شوک انرژی که میتواند حرکت به سوی جهان چندقطبی را شتاب بخشد
اختلالات گسترده در زنجیره تأمین شاهراههای دریایی خلیج فارس، با تحمیل هزینههای سنگین به ساختارهای غربی، محرک انتقال قدرت اقتصادی به سمت قطبهای جدید نوظهور شده است.
بحران و ناامنی در آبراهههای کلیدی خاورمیانه مانند تنگه هرمز، فراتر از یک چالش نظامی، به یک شوک ساختاری عمیق در ابعاد انرژی، لجستیک، کودهای شیمیایی و امنیت غذایی تبدیل شده که اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار داده است. در این میان، کشورهای توسعهیافته و واردکننده انرژی مانند اعضای اتحادیه اروپا به دلیل وابستگی شدید فیزیکی به سوختهای فسیلی خلیج فارس، بیشترین آسیب را متحمل شدهاند. این گسست ژئوپلیتیک و تورم بیسابقه، ناکارآمدی ساختارهای مالی سنتی تحت هدایت غرب را برجسته کرده و کشورهای مستقل را بر آن داشته تا برای بقای اقتصادی خود، سیستمهای تجاری موازی و مستقل از دلار را توسعه دهند.
اگرچه ایالات متحده به برکت منابع داخلی و صادرات الانجی، خود را در برابر چالش کمبود فیزیکی سوخت مصون میبیند و حتی از تضعیف رقبای اقتصادی خود مثل اروپا سود میبرد، اما این بحران تسریعکننده یک گذار راهبردی بزرگ است. تداوم تنشها، انگیزه کشورهای آسیایی و نوظهور را برای تنوعبخشی به کریدورهای ترانزیتی و سرمایهگذاری روی انرژیهای تجدیدپذیر به عنوان یک ضرورت امنیتی دوچندان کرده است؛ روندی که در بلندمدت اهرمهای فشار سنتی واشنگتن را تضعیف کرده و بسترهای ساختاری لازم برای تثبیت یک نظم چندقطبی جدید و توزیع عادلانهتر قدرت در پهنه بینالمللی را پدید میآورد. /کریدل



