خاورمیانهنظام بین‌الملل و نهادها

ایران ممکن است بحران را برای تحقیر آمریکا مانند سال ۱۹۷۹ طولانی کند

ایران با راهبردهای همیشگی‌اش سعی در طولانی کردن وضعیت و فرسایشی کردن شرایط دارد تا آمریکا را شکست دهد.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ایران ممکن است بحران را برای تحقیر آمریکا مانند سال ۱۹۷۹ طولانی کند» نوشته امین صیقل (Amin Saikal) در آسیا تایمز (Asia Times) منتشر شده است. جنگ جاری میان ایران، اسرائیل و آمریکا، استدلال می‌کند که تهران با تکیه بر تجربه تاریخی، انسجام داخلی و اهرم‌های ژئوپلیتیکی خود می‌تواند بحران را فرسایشی کند تا ضمن تقویت موقعیت چانه‌زنی‌اش، آمریکا و اسرائیل را در عرصه سیاسی و راهبردی تحت فشار قرار دهد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

تبادل حملات میان ایران و اسرائیل در روزهای اخیر فشارهای داخلی و بین‌المللی بر دونالد ترامپ را برای پایان دادن به جنگی که بیش از سه ماه پیش همراه با بنیامین نتانیاهو آغاز کرد، افزایش داده است. در حالی که ترامپ به‌دنبال دستیابی به توافقی با ایران است، نتانیاهو خواهان ادامه جنگ تا تضعیف کامل ایران است تا بتواند هم در انتخابات آینده اسرائیل پیروز شود و هم پروژه گسترش نفوذ منطقه‌ای و تحقق ایده «اسرائیل بزرگ» را پیش ببرد. اسرائیل مخالف هرگونه توافق آمریکا و ایران است که با اهداف راهبردی نتانیاهو همخوانی نداشته باشد و حمله اسرائیل به جنوب لبنان برای مقابله با حزب‌الله نیز بخشی از همین راهبرد محسوب می‌شود؛ راهبردی که ایران با مقاومت در برابر آن پاسخ داده است.

ترامپ اکنون با چالش دشوار رسیدن به توافقی قابل قبول با تهران و همزمان مهار نتانیاهو مواجه است. او برای توجیه آغاز جنگ، به نتیجه‌ای نیاز دارد که بتواند آن را پیروزی سیاسی معرفی کند؛ جنگی که تاکنون هزینه‌های اقتصادی و انرژی گسترده‌ای برای جهان ایجاد کرده و می‌تواند در انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا نیز برای او پیامد سیاسی داشته باشد. ترامپ همچنین در پی توافقی درباره برنامه هسته‌ای ایران است که بتواند آن را بهتر از برجام سال ۲۰۱۵ معرفی کند؛ توافقی که خود در سال ۲۰۱۸ از آن خارج شد.

جمهوری اسلامی تاکنون حاضر به پذیرش خواسته‌های ترامپ نشده است. حکومت ایران با اتکا به ترکیبی از ایدئولوژی شیعی، حس ملی‌گرایی تاریخی و توان نظامی، نه‌تنها بقای خود را حفظ کرده بلکه دستاوردهای راهبردی مهمی نیز به‌دست آورده است. ایران توانسته به پایگاه‌های آمریکا در خلیج فارس آسیب وارد کند، با حملات موشکی و پهپادی اسرائیل را هدف قرار دهد و مهم‌تر از همه کنترل تنگه هرمز را در اختیار بگیرد؛ گذرگاهی که اکنون به مهم‌ترین ابزار فشار تهران تبدیل شده است.

جنگ همچنین موجب احیای مشروعیت و انسجام داخلی جمهوری اسلامی شده است. بسیاری از مخالفان حکومت در برابر تهدید خارجی از کشور حمایت کرده‌اند و سپاه پاسداران نیز جایگاه خود را به‌عنوان مدافع اصلی ایران و نظام سیاسی تقویت کرده است. علاوه بر این، ایران برخلاف تصور دولت ترامپ منزوی نیست و از حمایت روسیه و چین برخوردار است. موقعیت جغرافیایی ایران نیز امکان دسترسی به بازارها از طریق همسایگان و دریای خزر را فراهم کرده و بخشی از فشارهای اقتصادی را کاهش داده است.

آمریکا و اسرائیل همچنان برتری نظامی دارند و می‌توانند خسارت‌های سنگینی به ایران وارد کنند، اما دستاوردهای راهبردی تهران موقعیت چانه‌زنی آن را در مذاکرات تقویت کرده است. ایران بعید است تحت فشار نظامی و اقتصادی حاضر شود برنامه هسته‌ای خود را برچیند یا کنترل تنگه هرمز را واگذار کند. ساختار جمهوری اسلامی از ابتدا بر پایه مقاومت، انعطاف‌پذیری و توان تحمل فشار طراحی شده و همین ویژگی‌ها امکان دوام طولانی‌مدت آن را فراهم کرده است.

میان بحران کنونی و ماجرای گروگان‌گیری سفارت آمریکا در سال‌های ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۱ مقایسه‌ای تاریخی انجام می‌شود. آیت‌الله خمینی با طولانی کردن بحران گروگان‌ها به‌مدت ۴۴۴ روز، هم قدرت داخلی خود را تثبیت کرد و هم آمریکا را به‌دلیل حمایت از حکومت پهلوی تحقیر کرد؛ بحرانی که در شکست جیمی کارتر در انتخابات ۱۹۸۰ نیز نقش داشت. اکنون نیز جمهوری اسلامی ممکن است از راهبرد مشابهی برای فرسایشی کردن بحران و تحت فشار قرار دادن ترامپ و نتانیاهو استفاده کند.

رهبران ایران مصمم هستند موازنه را به زیان رقبای خود تغییر دهند و آن‌ها را تحقیر کنند. موفقیت این راهبرد، به تصمیم‌های آینده ترامپ و میزان آمادگی او برای مصالحه و دستیابی به توافقی پایدار و مورد قبول دو طرف بستگی خواهد داشت./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا