محدودیتهای تسلیحاتی ایران و آمریکا؛ تقابل راهبردی موشکی و هزینههای دفاعی غرب
حملات موشکی و پهپادی ایران علیه مواضع اسرائیل و منافع ایالات متحده، آسیبپذیریهای ساختاری در سیستم دفاعی غرب و مسئله هزینههای سرسامآور سامانههای رهگیر را بهشدت برجسته کرده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، این یادداشت با عنوان « محدودیتهای تسلیحاتی ایران و آمریکا؛ تقابل راهبردی موشکی و هزینههای دفاعی غرب» نوشته عایزه اریج (Ayeza Areej) در میدل ایست مانیتور (Middle East Monitor) منتشر شده است. این یادداشت، به بررسی دکترین نظامی جدیدی میپردازد که در آن راهبرد «اشباع حجمی» توانسته با تحمیل هزینههای سنگین اقتصادی و مصرف انبوه موشکهای پیشرفته، برتری فناوری غرب را به چالش بکشد. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
در جریان تنشهای اخیر و عملیاتهای موشکی و پهپادی گسترده ایران به اهدافی در منطقه، مشخص شد که گرانقیمتترین و پیچیدهترین سامانههای پدافندی جهان، نظیر گنبد آهنین، فلاخن داوود و پیکان (آرپو) در اسرائیل و سامانههای پاتریوت و تاد در پایگاههای آمریکایی، تحت فشارهای شدید ناشی از حجم بالای پرتابهها قرار گرفتهاند. استفاده همزمان از موشکهای سوخت جامد مانورپذیر با کلاهکهای جداشونده و موشکهای قدیمیتر بهعنوان طعمههای ارزانقیمت، ساختار دفاعی غرب را ناچار ساخته تا برای دفع تهدیدات کمهزینه، از موشکهای رهگیر چند میلیون دلاری استفاده کند. این نامتعادل بودن در «نسبت هزینه-مبادله» به معنای فرسایش تدریجی منابع دفاعی غرب است.
بر اساس برآوردهای نهادهای تحلیلی، ایالات متحده بخش عمدهای از ذخایر انبار موشکهای رهگیر پیشرفته خود نظیر سامانههای تاد و موشکهای کروز تاماهاک را در مواجهه با این درگیریها مصرف کرده است. بازسازی این ذخایر به ماهها و حتی سالها زمان نیاز دارد و همین امر پنتاگون را وادار کرده است تا طرحهای راهبردی خود از جمله در منطقه هند-آرام و تنگه تایوان را بازنگری کند.
این رویداد نشان داد که تمرکز صرف بر برتری تکنولوژیک بدون در نظر گرفتن «عمق ذخایر تسلیحاتی» و ظرفیت صنعتی برای بازسازی سریع تسلیحات در دوران جنگ، میتواند یک نقطه ضعف راهبردی جدی ایجاد کند که دشمنان از آن به سود خود بهرهبرداری کنند./منبع



