ایران ترامپ را تحقیر کرده است
توافق جدید واشنگتن و تهران یک تسلیم دیپلماتیک و تحقیر نمادین برای ایالات متحده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشت حاضر با عنوان «ایران ترامپ را تحقیر کرده است» نوشته گریم وود (Graeme Wood) در نشریه آمریکایی آتلانتیک (Atlantic) به تحلیل ابعاد سیاسی و نمادین یادداشت تفاهم اخیر میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران میپردازد. این تحلیل با لحنی انتقادی و بیطرف، توافق مذکور را یک عقبنشینی آشکار و مایه سرافکندگی دولت ترامپ قلمداد کرده و نشان میدهد که چگونه تهران توانسته است بدون دست کشیدن از برنامههای موشکی و منطقهای خود، امتیازات گستردهای از واشنگتن کسب کند. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
توافق اخیر میان واشنگتن و تهران به عنوان یک تحقیر تمامعیار و تسلیم بیقیدوشرط برای ایالات متحده ارزیابی میشود؛ چرا که در ازای دستاوردهای ناچیز، تضمینهای امنیتی و منابع مالی عظیمی را در اختیار ایران قرار میدهد. بر اساس این تفاهمنامه، ساختار سیاسی ایران همچنان پابرجا مانده و این کشور مجاز است به توسعه موشکهای بالستیک و پهپادهای خود ادامه دهد. علاوه بر این، حق تنظیم و کنترل ترافیک دریایی در تنگه هرمز پس از یک دوره ۶۰ روزه به تهران واگذار شده است. دفاع توجیهی کاخ سفید از این توافق و تایید ضمنی حق ایران در داشتن موشکهای بالستیک، عملاً به معنای اعتراف به شکست اهداف اولیه جنگ و ناتوانی نیروی دریایی آمریکا در باز نگه داشتن شریانات کلیدی مواصلاتی است.
با این حال، میان تحقیر دیپلماتیک و شکست ساختاری تفاوت وجود دارد. اگرچه ایالات متحده در این مسیر اعتبار بینالمللی خود را از دست داده و ثابت کرده که حتی یک ابرقدرت ثروتمند نیز نمیتواند اراده خود را بر کشوری مصمم دیکته کند، اما ایران نیز با هزینههای سنگینی روبهرو است. همسایگان ایران اکنون این کشور را یک تهدید مستقیم میدانند و در حال تسلیح خود و یافتن راههای جایگزین برای دور زدن تنگه هرمز هستند. از سوی دیگر، اقتصاد ایران به شدت آسیب دیده و بعید است سرمایهگذاران خارجی تمایلی به ورود به کشوری با حاکمیت بیثبات داشته باشند. خوشبینانهترین توجیه برای این توافق از دیدگاه واشنگتن این است که چالشهای اقتصادی و سیاسی داخلی ایران، بیش از هر اقدام نظامی دیگری میتواند منجر به تغییر رفتار یا ساختار حاکمیت شود.
از طرفی، ابهام شدید در متن تفاهمنامه نشان میدهد که هر دو طرف احتمالاً از ابتدا قصد پایبندی کامل به آن را نداشتهاند و این سند فاقد بازرسیهای دقیق و ساختارمندی است که در توافق سال ۲۰۱۵ وجود داشت. مقامات آمریکایی لحن این سند را به گونهای تنظیم کردهاند که تهران بتواند از آن بهرهبرداری داخلی کند؛ چرا که رهبران ایران به شدت نسبت به تحقیر نمادین ایالات متحده حساس بوده و نفس صادر شدن این بیانیه را یک سرمایه نمادین و عاطفی بزرگ پس از انقلاب ۱۹۷۹ میدانند. اکنون زمان آن فرا رسیده است که مشخص شود تهران چگونه از عواید این تحقیر دیپلماتیک استفاده خواهد کرد. این دستاورد سیاسی به رهبران جدید تهران مشروعیت لازم را میدهد تا در صورت تمایل، دست به اصلاحات ساختاری بزنند؛ اصلاحاتی که در گذشته ضدانقلابی تلقی میشد. ایران در این نبرد نظامی شکست نخورده، اما آینده صلح و دیپلماسی همچنان مبهم و متزلزل است./منبع



