آسیاخارجیسیاست داخلی و جامعه

بی‌ثباتی سیاسی در جنوب آسیا

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «بی‌ثباتی سیاسی در جنوب آسیا» به قلم میشا اقبال (Misha Iqbal)  در اندیشکده استراتفور (Stratfor) منتشر شده است. این مقاله با تمرکز بر تحولات سیاسی اخیر در کشورهای جنوب آسیا، روند قدرت‌گیری جنبش‌های جوانان و ضد نخبگان و تأثیر آن‌ها بر ساختارهای سیاسی را تحلیل می‌کند. نویسنده معتقد است که نارضایتی گسترده از فساد، مشکلات اقتصادی و ضعف نهادهای حکومتی، موجی از اعتراضات مردمی را در این منطقه رقم زده که منجر به تحولات شگرف سیاسی شده است. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.


در سپتامبر ۲۰۲۵، اعتراضات مرگباری در نپال که با ممنوعیت شبکه‌های اجتماعی آغاز شد اما ریشه در خشم گسترده از فساد، مشکلات اقتصادی و نابرابری داشت، کی پی شارما اولی، نخست‌وزیر این کشور، را وادار به کناره‌گیری کرد. نپال در آستانه انتخابات تازه در مارس ۲۰۲۶ قرار دارد. این تحول بازتابی از روندی است که طی پنج سال گذشته در جنوب آسیا به‌ویژه در بنگلادش و سریلانکا رخ داده است؛ در بنگلادش اعتراضات متوالی به تبعیض در استخدام و فساد باعث استعفای شیخ حسینه در آگوست ۲۰۲۴ شد و دولت موقتی برنامه‌ریز انتخابات فوری می‌شود. در سریلانکا هم پس‌زمینه بحران اقتصادی و کمبود سوخت، منجر به استعفای رئیس‌جمهور گوتابایا راجاپاکسا و فرارش از کشور در سال ۲۰۲۲ شد.

در پاکستان و هند، تحولات اینچنینی رخ نداده اما انتخابات اخیر هر دو کشور نشانه‌هایی از جابجایی در ماهیت قدرت است. در پاکستان، حزب تحریک انصاف که با حمایت گسترده جوانان و نارضایتی از طبقات سیاسی سنتی مطرح است، بیشترین آرای مردمی را کسب کرد. در هند، حزب بهاراتیا جاناتا برای نخستین بار پس از یک دهه اکثریت ساده پارلمانی را از دست داد و نیروهای مخالف در ایالات کلیدی تقویت شدند.

این جنبش‌های جوانان و ضد نخبگان نشان می‌دهد فرآیند گذار سیاسی در منطقه هنوز ناپایدار است و ساختارهای قدرت سنتی در حال تضعیف‌اند و بازیگران سیاسی جدیدی ظهور می‌کنند. دولت‌ها تحت فشار فزاینده‌ای برای پاسخگویی دموکراتیک و ارائه نتایج اقتصادی هستند که به‌دلیل محدودیت‌های مالی و ناتوانی در مدیریت شرایط، احتمال تغییرات ناگهانی سیاست‌ها و توزیع ناعادلانه منافع را افزایش می‌دهد. به‌مرور زمان، این تحولات می‌تواند نظم سیاسی منطقه را دگرگون کرده و مشارکت مردمی و اصلاحات نهادی را تقویت کند، اما چالش‌هایی برای حفظ انسجام حکومتی و ثبات در سیاست‌گذاری ایجاد نماید.

دلیل اصلی ناآرامی‌ها، نارضایتی عمیق از نخبگان سیاسی و نظام حاکم است که در پاکستان و نپال به شکل تغییر مکرر نخست‌وزیران و ضعف سیستماتیک در پایبندی به قانون مشاهده می‌شود. این بی‌ثباتی‌ها موجب ناامیدی عمومی، اختلال در اداره کشور و عدم ثبات کسب و کار شده است. در کشورهای دیگری مثل سریلانکا و بنگلادش، طولانی‌مدت بودن حاکمیت و تمرکز قدرت، فساد گسترده و سرکوب مخالفان به نارضایتی‌ها دامن زده است. مشکلات اقتصادی، مانند تورم، بیکاری جوانان، کاهش سرمایه ارزی و فساد در همه کشورها مشترک است و موجب تشدید اعتراضات شده است.

اگرچه انتخابات بخش مهمی از فرآیند اصلاحات است، اما به تنهایی قادر به حل مشکلات عمیق نیست و تداوم فشارهای مردمی و اصلاحات نهادی ضروری است. آینده سیاسی جنوب آسیا در دهه‌های آتی با رقابت قدرت‌های جدید، تغییر ساختارهای سیاسی و نیاز به پاسخگویی بیشتر همراه خواهد بود، اما چالش‌های اقتصادی و اجتماعی همچنان می‌توانند ثبات منطقه را تهدید کنند.

در نهایت، باید روند تحولات سیاسی جنوب آسیا را دوره‌ای پرتنش و در حال گذار دانست که نقش مهمی برای نسل جوان، اصلاح ساختاری و افزایش مشارکت مردمی قائل است، اما باید توجه داشت که این مسیر پر از ناپایداری و رقابت‌های سیاسی خواهد بود./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا