استانداردهای دوگانه چین در دریای جنوبی
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «استانداردهای دوگانه چین در دریای جنوبی» نوشته درک گراسمن (Derek Grossman) در فارن پالیسی (Foreign Policy) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی تفاوتهای رویکرد چین در مواجهه با ویتنام و فیلیپین در دریای جنوبی چین میپردازد و نشان میدهد که عوامل سیاسی، نظامی و دیپلماتیک در رفتار چین نقش اساسی دارند. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
در سالهای اخیر ویتنام بهطور چشمگیری در بازسازی و توسعه زمینهای مصنوعی در ۲۱ صخره و جزیرهای که در جزایر اسپراتلی در دریای جنوبی چین اشغال کرده، پیشرفت کرده و انتظار میرود در سالهای آینده از میزان بازسازی زمین چین پیشی بگیرد. بر اساس گزارش مؤسسه ابتکار شفافیت دریایی آسیا (AMTI) مستقر در واشنگتن، تا ماه مارس ویتنام حدود ۷۰ درصد از زمینهای مصنوعی چین طی چهار سال گذشته را ایجاد کرده است. با وجود این، چین برخلاف انتظار، واکنش نظامی یا دیپلماتیک شدیدی نسبت به این اقدامات نشان نداده و برخوردهای معمول درگیریهای سطح پایین میان نیروی دریایی و گارد ساحلی دو کشور همچنان محدود و کمگزارش شده باقی مانده است. حتی با توجه به برنامههای احتمالی ویتنام برای ساخت سازههای نظامی جدید، منطقه نسبتاً آرام مانده است.
در مقابل، فیلیپین هدف واکنشهای شدید چین قرار گرفته است. در روز ۱۶ سپتامبر، یک کشتی فیلیپینی با آبپاش چینی در اطراف صخره اسکاربورو مورد حمله قرار گرفت، صخرهای که چین قصد دارد آن را به ذخیرهگاه طبیعی ملی خود تبدیل کند و مانیلای فیلیپین با این اقدام مخالفت کرده است. ماه گذشته، برخورد شدیدی در همان منطقه رخ داد که طی آن یک کشتی نیروی دریایی چین با کشتی گارد ساحلی خود برخورد کرد و کشتی فیلیپینی را تعقیب میکرد، که منجر به خسارت جدی و احتمال تلفات شد. همچنین پیش از توافق موقت دیپلماتیک ماه جولای ۲۰۲۴، تنشها در صخره توماس دوم به اوج خود رسیده بود و طی یک عملیات تدارکاتی، یک ملوان فیلیپینی انگشت خود را از دست داد و تعدادی دیگر از کارکنان آسیب دیدند. با وجود کاهش تنشها پس از توافق، اختلافات حاکم بر منطقه همچنان شدید و احتمال افزایش درگیریها وجود دارد.
تفاوتهای رویکرد چین احتمالاً به چند عامل کلیدی بازمیگردد. اول اینکه، فیلیپین تحت ریاست جمهوری فردیناند مارکوس جونیور بهطور قابل توجهی اتحاد خود با ایالات متحده را تقویت کرده و چین بهطور راهبردی مانیلای فعلی را کمتر تحت تأثیر خود میبیند. در مقابل، ویتنام روابط نزدیکتر و وفادارتری با چین حفظ کرده و در مراسمها و سازمانهای بینالمللی مانند جشن پیروزی چین و نشست سازمان همکاری شانگهای مشارکت داشته است و همچنین عضو شریک در بریکس شده است.
ویتنام همچنین در مواقع نیاز به چین روی آورده است؛ برای نمونه، پس از بازگشت ترامپ به ریاست جمهوری و اعمال تعرفههای متقابل، سفر رئیسجمهور چین به هانوی منجر به امضای دهها توافق در حوزه اقتصاد و تجارت شد. روابط ویتنام با جو بایدن نیز به سطح «شراکت راهبردی جامع» ارتقا یافت و چین نگرانی خاصی نشان نداد، زیرا سیاست چندجانبه ویتنام تهدیدی علیه آن محسوب نمیشود. فیلیپین در مقابل تلاشهای فعالانهای برای جلب حمایت دیگر کشورها از جمله هند داشته و رزمایشهای نظامی مشترک و توافقهای دفاعی با آمریکا، استرالیا، ژاپن و دیگر کشورها انجام داده است.
رویکرد ویتنام نسبت به چین محتاطانه و کمتنش است و بر همکاریهای چندجانبه غیرنظامی تمرکز دارد، در حالی که فیلیپین بهطور آشکار در معرض فشار چین قرار دارد. تفاوت دیگر در نوع حکومت است؛ ویتنام یک کشور تکحزبی و چین با حزب کمونیست رابطه ایدئولوژیک و همکاری مطمئن دارند، در حالی که دموکراسی فیلیپین سطح بالاتری از عدم قطعیت و تغییر سیاست خارجی ایجاد میکند. چین از سیاستهای متغیر فیلیپین خشمگین است، بهویژه پس از تغییرات در رهبری از دوران رودریگو دوترته به فردیناند مارکوس.
چین هرچند رویکرد متفاوتی نسبت به هر دو کشور داشته، اما هیچیک موفق نشدهاند ادعاهای پکن را بهطور کامل متوقف کنند. فیلیپین با استفاده از شفافیت قاطعانه تلاش میکند رفتار چین را افشا کند، در حالی که ویتنام برخوردهای خود را بهصورت پنهانی مدیریت میکند. این رویکردها هر دو در کاهش تنشها محدودیت دارند، اما ویتنام موفق به حفظ آرامش نسبی شده و فیلیپین و ایالات متحده باید بدانند که اتحاد امنیتی مانع از جنگ کامل شده، اما چین به فعالیتهای سایهنظامی و عملیات خطرناک خود ادامه میدهد./ منبع



