اوکراین؛ مذاکرات صلح مسیری بینتیجه
روند صلح تحت مدیریت آمریکا در اوکراین فاقد جدیت و انسجام است.
به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان «اوکراین؛ مذاکرات صلح مسیری بینتیجه» به قلم تیموتی اش (Timothy Ash) در کییف پست (Kyiv Post) منتشر شده است و نشان میدهد که روند صلح تحت مدیریت آمریکا در اوکراین فاقد جدیت و انسجام است. اختلاف اهداف میان دولت ترامپ، روسیه، اوکراین و اروپا موجب شده است که این مذاکرات بیشتر به ابزاری سیاسی بدل شود تا راهکاری واقعی برای پایان جنگ. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
فرآیند صلح تحت مدیریت آمریکا در اوکراین فاقد جدیت و انسجام است، زیرا بازیگران اصلی اهداف متفاوتی را دنبال میکنند. دولت ترامپ بهدنبال دستیابی سریع به توافقی است که بتواند آن را بهعنوان صلح معرفی کند و از آن برای کسب جایزه نوبل صلح بهره گیرد. این رویکرد بیشتر بر نمایش سیاسی متمرکز است تا پرداختن به ریشههای واقعی مناقشه. ترامپ جزئیات را نادیده میگیرد و بیشتر تحت تأثیر روایت روسیه قرار دارد. او جهان را از منظر قدرتهای بزرگ میبیند و اروپا را قدرتی مزاحم تلقی میکند. در نگاه او، اوکراین کشوری ضعیف است که باید خواستههای قدرتهای بزرگ را بپذیرد و در نهایت بهعنوان مهرهای در معامله با روسیه قربانی شود.
ترامپ از جنگ اوکراین بهعنوان فرصتی برای کسب امتیازات اقتصادی استفاده کرده است. اوکراین مجبور به پذیرش قراردادهای معدنی ناعادلانه شد و اروپا نیز برای حفظ حمایت امنیتی آمریکا، تعرفههای سنگین ۱۵ درصدی را پذیرفت. در این میان، برخی اعضای دولت ترامپ به دنبال معاملهای بلندمدت با روسیه هستند تا در رقابت با چین دست بالا را داشته باشند، حتی اگر این امر به تضعیف اروپا و واگذاری اوکراین به روسیه منجر شود. در مجموع، هدف اصلی دولت ترامپ دستیابی به صلحی سریع است، ولو به قیمت واگذاری سرزمینهای بیشتری از اوکراین به روسیه و ارائه تضمینهای امنیتی ضعیف.
روسیه نیز اهداف خود را آشکارا دنبال میکند. پوتین خواهان تصرف کامل اوکراین است و دیدگاه او بر این اساس شکل گرفته که اوکراین بخشی از روسیه است و حق موجودیت مستقل ندارد. او از ریاستجمهوری ترامپ بهعنوان فرصتی بینظیر بهره میبرد، زیرا ترامپ آماده است توافقی تحمیلی بر اوکراین را بپذیرد که زمینه فروپاشی سیاسی و نظامی این کشور را فراهم میکند. پوتین تلاش میکند ترامپ را بهگونهای هدایت کند که شکست مذاکرات صلح به گردن اوکراین و اروپا بیفتد و در نتیجه آمریکا حمایت نظامی و اطلاعاتی خود را از این دو قطع کند.
اوکراین بهخوبی از انگیزههای ترامپ آگاه است و به او اعتماد ندارد. این کشور میداند که هرگونه توافق تحمیلی میتواند به شورش داخلی و حمله دوباره روسیه منجر شود. اوکراین حاضر است برخی از دستاوردهای سرزمینی را در خطوط مقدم بپذیرد، اما تنها در صورتی که تضمینهای امنیتی قوی دریافت کند؛ چیزی که از سوی آمریکا بعید است. در نتیجه، اوکراین بهطور تاکتیکی در مذاکرات شرکت میکند تا زمان بخرد و امیدوار است شرایط اقتصادی روسیه بدتر شود یا حملات به زیرساختهای انرژی این کشور آن را تحت فشار قرار دهد.
اروپا نیز پس از سخنرانی جیدی ونس در کنفرانس امنیتی مونیخ در سال ۲۰۲۵ دریافت که دیگر نمیتواند به آمریکا برای دفاع خود تکیه کند. اروپا اکنون اوکراین را خط مقدم خود در برابر روسیه میداند و تلاش میکند با حمایت از مقاومت این کشور زمان بخرد تا توان دفاعی مستقل خود را بازسازی کند. اتحادیه اروپا حتی به استفاده از قوانین اضطراری برای بهرهبرداری از بیش از دویست میلیارد یورو داراییهای مسدودشده روسیه روی آورده است تا از اوکراین حمایت کند. در نهایت، بقای پروژه اروپایی و ارزشهای دموکراسی و حقوق بشر به سرنوشت اوکراین گره خورده است. اروپا در ظاهر از تلاشهای صلح ترامپ حمایت میکند، اما در عمل همه توان خود را برای ناکام گذاشتن آن به کار گرفته است، زیرا میداند که بقای اوکراین برای بقای خود اروپا حیاتی است./ منبع



