چگونه شبکه نفوذ عربستانیها در واشنگتن گسترش یافته است؟
لابی عربستان در واشنگتن تلاش میکند سیاست آمریکا را بهنفع ریاض تغییر دهد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چگونه شبکه نفوذ عربستانیها در واشنگتن گسترش یافته است؟» و منتشرشده در اندیشکده تهران، توضیح میدهد که چگونه عربستان با تکیه بر درآمدهای نفتی، لابیگری سازمانیافته، سرمایهگذاری در سیاست و اندیشکدهها و ایجاد پیوندهای مالی و شخصی با جمهوریخواهان، نفوذ قابل توجهی بر سیاست آمریکا یافته اما همچنان با محدودیتهای حقوقی، فشارهای کنگره و افکار عمومی مواجه است؛ در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
لابیگری عربستان در آمریکا بر پایه سازوکارهای رسمی قانون فارا و فعالیت کارگزاران خارجی شکل گرفته و این کشور با اتکا به درآمدهای نفتی توانسته است شبکهای گسترده از ارتباطات سیاسی، اقتصادی و فکری در واشنگتن ایجاد کند. این شبکه فراتر از لابیگری رسمی بوده و شامل سرمایهگذاری در اندیشکدهها، ایجاد پیوند با نمایندگان کنگره و انعقاد قراردادهای تجاری غیرمستقیم با سیاستمداران آمریکایی است که طی چند دهه امکان تأثیرگذاری بر سیاست خارجی آمریکا را فراهم کرده است. تمرکز عربستان بر جمهوریخواهان دلایل تاریخی و راهبردی دارد. در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، هنگامی که دولتهای نیکسون، فورد، ریگان و بوش پدر در کاخ سفید حضور داشتند، عربستان بهعنوان یکی از محورهای سیاست خارجی آمریکا در مبارزه با کمونیسم مطرح بود. پس از جنگ سرد نیز الگوهای سیاست خارجی جمهوریخواهان در جنوب غرب آسیا با منافع عربستان بیشتر همسو بوده است و نمونه آن رویکرد سختگیرانهتر جرج بوش پدر و پسر نسبت به عراق، صدام حسین و همچنین الگوی مشابه در قبال ایران است. در دهه اخیر نیز کنارگذاشتن موضوع حقوق بشر از اولویتهای سیاست خارجی جمهوریخواهان، تعامل عربستان با این حزب را تسهیل کرده است.
نقش بندر بنسلطان، در شکلگیری روابط نزدیک با جمهوریخواهان برجسته بوده است. او از دوره ریگان تا پایان دولت بوش پسر سفیر عربستان در آمریکا بود و در این مدت پیوندهای سیاسی و خانوادگی عمیقی با دولتهای جمهوریخواه ایجاد کرد. او در ماجرای حمایت عربستان از کنتراها در نیکاراگوئه نقش واسطه داشت و توانست از طریق بوش پدر، ریگان را به فروش پنج هواپیمای آواکس به عربستان متقاعد کند. در جنگ اول خلیج فارس نیز مشارکت ۱۳.۵ میلیارد دلاری عربستان با نقشآفرینی او انجام شد. بندر، یک میلیون دلار به کتابخانه ریاستجمهوری بوش پدر اهدا کرد و در دهه ۱۹۹۰ حدود ۱.۵ میلیارد دلار سرمایهگذاری در شرکتهای مرتبط با خانواده بوش صورت گرفت. او رابطه نزدیکی با جورج دبلیو. بوش داشت و در دوران بوش پسر رسانهها او را «بندر بوش» مینامیدند. ارتباط مستقیم او با رئیسجمهور از طریق جرج تنت، رئیس وقت سیا، امکان تأثیرگذاری ویژهای فراهم کرد و طی سالهای پس از روز یازدهم ماه سپتامبر نیز در مدیریت حساسیتهای افکار عمومی نقش داشت.
پس از روز یازدهم ماه سپتامبر، عربستان برای بهبود تصویر عمومی خود در آمریکا اقدام به تأسیس سازمان ساپراک در سال ۲۰۱۶ کرد که هدف آن برجستهسازی اصلاحات داخلی و نمایش عربستان بهعنوان متحد مهم آمریکا بود. پس از قتل جمال خاشقچی، این سازمان برای ترمیم تصویر عربستان از شانزده شرکت لابیگر استفاده کرد. فعالیتهایی مانند کارزار رسانهای علیه قطر در سال ۲۰۱۷ و هزینه ۱۳۸ هزار دلاری برای آگهیهای تبلیغاتی نمونهای از اقدامات آن است.
روابط تجاری و مالی خاندان ترامپ با عربستان نیز بخشی از این شبکه است. از دهه ۱۹۸۰ ارتباطاتی میان دونالد ترامپ و ثروتمندان سعودی وجود داشت و پس از آغاز کارزار انتخاباتی سال ۲۰۱۵ شرکتهای جدیدی از سوی ترامپ برای فعالیت در جده تأسیس شد. دولت سعودی تا ماه مارس ۲۰۱۷ حدود ۲۷۰ هزار دلار در هتل ترامپ هزینه کرد و مذاکراتی درباره پروژههای مشترک نیز گزارش شد. همچنین شرکت جارد کوشنر پس از خروج از کاخ سفید دو میلیارد دلار سرمایه از منابع وابسته به بنسلمان دریافت کرد. در دوره ترامپ، عربستان حمایتهای گستردهای در موضوعاتی چون قتل خاشقچی، جنگ یمن و خرید جنگنده اف-۳۵ و همچنین ارتقای جایگاه به سطح متحد بزرگ غیر ناتو بهدست آورد.
با وجود این، محدودیتهایی مانند فشارهای کنگره در حوزه حقوق بشر، وضعیت حقوقی ساپراک بهعنوان کارگزار خارجی و نبود جامعه عرب-آمریکایی منسجم، چالشهای اصلی لابی عربستان در آمریکا بهشمار میآید./ منبع



