ارتش آمریکا در آستانه برنامهریزی برای خیانتی غیرقابلتصور
واداشتن ارتش آمریکا به برنامهریزی برای حمله به متحدان، بنیانهای اخلاقی، آموزشی و دموکراتیک نیروهای مسلح را به خطر میاندازد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ارتش آمریکا در آستانه برنامهریزی برای خیانتی غیرقابلتصور» نوشته تام نیکولز (Tom Nichols) و منتشرشده در آتلانتیک (Atlantic)، به بررسی پیامدهای سیاسی، اخلاقی و نهادی سناریویی میپردازد که در آن رئیسجمهور آمریکا ارتش را به برنامهریزی برای حمله به متحدان دیرینه خود در چارچوب ناتو و غرب آسیا سوق میدهد و این وضعیت را آزمونی خطرناک برای اصول، آموزش و جایگاه نیروهای مسلح در نظام دموکراتیک توصیف میکند. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
ایالات متحده یک ابرقدرت جهانی است و ارتش آن برای جنگ در همه حوزهها آموزش میبیند. در طول سالها آموزش نظامی، سناریوهای متعددی برای به چالش کشیدن افسران و واداشتن آنها به سازگاری با شرایط غیرمنتظره طراحی میشد، اما هیچگاه موضوع خیانت و حمله به متحدان مطرح نبود. هرگز این پرسش طرح نشد که اگر رئیسجمهور به شخصیتی تهدیدکننده و خودشیفته بدل شود و به یکی از قدیمیترین دوستان آمریکا، مانند نروژ، اعلام کند که بهدلیل ندادن جایزه نوبل دیگر خود را متعهد به صلح نمیداند و میتواند به برنامهریزی جنگ علیه ناتو بیندیشد، چه باید کرد.
تهدیدهای دونالد ترامپ علیه نروژ، آنگونه که آن اپلبام توضیح داده، در هر دموکراسی مسئول باید سایر بخشهای نظام سیاسی را وادار به مهار رئیسجمهور کند. سخن از اشغالی است که مستلزم واداشتن شهروندان یک متحد پیمانی به پذیرش تابعیت آمریکا برخلاف ارادهشان است، آن هم از سوی رهبری که در واقعیتی متفاوت زندگی میکند. با اینحال، نه کنگره و نه اطرافیان کاخ سفید اقدامی برای توقف او نشان نمیدهند.
ارتش آمریکا بر اساس قانون و سنتهای دیرینه موظف است از اجرای دستورات غیرقانونی سر باز زند، اما مسئله دستورها ظاهرا قانونی و در عین حال غیراخلاقی و غیرمنطقی است. رئیسجمهور میتواند پنتاگون را به برنامهریزی تهاجم به گرینلند وادار کند؛ اقدامی که شاید صرفا به یک بازی جنگی دیگر محدود شود. با اینحال، چنین دستوری برای نیروهایی که سالها در کنار دانمارکیها و دیگر متحدان ناتو خدمت کردهاند، کاملا وارونه و منحرفکننده به نظر میرسد. دانمارک بیش از دویست سال دوست آمریکا بوده و پس از یازدهم سپتامبر در جنگ با طالبان مشارکت کرد و تلفات قابلتوجهی داد؛ سربازان دانمارکی در همان میدانهایی جان باختند که آمریکاییها جنگیدند.
افسران آمریکایی میدانند چه چیزی در حال برنامهریزی است و ذهنشان در برابر دستوراتی که همه آموزشهایشان را علیه کسانی به کار میگیرد که برای همکاری و حفاظت از آنها تربیت شدهاند، مقاومت میکند. نیروهای مسلح عادت به اطاعت از مقامات غیرنظامی دارند، اما این دستورات آنها را وارد جهانی معکوس میکند که آمریکا در آن متجاوز به ناتو است. اجرای چنین طرحی مستلزم درهمشکستن و بازسازی مخرب آموزش نظامی خواهد بود.
اگر چنین ایدهای زمانی در کالج جنگ مطرح میشد، طراح آن احتمالا بازخواست یا برکنار میشد، اما امروز این رویکرد تهاجمی به سیاست رئیسجمهور بدل شده است. برخی نظامیان ممکن است با بیتفاوتی بگویند دستور، دستور است، اما بیشتر آمریکاییها و نظامیان میدانند حمله به دوستان اقدامی شرورانه و دیوانهوار است. با اینحال، اگر فرماندهان ارشد این مسیر را بپذیرند، زیردستان احتمالاً اطاعت خواهند کرد؛ فاجعهای که میتواند به بحرانی جهانی منجر شود. جلوگیری از این وضعیت وظیفه ارتش نیست، بلکه مسئولیت مردم آمریکا و نمایندگان منتخب آنهاست./ منبع



