آمریکاخاورمیانهسیاست داخلی و جامعه

واکنش غافلگیرکننده در داخل ایران به پیروزی در جنگ

بدبینی افکار عمومی و رقابت‌های سیاسی داخلی در ایران، توافق دیپلماتیک با آمریکا را به چالش کشیده است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «واکنش غافلگیرکننده در داخل ایران به پیروزی در جنگ» به قلم سیموس ملک‌افضلی (Séamus Malekafzali) در پایگاه تحلیلی آمریکایی د اینترسپت (Intercept) منتشر شده است. این مطلب با رویکردی واقع‌گرایانه و بی‌طرف، به واکاوی فضای سیاسی و اجتماعی ایران پس از امضای تفاهم‌نامه اخیر با ایالات متحده می‌پردازد و نشان می‌دهد که برخلاف دستاوردهای استراتژیک چشمگیر، تجربه تلخ عهدشکنی‌های گذشته آمریکا و مواضع منتقدان داخلی، حالتی از احتیاط و چنددستگی را در قبال این توافق ایجاد کرده است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

تفاهم‌نامه دیپلماتیک اخیر میان ایالات متحده و ایران که متضمن امتیازاتی بی‌سابقه از جمله لغو کامل تحریم‌ها و آزادسازی میلیاردها دلار دارایی مسدود شده است، در سطح بین‌المللی به عنوان یک چرخش راهبردی ارزیابی می‌شود. در حالی که لایه‌هایی از ساختار حاکمیتی ایران و رسانه‌های رسمی این رویکرد را یک پیروزی مطلق و تحقق اهداف از طریق میز مذاکره توصیف می‌کنند، فضای عمومی و نخبگانی جامعه با نوعی تردید و احتیاط آمیخته شده است. ریشه این واکنش‌های دوگانه را باید در بدبینی عمیق نسبت به تعهدات واشنگتن جست‌وجو کرد، چرا که توافقات گذشته اغلب به عنوان پوششی برای آمادگی‌های نظامی علیه ایران مورد استفاده قرار گرفته‌اند. این پیش‌زمینه تاریخی سبب شده تا جامعه ایران برخلاف شور و شعف پس از توافق سال ۲۰۱۵، این بار با نگاهی محافظه‌کارانه به دستاوردهای دیپلماتیک بنگرد.

از سوی دیگر، جبهه‌بندی‌های سیاسی داخلی در ایران چالش‌های جدیدی را پیش روی این تفاهم‌نامه قرار داده است. منتقدان اصول‌گرا در پارلمان و رسانه‌ها، صراحتاً تیم مذاکره‌کننده را به دلیل باقی گذاشتن خلأهای ساختاری در متن توافق سرزنش می‌کنند. از نگاه آنان، بازگشایی فوری تنگه هرمز بدون تعیین جدول زمانی دقیق برای خروج نیروهای آمریکایی و رفع کامل تحریم‌ها، اهرم‌های فشار اقتصادی ایران را تضعیف می‌کند. این مخالفت‌ها حتی به سطوح عالی حاکمیتی نیز تسری یافته است، به طوری که اعلام مواضع مشروط مبنی بر لزوم رد زیاده‌خواهی‌های آمریکا، نشان از یک مرزبندی آشکار میان تصمیمات دولت اجرایی و انتظارات کلان حاکمیت دارد؛ پویایی خاصی که بار مسئولیت هرگونه شکست احتمالی در اجرای توافق را متوجه نهاد ریاست جمهوری می‌سازد.

در بعد میدانی و منطقه‌ای، پایداری این توافق به شدت تحت تاثیر رفتارهای تهاجمی در جبهه‌های موازی قرار دارد. نقض مکرر آتش‌بس در جنوب لبنان و اصرار بر تداوم حضور نظامی در این مناطق، نشان‌دهنده تلاش کارشکنی برای بی‌اثر کردن مذاکرات تهران و واشنگتن است. این بن‌بست نظامی سبب شد تا ایران در واکنشی متقابل، موقتاً مسیرهای استراتژیک دریایی را مسدود کند و خواستار پایبندی کامل به تعهدات بین‌المللی شود. هم‌زمان، رویکردهای تکمیلی ایالات متحده برای منوط کردن بودجه‌های بازسازی به قطع حمایت‌های منطقه‌ای ایران، نشان می‌دهد که پایداری این تفاهم‌نامه به دلیل عدم شمولیت بر برنامه‌های موشکی و ائتلاف‌های منطقه‌ای، به شدت آسیب‌پذیر بوده و سایه جنگ همچنان بر این دستاورد دیپلماتیک سنگینی می‌کند./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا