جنگ هستهای با چین در راه است
با کاهش بازرسی و نظارتها، جهان چندقطبی هستهای، خطر بزرگی جهان را تهدید میکند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «جنگ هستهای با چین در راه است» نوشته گوردون جی. چانگ (Gordon G. Chang) در مؤسسه گیتاستون (Gatestone Institute)، به بررسی گسترش سریع زرادخانه هستهای چین و پیامدهای آن برای ثبات راهبردی جهانی میپردازد. همزمان با توسعه توان هستهای چین، روسیه و کره شمالی و تضعیف سازوکارهای کنترل تسلیحات، نظم هستهای جهان بهسوی ساختاری پیچیدهتر، بیثباتتر و چندقطبیتر حرکت میکند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
چین اکنون سریعترین روند گسترش زرادخانه هستهای از زمان جنگ سرد را تجربه میکند. بر اساس برآورد مؤسسه بینالمللی پژوهشهای صلح استکهلم، زرادخانه هستهای چین حدود ۶۲۰ کلاهک برآورد میشود، هرچند برخی تحلیلگران معتقدند اگر تسلیحات هستهای کوچکتر موسوم به «تاکتیکی» یا «میدان نبرد» نیز محاسبه شوند، شمار واقعی ممکن است بسیار بیشتر و حتی نزدیک به هزار کلاهک اضافی باشد. این تسلیحات برای استفاده در درگیریهای منطقهای طراحی شدهاند و از آنجا که مرز میان جنگ متعارف و جنگ هستهای راهبردی را کمرنگ میکنند، بیثباتکننده تلقی میشوند. این روند بخشی از تحول گستردهتری است که روسیه و کره شمالی نیز با توسعه و نوسازی زرادخانههای هستهای خود در آن نقش دارند.
محیط هستهای جهان در حال فاصله گرفتن از دههها کاهش تدریجی تسلیحات و حرکت بهسوی گسترش و تنوعبخشی دوباره زرادخانهها است. نوسازی چین شامل سامانههای جدید پرتاب، موشکهای قارهپیمای متحرک و کلاهکهای کوچکتر و انعطافپذیرتر است که میتوانند در سناریوهای درگیری محدود مورد استفاده قرار گیرند. روسیه نیز در سالهای اخیر بر توسعه سلاحهای هستهای کمتوان و دقیق سرمایهگذاری کرده و کره شمالی نیز همزمان با گسترش زرادخانه خود، تهدیدهای نظامی مکرری مطرح میکند. مجموع این تحولات، نظمی هستهای را شکل میدهد که بیثباتتر و غیرقابل پیشبینیتر از گذشته توصیف میشود.
نگرانی اصلی صرفاً افزایش تعداد سلاحها نیست، بلکه تغییر نقش سلاح هستهای در راهبردهای نظامی است. این سلاحها دیگر فقط ابزار بازدارندگی برای جلوگیری از جنگ تلقی نمیشوند، بلکه بهطور فزاینده بهعنوان ابزار فشار و اجبار سیاسی و نظامی بهکار میروند. این ایده مطرح است که حتی تهدید به استفاده محدود از سلاح هستهای میتواند رفتار رقبا را در بحرانهای منطقهای تحت تأثیر قرار دهد. این روند در رفتار روسیه طی جنگ اوکراین مشاهده شده؛ جایی که تهدیدهای هستهای بر محاسبات غرب درباره حمایت نظامی و سیاسی اثر گذاشته است. در نتیجه، سلاح هستهای بیش از گذشته در راهبردهای متعارف نظامی و سیاسی ادغام میشود.
پیشبینی میشود چین نیز در بحرانهای احتمالی آینده پیرامون تایوان، ژاپن، فیلیپین و دیگر بازیگران همسو با آمریکا از رویکرد مشابهی استفاده کند. اگرچه پکن سیاست رسمی «عدم استفاده نخست» را حفظ کرده، اما روند نوسازی نظامی و تهدیدهای لفظی گذشته نشاندهنده افزایش توانایی و تمایل آن برای استفاده از «سیگنالدهی هستهای» بهعنوان ابزار فشار است. در این چارچوب، سلاح هستهای فقط ابزار بازدارندگی نیست، بلکه وسیلهای برای مدیریت تشدید تنش و محدود کردن مداخله خارجی در درگیریهای منطقهای بهشمار میرود.
نبود شفافیت در سیاستهای هستهای چین، روسیه و کره شمالی در مقایسه با آمریکا قابل توجه است. در حالی که واشنگتن اطلاعات گستردهای درباره زرادخانه خود منتشر میکند، رقبای آن ساختارهای بسیار محرمانهای دارند که ارزیابی دقیق توان هستهای آنان را دشوار میسازد و بیاعتمادی راهبردی را افزایش میدهد. خودداری چین از مشارکت در مذاکرات رسمی کنترل تسلیحات نیز یکی از موانع اصلی حفظ ثبات جهانی توصیف میشود.
تضعیف توافقهایی مانند «نیو استارت» میان آمریکا و روسیه نیز نگرانیها را تشدید کرده است، زیرا ساختار سنتی کنترل تسلیحات دیگر پاسخگوی جهانی نیست که چین بهسرعت زرادخانه خود را توسعه میدهد اما خارج از محدودیتهای معاهدهای باقی مانده است. جهان بهسمت نظمی هستهای چندقطبی، پراکنده و پیچیده حرکت میکند؛ نظمی که در آن خطر محاسبه اشتباه، مسابقه تسلیحاتی منطقهای و حتی استفاده محدود از سلاح هستهای نسبت به دوران جنگ سرد افزایش یافته است./ منبع



