وعده نادرست یک راهحل سریع آمریکا-ایران
توافق کوتاه مدت مشکلی را حل نمیکند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «وعده نادرست یک راهحل سریع آمریکا-ایران» نوشته اریک آلتِر (Eric Alter) از نشریه آسیا تایمز (Asia Times) به بررسی این دیدگاه میپردازد که تلاش برای توافق فوری میان واشنگتن و تهران درباره تنگه هرمز، بدون حل ریشهای بحران، میتواند به تکرار بیثباتی و ناکامیهای گذشته در امنیت و اقتصاد جهانی منجر شود و در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
مناقشه در واشنگتن درباره دستیابی به یک توافق سریع با ایران پس از تشدید درگیری میان آمریکا، اسرائیل و ایران است که محور اصلی بحث، بازگشایی تنگه هرمز و تلاش برای تثبیت بازار انرژی است. ایران مطالباتی شامل آتشبس، تضمینهای امنیتی برای مسیرهای دریایی، لغو کامل تحریمها و پرداخت غرامت را مطرح میکند، در حالی که فشار اقتصادی در غرب، درخواستها برای توافق سریع را افزایش داده است.
حامیان یک توافق محدود دوجانبه معتقدند که اقدام فوری برای جلوگیری از افزایش قیمت نفت و اختلال در بازارهای حملونقل و بیمه ضروری است، زیرا هرگونه انسداد طولانی در تنگه هرمز میتواند جریان انرژی و تجارت جهانی را مختل کند. با این حال، تمرکز صرف بر بازگشایی مسیر نفتکشها خطر تکرار اشتباهات راهبردی گذشته را به همراه دارد.
توافقات صلح پاریس در جنگ ویتنام، آن توافق که اگرچه امکان خروج آمریکا را فراهم کرد، اما به دلیل حلنشدن مسائل سیاسی و نظامی بنیادی، در مدت کوتاهی فروپاشید. از این رو، توافقهای سطحی ممکن است آرامش کوتاهمدت ایجاد کنند اما قادر به تضمین ثبات پایدار نیستند.
در ادامه، نقش چین در این بحران برجسته میشود. چین بزرگترین خریدار نفت ایران است و اهرم اقتصادی بر تهران دارد، در حالی که در عین حال از اعمال فشار جدی بر ایران پرهیز کرده و سیاستی متوازن در منطقه دنبال میکند. دیدار احتمالی ترامپ و شی جینپینگ اهمیت ویژهای دارد.
مشارکت دادن چین در اجرای توافق احتمالی میتواند خطرناک باشد، زیرا به این کشور نقش تعیینکننده در امنیت خلیج فارس میدهد و همزمان امکان مانور میان تهران و واشنگتن را بدون تعهد جدی افزایش میدهد.
از منظر راهبردی، توافقی که صرفاً بر بازگشایی تنگه هرمز تمرکز دارد، ناقص تلقی میشود، زیرا توان نظامی ایران شامل برنامههای موشکی، شبکههای نیابتی و نفوذ منطقهای را دستنخورده باقی میگذارد و ممکن است تهران را به استفاده مجدد از تهدید مسیرهای دریایی برای کسب امتیاز تشویق کند.
تنگه هرمز در این تحلیل به عنوان ابزار فشار اقتصادی ایران بر بازار جهانی توصیف میشود و هرگونه اختلال در آن میتواند عرضه انرژی را کاهش دهد و هزینههای بیمه و حملونقل را در سطح جهانی افزایش دهد، بهطوری که پس از بازگشایی مسیرها اثرات باقی میماند.
در نتیجه، وضعیت میتواند الگویی از فشار و امتیازگیری را نهادینه کند و به جای کاهش تنشها، موجب تکرار بحرانهای آینده شود. کشورهای حوزه خلیج فارس نیز نسبت به تعهدات آمریکا بدبینتر شده و به دنبال تنوعبخشی به روابط امنیتی و اقتصادی خود هستند.
توافقهای کوتاهمدت هرچند ممکن است آسیب فوری را کاهش دهند، اما بدون سازوکارهای نظارتی و چارچوب امنیتی گسترده، پایدار نخواهند بود.
رویکردهای کوتاهمدت آمریکا در مدیریت بحران، بدون پرداختن به ریشههای ساختاری، چرخهای از تنش و بیثباتی ایجاد میکند و تنها یک چارچوب منطقهای جامع میتواند به مهار پایدار ایران و ایجاد ثبات در خلیج فارس کمک کند./منبع



