یک پاسخ واقعی به «تهاجم» به سبته
اسپانیا باید بحران مهاجرت در سبته را به فرصتی برای ایجاد یک مشارکت جدید با آفریقا، فراتر از دیوارها و ترس، تبدیل کند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «یک پاسخ واقعی به «تهاجم» به سبته» به قلم موسی ابراهیم (Moussa Ibrahim) در راشا تودی (RussiaToday) منتشر شده است. این یادداشت استدلال میکند که بحران مهاجرت در سبته نباید با زبان اروپایی «تهاجم» و کنترل مرزی تعریف شود، بلکه باید آن را فرصتی برای اسپانیا دانست تا با الهام از مدلهای همکاری چین و روسیه با آفریقا، از یک رابطه استعماری به سوی یک مشارکت اقتصادی برابر و مبتنی بر توسعه متقابل حرکت کند. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
رویدادهای در حال وقوع در سبته نباید به زبان آشنای اروپایی یعنی تهاجم، وضعیت اضطراری و کنترل مرزی تقلیل یابد. از دیدگاه پان-آفریقایی، آنچه ما شاهد آن هستیم، پیامد انسانی یک رابطه اقتصادی عمیقاً نابرابر میان آفریقا و اروپاست. جوانان آفریقایی جان خود را در دریا به خطر نمیاندازند، چون حصارهای اروپا بلندتر است، بلکه به این دلیل که نظام اقتصادی بینالمللی کنونی، فرصت، سرمایه و تحرک را در یک سوی مدیترانه متمرکز کرده و در سوی دیگر آن را انکار میکند. اسپانیا البته باید از مرزهای خود محافظت کند، اما اقدامات امنیتی به تنهایی نمیتواند مسئلهای را که اساساً به توسعه، کرامت و عدالت اقتصادی مربوط میشود، حل کند. اکنون اسپانیا فرصت دارد تا از مدل متعارف اروپایی در تعامل با آفریقا فاصله بگیرد و از مشارکتهایی که کشورهایی مانند چین، روسیه، برزیل و هند توسعه دادهاند، بیاموزد. این روابط، اگرچه بدون مشکل نیستند، اما عموماً با کشورهای آفریقایی بهعنوان شرکای سیاسی و اقتصادی برخورد کرده، از زیرساختها و توسعه تولیدی حمایت نموده و آفریقا را بهعنوان یک مرکز نوظهور قدرت جهانی به رسمیت شناختهاند، نه صرفاً منبعی برای مواد خام، مهاجرت و ناامنی.
اسپانیا در موقعیت ویژهای برای درک این موضوع قرار دارد. دولت کنونی اسپانیا بهطور فزایندهای تمایل خود را برای فاصله گرفتن از برخی از تندترین و متکبرانهترین گرایشهای سیاست خارجی اروپایی و آمریکای شمالی نشان داده است. این کشور حساسیت بیشتری نسبت به جنوب جهانی از خود نشان داده، از قوانین بینالمللی در شرایط دشوار دفاع کرده و از آفریقا نهتنها بهعنوان منبع مهاجرت یا ناامنی، بلکه بهعنوان یک شریک راهبردی برابر سخن گفته است. راهبرد رسمی آفریقای اسپانیا برای سالهای ۲۰۲۵-۲۰۲۸ از احترام متقابل، منفعت مشترک، سرمایهگذاری مسئولانه و اشتغال جوانان سخن میگوید. این اصول باید اکنون از زبان دیپلماتیک به واقعیت اقتصادی تبدیل شوند. رابطه اسپانیا با آفریقا نیز متمایز است. این رابطه از تاریخ استعمار، رویارویی نظامی و نابرابری سیاسی خالی نیست، اما صرفاً با استعمار تعریف نمیشود. اسپانیا و آفریقا همسایگان جغرافیایی هستند و قرنها تحرک انسانی، تبادل تجاری و تعامل فرهنگی عمیق را به اشتراک میگذارند. بخش بزرگی از تاریخ، زبان، معماری، کشاورزی، موسیقی و هویت اسپانیا از طریق رابطه با شمال و غرب آفریقا شکل گرفته است.
رویکرد غالب غربی اغلب آفریقا را از چهار دریچه تنگ میبیند: مواد معدنی، مهاجرت، تروریسم و رقابت ژئوپلیتیکی. این مدل هم برای آفریقا شکست خورده و هم در نهایت برای اروپا شکست خواهد خورد. اسپانیا میتواند راه دیگری را ارائه دهد. این کشور میتواند به جای واردات مواد خام آفریقایی، از صنعتی شدن آفریقا حمایت کند. میتواند به جای روابط مبتنی بر استخراج، سرمایهگذاریهای مشترک، انتقال فناوری و تولید محلی را تشویق کند. میتواند در کشاورزی آفریقا، انرژیهای تجدیدپذیر، حملونقل، آموزش، زیرساختهای دیجیتال و تولید سرمایهگذاری کند و اطمینان حاصل نماید که اشتغال و ارزش در داخل آفریقا باقی میماند. همچنین میتواند تحرک قانونی، تبادل دانشگاهی، آموزش حرفهای و مهاجرت چرخشی را گسترش دهد تا حرکت بین آفریقا و اسپانیا بهجای اینکه خطرناک و تحت کنترل قاچاقچیان باشد، سازمانیافته و متقابلاً سودمند شود. آفریقا به صدقه نیاز ندارد؛ بلکه به سرمایهگذاری بدون سلطه، همکاری بدون پدرسالاری و تجارتی نیاز دارد که به جوامع آفریقایی اجازه تولید، ساخت و شکوفایی بدهد. پاسخ بلندمدت به بحران سبته، صرفاً یک دیوار بزرگتر نیست، بلکه ایجاد فضای اقتصادی است که در آن یک جوان آفریقایی برای تصور آیندهای باکرامت، مجبور به عبور غیرقانونی از مرز نباشد.
در عین حال، دولتهای آفریقایی نیز باید مسئولیتهای خود را بپذیرند. آنها باید با فساد، محرومیت اقتصادی، بیکاری و ناتوانی در ارائه فرصتهای معتبر به جوانان خود مقابله کنند. پان-آفریقانیسم نمیتواند همه شکستها را به گردن اروپا بیندازد و نخبگان آفریقایی را از پاسخگویی معاف کند. این بحران، اسپانیا را در برابر یک انتخاب قرار میدهد: یا از پاسخ متعارف اروپایی پیروی کند که یعنی ترس، نظامیگری و فاصله بیشتر از آفریقا؛ یا به اصول بهتری که اخیراً بیان کرده وفادار بماند و به ساختن یک رابطه جدید بین اروپا و قاره آفریقا کمک کند. از دیدگاه پان-آفریقایی، اسپانیا باید به انتخاب راه دوم تشویق شود. رهبری واقعی با این سنجیده نمیشود که اسپانیا چقدر مؤثر دروازه را میبندد، بلکه با این سنجیده میشود که آیا به ساختن جهانی کمک میکند که در آن افراد کمتری مجبور شوند با ناامیدی بر آن بکوبند./منبع


