همگرایی عربستان و اروپا در به رسمیت شناختن فلسطین
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «همگرایی عربستان و اروپا در به رسمیت شناختن فلسطین» نوشته وِیجِن الشیبانی (Wajn al-Shaibani) در رسانه (Rasanah) منتشر شده است. در این یادداشت، همزمانی میان تغییر رویکرد افکار عمومی اروپا در حمایت از فلسطین و دیپلماسی فعال عربستان را بررسی میکند و آن را نقطه عطفی در مشروعیتبخشی جهانی به حق ملت فلسطین برای تشکیل دولت مستقل میداند. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
افکار عمومی جهانی از سطح واکنشهای گذرا فراتر رفته و به نیرویی تعیینکننده در شکلدهی به سیاستها و تصمیمگیریهای داخلی و بینالمللی بدل شده است. در بستر افزایش شناسایی اروپاییِ دولت فلسطین، افکار عمومی غرب نقش مهمی در ایجاد فشار بر دولتهای انگلیس و فرانسه ایفا کرده و آنها را به بازنگری در مواضع خود نسبت به جنگ غزه و حمایت آشکارتر از راهحل دودولتی واداشته است. این تغییرات در خلأ روی نداده، بلکه با دیپلماسی فعال عربستان همزمان است؛ دیپلماسیای که با بهرهگیری از ابزارهای مدرن چون دیپلماسی اجلاسها، مدیریت بحران و فعالیت در سازمانهای بینالمللی، در پی تثبیت مشروعیت جهانیِ حق فلسطینیان برای تشکیل دولت مستقل است. تلاقی این دو مسیر، افکار عمومی غرب و دیپلماسی، نقطه عطفی در جایگاه جهانی مسئله فلسطین پدید آورده و آن را از یک موضوع سیاسی به مسئلهای اخلاقی و حقوقی فراتر از ملاحظات سیاست روز تبدیل کرده است.
شناسایی دولت فلسطین از سوی انگلیس ریشه در فشارهای سیاسی و حزبی داخلی دارد. تصاویر ویرانی در غزه افکار عمومی را دگرگون کرد و نخستوزیر را به اتخاذ مواضعی قاطع واداشت. این تصمیم پاسخی به فشار جناح چپ حزب کارگر نیز بود که با انگیزههای انسانی و سیاسی از فلسطینیان حمایت میکرد. بدینترتیب، فشار افکار عمومی که بهمثابه وجدان جمعی جامعه عمل میکرد، رهبری سیاسی را به موضعی ظاهراً اخلاقی اما در واقع سیاسی کشاند تا جایگاه خود را در ساختار حزبی و صحنه سیاسی حفظ کند. در کشورهای دموکراتیک، نادیدهگرفتن گرایش رأیدهندگان خطر از دستدادن مشروعیت سیاسی را در پی دارد؛ از اینرو افکار عمومی نقشی تعیینکننده در سیاست داخلی و خارجی، از جمله در موضوع شناسایی فلسطین، ایفا میکند.
در فرانسه نیز موضع دولت نسبت به مسئله فلسطین دستخوش تغییرات قابل توجهی شد. امانوئل مکرون در آغاز جنگ غزه موضعی آشکارا طرفدار اسرائیل گرفت و حتی خواستار تشکیل ائتلاف بینالمللی علیه حماس شد؛ اما این سیاست پایدار نماند. با افزایش اعتراضات داخلی و انتقادهای سیاسی مبنی بر عدول فرانسه از نقش تاریخی خود بهعنوان میانجی، دولت تحت فشار افکار عمومی و تظاهرات گسترده در حمایت از فلسطین ناچار به تعدیل سیاست خود شد. نتیجه، بازگشت به موضعی متوازنتر و نهایتاً تصمیم به شناسایی دولت فلسطین بود تا توازن سیاسی و مشروعیت اخلاقی بازسازی شود.
در همین زمان، عربستان با تکیه بر قدرت نرم و نفوذ رسانهای خود کوشید تا افکار عمومی غرب را به حمایت از ابتکارهای عربی جلب کند. از زمان طرح ابتکار صلح عربی در سال ۲۰۰۲ به ابتکار ملک عبدالله، مسئله فلسطین در محور سیاست خارجی ریاض قرار داشته است. با تشدید بحران غزه، عربستان با همکاری نروژ «ائتلاف جهانی برای اجرای راهحل دودولتی» را در سال ۲۰۲۴ بنیان گذاشت و از طریق کنفرانسهای بینالمللی و بیانیههای مشترک، بلوکی از کشورهای عربی و اروپایی را در حمایت از شناسایی فلسطین سامان داد که در «اعلامیه نیویورک» به اوج رسید و یادآور روح همان ابتکار سال ۲۰۰۲ بود.
ریاض در قالب «دیپلماسی اجلاس» با بهرهگیری از جایگاه سیاسی و مذهبی خود دیدارهای مستقیم با رهبران جهان را سامان داد تا تصمیمگیریها تسریع شود. همچنین در چارچوب «دیپلماسی بحران»، جنگ غزه را آزمونی برای جامعه جهانی تلقی کرد و در مهار تنشها و جلوگیری از گسترش درگیریهای منطقهای کوشید. در سطح سازمان ملل و شورای امنیت نیز تلاش کرد مسئله فلسطین را بهعنوان موضوع عدالت و حق تعیین سرنوشت بازتعریف کند.
شناسایی فلسطین از سوی انگلیس و فرانسه حاصل همگرایی دو مسیر است: فشار افکار عمومی که فلسطین را مسئلهای انسانی و اخلاقی میداند، و دیپلماسی فعال عربستان که از این فضای بینالمللی بهره برده است. این همگرایی موجب شده مسئله فلسطین از سطح تصمیمی سیاسی فراتر رود و به پرسش مشروعیت جهانی بدل شود؛ امری که اگر تداوم یابد، تشکیل دولت فلسطین را به واقعیتی سیاسی ناگزیر تبدیل خواهد کرد./ منبع



