آیا اقتصاد جنگی اسرائیل میتواند در انزوای فزاینده جهانی دوام بیاورد؟
اسرائیل در وضعیت کاملا نظامی قرار دارد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آیا اقتصاد جنگی اسرائیل میتواند در انزوای فزاینده جهانی دوام بیاورد؟» از آنتونی لونستین (Antony Loewenstein) در میدل ایست آی (Middle east Eye) منتشر شده است. چالشهای اقتصادی و راهبردی اسرائیل در پرتو انزوای جهانی و تحول در روابط بینالملل مهم و قابل بررسی است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
اسرائیل در حال گذار از یک وضعیت نظامی موقت به یک وضعیت جنگی دائمی است که نه تنها بر راهبرد نظامی، بلکه بر ساختار اقتصادی این کشور نیز تأثیر گذاشته است. اقتصاد اسرائیل به شدت نظامی شده و هزینههای دفاعی سهم فزایندهای از تولید ناخالص داخلی را به خود اختصاص داده است، در حالی که بخشهای غیرنظامی مانند گردشگری و سرمایهگذاری خارجی تحت فشار قرار گرفتهاند. این تحول، مدل رشد اقتصادی مبتنی بر مصرف را به سمت یک سیستم «امنیت اول» سوق داده است که در آن شکوفایی اقتصادی مستقیماً به نوآوریهای نظامی، فناوری نظارتی، توسعه تسلیحات مبتنی بر هوش مصنوعی و جریان سرمایه خارجی گره خورده است.
این ساختار که گاهی «اقتصاد جنگی» نامیده میشود، رشد ملی را کمتر به توسعه صلحآمیز و بیشتر به حفظ قابلیتهای پیشرفته نظامی و صادرات فناوریهای امنیتی وابسته میداند. صنایع دفاعی، سرویسهای اطلاعاتی و بخش فناوری به شدت در هم تنیده شده و سیستمهایی را تولید میکنند که هم در داخل و هم در سطح بینالمللی مورد استفاده قرار میگیرند. ابزارهای نظارتی و فناوریهای تسلیحاتی توسعهیافته در مناطق درگیری نیز به خارج صادر شده و ارزش اقتصادی نظامیسازی مستمر را تقویت میکنند.
اگرچه تغییرات عمده در سیاست هنوز به طور کامل محقق نشده است، اما در محافل سیاسی غربی فشار فزایندهای برای بازنگری در فروش تسلیحات و همکاریهای نظامی وجود دارد. بحثهای قانونگذاری در آمریکا و اروپا نشاندهنده تمایل فزایندهای برای زیر سؤال بردن حمایتهای بیقید و شرط است، حتی اگر سیاستهای نهادی به طور اساسی تغییر نکرده باشند. این امر عدم اطمینان را در مورد ثبات بلندمدت سیستم حمایت خارجی اسرائیل، که به طور تاریخی سنگ بنای ساختار امنیتی و اقتصادی آن بوده است، ایجاد میکند.
بعد دیگری از این بحث مربوط به مشروعیت و درک جهانی است. اسرائیل با چالش قابل توجهی در شهرت بینالمللی خود روبرو است و انتقادات از سیاستهای آن در هر دو حوزه سیاسی و عمومی رو به افزایش است. اعتراضات، کمپینهای حمایتگری و روایتهای رسانهای در حال تغییر، به تصویری جهانی پرتنشتر کمک میکنند. تلاشها برای مقابله با این روند شامل کمپینهای روابط عمومی گسترده و نفوذ دیجیتال با هدف شکلدهی به تصورات بینالمللی و حفظ حمایت دیپلماتیک است.
در عین حال، حامیان راهبردی کنونی اسرائیل استدلال میکنند که قدرت نظامی و برتری فناورانه برای بقای ملی در یک محیط منطقهای خصمانه ضروری است. از این منظر، درگیری جاری نه یک انتخاب، بلکه شرایطی ناشی از تهدیدات منطقهای تلقی میشود. نوآوری نظامی، سیستمهای نظارتی و واکنشهای دفاعی سریع به عنوان ابزارهای ضروری برای حفظ امنیت و بازدارندگی در نظر گرفته میشوند.
با این حال، این مدل پرسشهایی را در مورد پایداری مطرح میکند. اقتصادهایی که به شدت به هزینههای دفاعی و صنایع مرتبط با درگیری وابسته هستند، ممکن است در صورت تغییر شرایط ژئوپلیتیکی یا تضعیف حمایتهای بینالمللی، با محدودیتهای ساختاری مواجه شوند. در چنین سناریویی، کاهش دسترسی به بازارها، کمکها یا همکاریهای تسلیحاتی میتواند فشار اقتصادی و راهبردی قابل توجهی ایجاد کند. در نهایت، بحث گستردهتر بر این موضوع متمرکز است که آیا یک دولت میتواند ثبات و رفاه بلندمدت را در حالی که در وضعیت درگیری مداوم قرار دارد، حفظ کند. یک دیدگاه نشان میدهد که نظامیسازی پایدار ممکن است مزایای امنیتی کوتاهمدت و فرصتهای اقتصادی را از طریق صنایع دفاعی ایجاد کند. دیدگاه دیگر استدلال میکند که درگیری طولانیمدت، توسعه بلندمدت را تضعیف کرده، خطرات انزوای بینالمللی را افزایش داده و رفاه ملی را به شرایط ناپایدار گره میزند./ منبع



