خطر آخرین اقدام ترامپ: آیا او از سلاح هستهای تاکتیکی علیه ایران استفاده خواهد کرد؟
جنگ ایران و آمریکا ترامپ را در موقعیتی قرار داده که خطر تشدید هستهای را افزایش داده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، «خطر آخرین اقدام ترامپ: آیا او از سلاح هستهای تاکتیکی علیه ایران استفاده خواهد کرد؟» با عنوان اصلی The Peril of Trump’s Final Act: Would He Use a Tactical Nuclear Weapon in Iran?، نوشته رابرت ال. بوروسیج (Robert L. Borosage) و منتشرشده در نشریه نیشن (The Nation)، به بررسی پیامدهای راهبردی و امنیتی جنگ ایران و آمریکا و نگرانیها درباره احتمال استفاده از تسلیحات هستهای تاکتیکی میپردازد. این یادداشت، بنبست نظامی، فشارهای سیاسی و خطر گسترش درگیری را در چارچوب رقابتهای ژئوپلیتیکی تحلیل میکند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
جنگ میان آمریکا و ایران پس از ماهها درگیری وارد مرحلهای پیچیده شده است؛ مرحلهای که در آن هزینههای نظامی، اقتصادی و سیاسی افزایش یافته و مسیر خروج برای دولت آمریکا دشوارتر شده است. بر اساس تحلیل ارائهشده، دولت دونالد ترامپ با وضعیتی روبهرو شده که ادامه جنگ بدون دستاورد روشن، فشارهای داخلی و خارجی را افزایش میدهد و در عین حال پذیرش شکست یا عقبنشینی نیز برای آن هزینه سیاسی دارد.
در طول این درگیری، اهداف اولیه اعلامشده برای عملیات نظامی محقق نشده و جنگ برخلاف انتظار اولیه طولانی شده است. در حالی که انتظار میرفت فشار نظامی سریع به تغییرات سیاسی در ایران منجر شود، ساختار قدرت در تهران پابرجا مانده و درگیری به یک رویارویی فرسایشی تبدیل شده است. همزمان، توان نظامی آمریکا در منطقه تحت فشار قرار گرفته، ذخایر برخی تجهیزات کاهش یافته و حضور دریایی و پایگاههای منطقهای با چالشهایی مواجه شدهاند.
از سوی دیگر، اقدامات ایران و گروههای همسو با آن، ابعاد منطقهای جنگ را گسترش داده است. کنترل یا اختلال در مسیرهای مهم دریایی مانند تنگه هرمز و بابالمندب، حملات به زیرساختهای انرژی و افزایش قیمت نفت، پیامدهایی فراتر از میدان نبرد ایجاد کرده است. افزایش هزینه انرژی و حملونقل، نگرانیهایی درباره تأثیرات اقتصادی جهانی این بحران به وجود آورده است.
در چنین شرایطی، مسئله اصلی مطرحشده، احتمال حرکت آمریکا به سمت گزینههای شدیدتر برای پایان دادن به جنگ است. یکی از نگرانیها، استفاده احتمالی از سلاح هستهای تاکتیکی علیه تأسیسات زیرزمینی ایران، بهویژه منطقهای مانند کوه پیکاکس است که گفته میشود دارای تأسیسات مستحکم زیرزمینی است.
استفاده از سلاح هستهای تاکتیکی، پیامدهای گستردهای در سطح بینالمللی خواهد داشت. چنین اقدامی میتواند هنجارهای دیرینه درباره عدم استفاده از سلاح هستهای را تضعیف کند و نگرانیهایی درباره واکنش سایر قدرتهای هستهای ایجاد کند. همچنین ممکن است کشورهای مختلف را به این نتیجه برساند که داشتن توان هستهای تنها راه جلوگیری از حمله قدرتهای بزرگ است؛ موضوعی که میتواند به رقابت تسلیحاتی جدید منجر شود.
یکی دیگر از محورهای بحث، جایگاه اختیارات ریاستجمهوری در تصمیمگیری هستهای آمریکا است. بر اساس ساختار موجود، رئیسجمهور آمریکا اختیار اصلی صدور دستور استفاده از سلاح هستهای را دارد و این تصمیم نیازمند تأیید قبلی کنگره نیست. همین موضوع باعث شده است که در شرایط بحرانی، نگرانی درباره نقش عوامل شخصی، محاسبات سیاسی و فشارهای داخلی بر تصمیمگیریهای امنیتی افزایش یابد.
موضوع حقوق بینالملل نیز در این میان مطرح است. منتقدان استفاده از سلاح هستهای علیه کشوری غیرهستهای آن را مغایر با اصول تثبیتشده حقوقی و امنیتی میدانند. همچنین هرگونه حمله هستهای میتواند واکنشهای شدید منطقهای به دنبال داشته باشد و احتمال گسترش جنگ را افزایش دهد.
در نهایت، بحران ایران نشان میدهد که جنگهایی که با هدف دستیابی سریع به نتیجه آغاز میشوند، ممکن است به شرایطی پیچیدهتر و غیرقابل پیشبینی منجر شوند. فشار برای اعلام پیروزی، نگرانیهای سیاسی داخلی و محدودیت گزینههای نظامی میتواند خطر تصمیمهای پرریسک را افزایش دهد. پایان دادن به درگیری از مسیرهای دیپلماتیک و جلوگیری از تشدید بیشتر، به یکی از مسائل اصلی مطرحشده در این مناقشه تبدیل شده است./ منبع



