاً نمادین‌اند، اما در سطوح عمیق‌تر، تلاشی واقعی برای ارزیابی مجدد اتحادها و ساخت بلوک‌های جدید قدرت هستند.

ترامپ و نتانیاهو به‌عنوان بازیگران تعیین‌کننده، تصور می‌کنند می‌توانند بدون پرداخت هزینه، از قدرت خود سوءاستفاده کنند. اما در بلندمدت، بازیگران منطقی در نظام بین‌الملل به‌دنبال سازوکارهایی برای جبران این عدم توازن خواهند بود. کشورهایی که پیش‌تر متحد آمریکا بودند، اکنون در حال بررسی منابع خود و ظرفیت‌های بالقوه برای ایجاد ائتلاف‌های جدید هستند. اقدام بی‌سابقه امارات که امضاکننده توافق ابراهیم با اسرائیل است، در محکوم‌کردن صریح حمله به قطر، نمونه‌ای از تغییرات رفتاری در منطقه است.

در همین راستا، سران کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای، از جمله چین، روسیه، هند، ترکیه و مصر، تلاش‌هایی برای ارتقاء همکاری‌های اقتصادی و سیاسی آغاز کرده‌اند. چین، با تأکید بر بازارهای گسترده‌ی اعضا، ابتکار «حاکمیت جهانی» را معرفی کرده که می‌تواند پایه‌ای برای نظم نوین بین‌المللی باشد.

در این شرایط، درک کشورها از تهدیدات ناشی از بی‌ثباتی ترامپ در حال تبدیل‌شدن به قطعیت است. آن‌ها دریافته‌اند که هیچ میزان از دوستی و همکاری با ترامپ، امنیت سیاسی یا اقتصادی آن‌ها را تضمین نمی‌کند. یک بازیگر فرصت‌طلب در سیاست جهانی تنها زمانی ارزش همکاری دارد که حداقل پایبند به توافقات باشد؛ اما ترامپ این قاعده را زیر پا گذاشته است. در مسئله اسرائیل نیز، ترامپ دیگر برای کشورهای عربی قابل اعتماد یا اثرگذار نیست، چرا که نه تمرکز لازم را دارد و نه اراده‌ای برای مهار بحران‌های فزاینده.

با این حال، روند تغییر نظم جهانی، آهسته، پیچیده و پرچالش است. کشورهای متحد آمریکا، به‌ویژه در جهان عرب، هنوز به امنیت اقتصادی و نظامی آمریکا وابسته‌اند. اما در عین حال، می‌کوشند مسیرهای جایگزین را بیابند، بدون آنکه مستقیماً به دشمنی با آمریکا متهم شوند. این ظاهرسازی شاید تصور کند که زمین‌لرزه‌ای در حال وقوع نیست، اما حجم و سرعت دیدارهای سیاسی اخیر نشان از تحولاتی عمیق دارد. تا پیش از این، قدرت آمریکا و اسرائیل مبتنی بر تصور ثبات و احترام متقابل بود. اما اکنون که آن تصور شکسته شده، همه‌چیز قابل تغییر است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا