ترکیه برنامههای خود را برای ناتوی اسلامی دارد
توافق مکه فرصتی برای آنکاراست تا توان نظامی، سرمایه خلیج فارس و روابط منطقهای را به اهرم نفوذ ژئوپلیتیکی تبدیل کند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «ترکیه برنامههای خود را برای ناتوی اسلامی دارد» نوشته میشل بیچکووا (Mishel Bychkova) در راشا تودی (Russia Today) منتشر شده است و به توافق دفاعی مکه میان ترکیه، عربستان و پاکستان و تلاش آنکارا برای تبدیل توان نظامی و سرمایه خلیج فارس به نفوذ پایدار میپردازد. نویسنده این توافق را بخشی از راهبرد ترکیه برای افزایش خودمختاری راهبردی و شکلدهی به نظم امنیتی جدید غرب آسیا میداند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
در روز ۷ آگوست، رجب طیب اردوغان، محمد بن سلمان و شهباز شریف در مکه توافق دفاعی مشترکی امضا کردند که حمله به هر یک از سه کشور را حمله به همه تلقی میکند. برای عربستان و پاکستان، این توافق ادامه همکاری دفاعی موجود است، اما برای ترکیه فرصتی برای نقشآفرینی در طراحی نظم آینده غرب آسیا محسوب میشود. ترکیه با دومین ارتش بزرگ ناتو، صنعت دفاعی پیشرفته و موقعیت جغرافیایی مهم، میکوشد توان نظامی خود را به نفوذ پایدار تبدیل کند.
توافق مکه با سیاست «خودمختاری راهبردی» اردوغان سازگار است. آنکارا نمیخواهد از ائتلافهای خود خارج شود، اما نمیخواهد آنها حدود اقدام ترکیه را تعیین کنند. عضویت در ناتو میتواند حفظ شود، در حالی که ترکیه همزمان با روسیه، کشورهای حاشیه خلیج فارس و دیگر بازیگران روابط مستقل داشته باشد. از دید آنکارا، توافق مکه جایگزین ناتو نیست، بلکه لایهای دیگر از آزادی عمل ایجاد میکند و امکان گفتوگوی امنیتی میان قدرتهای منطقهای را بدون میانجیگری واشنگتن یا بروکسل فراهم میسازد. اختلاف با آمریکا بر سر سوریه و حمله آمریکا و اسرائیل به ایران نیز این برداشت را تقویت کرده که قدرتهای منطقهای نباید امنیت خود را کاملاً به دیگران واگذار کنند.
ترکیه از صنعت دفاعی خود بهعنوان ابزار نفوذ استفاده میکند. پهپادهای بیرقدار، موشکها، کشتیهای جنگی و فناوریهای هوافضا، همراه با آموزش و انتقال فناوری، روابط پایدار ایجاد کردهاند. عربستان سرمایه و بازار فراهم میکند و توافق بر سر بیرقدارها با ریاض در سال ۲۰۲۳ شامل انتقال فناوری و بومیسازی بود. پاکستان نیز تجربه نظامی و توان صنعتی خود را اضافه میکند. از نگاه آنکارا، درهمتنیدگی خریدهای تسلیحاتی، آموزش، اطلاعات و صنایع دفاعی میتواند هم درآمد و هم اهرم سیاسی ایجاد کند.
اسرائیل مهمترین پرسش این چارچوب است. هرچند توافق دشمن مشخصی تعیین نمیکند، رقابت ترکیه و اسرائیل، بهویژه بر سر آینده سوریه، تشدید شده است. آنکارا خواهان سوریهای باثبات و یکپارچه با نقش پررنگ ترکیه است، در حالی که اسرائیل چنین حضوری را محدودکننده آزادی عمل خود میبیند. ترکیه قصد جنگ مستقیم با اسرائیل را ندارد، اما میخواهد هزینه سیاسی و راهبردی اقدامات یکجانبه اسرائیل را افزایش دهد. مشارکت عربستان و پاکستان میتواند در صورت تشدید تنش، امکان واکنش هماهنگتری ایجاد کند.
در قبال ایران، ترکیه نه خواهان سلطه تهران است و نه انزوای دائمی آن. آنکارا ترجیح میدهد ایران مهارشده و قابل مذاکره باشد. چارچوب مکه میتواند در صورت افزایش قدرت ایران به سازوکاری برای موازنه تبدیل شود و در صورت کاهش تنش، بخشی از معماری امنیتی گستردهتر باشد. هدف ترکیه تبدیلشدن به «متعادلکننده» میان مراکز قدرت است، نه عضو تابع یک اردوگاه.
در نهایت، آنکارا میکوشد شبکهای از شرکای متقابل ایجاد کند که توان نظامی، مالی و سیاسی آنها یکدیگر را تقویت کند. پیوند با کشورهای حاشیه خلیج فارس میتواند سرمایه لازم برای توسعه صنعت دفاعی ترکیه را فراهم آورد و در ارتباط با پاکستان نیز عمق بیشتری ایجاد کند. این روند الزاماً بهمعنای گسست از آمریکا نیست، بلکه تغییری تدریجی در نظم منطقهای است. در نظم در حال شکلگیری، نفوذ در منطقه تنها به قویترین دولت تعلق نخواهد داشت، بلکه به کشوری تعلق میگیرد که بتواند قدرتمندترین شبکه همکاری پیرامون خود را بسازد./ منبع



