آمریکانظام بین‌الملل و نهادها

آیا سخنرانی کارنی در داووس می‌تواند نقطه عطفی به سوی نظم پساآمریکایی باشد؟

سخنرانی نخست‌وزیر کانادا در داووس با سخنرانی «پرده آهنین» چرچیل قابل قیاس است و آن نقطه عطفی تاریخی در اعتراف به ریاکاری غرب و آغاز گذار به نظم پساآمریکایی است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آیا سخنرانی کارنی در داووس می‌تواند نقطه عطفی به سوی نظم پساآمریکایی باشد؟» به قلم مارکو کارنلوس (Marco Carnelos) در میدل ایست آی (Middle East Eye) منتشر شده است. این یادداشت استدلال می‌کند که سخنرانی مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا در داووس، که در آن به «کلاهبرداری آغشته به استانداردهای دوگانه» بودن «نظم مبتنی بر قوانین» اعتراف کرد، می‌تواند نقطه عطفی تاریخی، قابل مقایسه با سخنرانی «پرده آهنین» چرچیل و نشانگر بیداری غرب نسبت به واقعیت جهان پساآمریکایی و چندمرکزی باشد. در ادامه، خلاصه این یادداشت را می‌خوانید.

گاهی اوقات، تحولات تاریخی با رویدادهای کوچکی مانند یک سخنرانی به‌موقع، الهام‌بخش و دوراندیشانه آغاز می‌شوند. سخنرانی مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا، در مجمع جهانی اقتصاد سال ۲۰۲۶ در داووس، ممکن است توسط مورخان آینده با سخنرانی «پرده آهنین» وینستون چرچیل در سال ۱۹۴۶ مقایسه شود، زیرا به دموکراسی‌های غربی در مورد فروپاشی نظمی که به آن عادت کرده بودند، هشدار داد.

اهمیت این سخنرانی با این واقعیت دوچندان شد که برای اولین بار، یک رهبر از کشورهای گروه ۷ شجاعت آن را داشت که پرده ریاکاری را که مدت‌ها بر رهبری جهانی دموکراسی‌های غربی سایه افکنده بود، کنار بزند. کارنی در توصیف «گسست در نظم جهانی، پایان یک داستان خوشایند و آغاز یک واقعیت خشن» تردید نکرد. او اذعان داشت که «داستان نظم بین‌المللی مبتنی بر قوانین تا حدی نادرست بود، که قوی‌ترین‌ها هر زمان که راحت باشند خود را مستثنی می‌کنند و قوانین بین‌المللی بسته به هویت متهم یا قربانی، با شدت‌های متفاوتی اعمال می‌شود».

او در معبد سرمایه‌داری جهانی‌شده، در برابر نخبگان مالی و شرکتی، اظهار داشت که سیستم محبوب آن‌ها یک کلاهبرداری آغشته به استانداردهای دوگانه است. او استدلال کرد که نظم مبتنی بر قوانین دیگر قابل دوام نیست و با یک فروپاشی ساختاری مواجه است که ناشی از قدرت‌های بزرگی است که از «استفاده از یکپارچگی اقتصادی به‌عنوان سلاح، تعرفه‌ها به‌عنوان اهرم فشار و زیرساخت‌های مالی به‌عنوان ابزار اجبار» ابایی ندارند.

اگرچه او به صراحت نام نبرد، اما اظهاراتش به وضوح به دموکراسی‌های غربی و بیش از همه، به آمریکا اشاره داشت. این اقدامات مختص ترامپ نیست، بلکه استاندارد طلایی تقریباً تمام دولت‌های قبلی آمریکا بوده است. ویرانگرترین ضربه کارنی هشداری بود که گفت: «شما نمی‌توانید در دروغ منفعت متقابل از طریق یکپارچگی زندگی کنید، زمانی که یکپارچگی به منبع انقیاد شما تبدیل می‌شود.» فراتر از افشای ریاکاری، ارزش واقعی سخنرانی در مسیر عمل‌گرایانه‌ای بود که کارنی ترسیم کرد.

کانادا در حال «تنوع‌بخشی سریع در خارج از کشور» به‌عنوان راه فراری از دیکته‌های آمریکاست و در ۶ ماه گذشته، دوازده توافقنامه تجاری و امنیتی جدید در چهار قاره، از جمله مشارکت‌های راهبردی جدید با چین و قطر، امضا کرده است. منطق این است که «اگر ما سر میز نباشیم، در منو خواهیم بود». این نتیجه‌گیری بازتابی از خوانش واقع‌بینانه‌تر از سیاست جهانی است که در آن رقابت قدرت‌های بزرگ، جهان را به سمت یک نظم چندمرکزی سوق می‌دهد. جنوب جهانی پیش از این، این تغییر را از طریق گروه‌هایی مانند بریکس به رسمیت شناخته بود. کانادا به نظر می‌رسد اولین کشوری از غرب است که از صف خارج می‌شود. باید دید آیا این سخنرانی زنگ بیداری دیرهنگام برای دموکراسی‌های غربی، به‌ویژه در اروپا، خواهد بود یا خیر. اگر دو دهه گذشته نوعی جنگ سرد دوم تلقی شود، سخنرانی کارنی ممکن است روزی به‌عنوان لحظه‌ای به یاد آورده شود که دموکراسی‌های غربی، آهسته و با اکراه، شروع به درک این موضوع کردند که در حال باختن آن هستند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا