روسیه و برنامه هستهای ایران: حمایت، میانجیگری و ابهام
روسیه با حفظ ابهام راهبردی از ایران در پرونده هستهای حمایت و میانجیگری میکند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «روسیه و برنامه هستهای ایران: حمایت، میانجیگری و ابهام» نوشته دیمیتری کوفچگین (Dmitry Kovchegin) و آرکادی میل من (Arkady Mil-Man) و منتشرشده در مؤسسه مطالعات امنیت ملی (Institute for National Security Studies)، با بررسی رویکرد روسیه نسبت به برنامه هستهای ایران در بستر تحولات پس از جنگ اوکراین و بحرانهای اخیر منطقهای، نشان میدهد که مسکو با اتخاذ سیاستی چندلایه شامل حمایت سیاسی محدود، میانجیگری دیپلماتیک و ابهام راهبردی، در پی حفظ توازن میان تهران، واشنگتن و بازیگران منطقهای است و از پرونده هستهای ایران بهعنوان ابزار تنظیم روابط ژئوپلیتیک خود بهره میبرد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
سیاست روسیه در قبال برنامه هستهای ایران در سالهای اخیر بهویژه پس از فروپاشی برجام و تشدید تنشهای بینالمللی، از یک رویکرد نسبتاً هماهنگ با قدرتهای غربی به سمت یک سیاست چندوجهی و متوازن تغییر یافته است. این سیاست اکنون بر سه محور اصلی استوار است: حمایت دیپلماتیک محدود از ایران، تلاش برای ایفای نقش میانجی میان تهران و واشنگتن و در عین حال حفظ سطحی از ابهام راهبردی که امکان انعطاف در برابر تحولات آینده را برای مسکو فراهم کند.
در دوره مذاکرات برجام، روسیه در چارچوب گروه ۵+۱ نقش یک بازیگر نسبتاً سازنده را ایفا میکرد که هدف آن مهار ابعاد نظامی احتمالی برنامه هستهای ایران و حفظ سازوکارهای نظارتی آژانس بینالمللی انرژی اتمی بود. در آن مقطع، همسویی نسبی منافع روسیه با غرب در جلوگیری از اشاعه هستهای و همچنین تمایل به کاهش تنشهای منطقهای، زمینهساز همکاریهای دیپلماتیک محدود میان طرفها شد. با این حال، خروج آمریکا از برجام و تغییرات گسترده در محیط امنیتی بینالمللی، بهویژه پس از جنگ اوکراین، این معادله را بهطور بنیادین تغییر داد.
در شرایط جدید، ایران برای روسیه از یک شریک منطقهای به یک متحد راهبردی در برابر فشارهای غرب تبدیل شده است. این تغییر جایگاه موجب تعمیق همکاریهای سیاسی، نظامی و فناوری میان دو کشور شده و ایران در ادبیات سیاسی روسیه به عنوان کشوری معرفی میشود که تجربه مشابهی از تحریمهای گسترده و فشارهای غربی دارد. با این حال، این نزدیکی به معنای تعهد کامل روسیه به حمایت از برنامه هستهای ایران نیست، بلکه مسکو تلاش میکند از این رابطه در راستای منافع گستردهتر ژئوپلیتیک خود بهرهبرداری کند.
در جریان بحرانهای اخیر و حملات نظامی علیه تأسیسات هستهای ایران، روسیه ضمن محکومیت لفظی این اقدامات، از ورود به درگیری مستقیم نظامی خودداری کرده و از ارائه تسلیحات تعیینکننده که بتواند موازنه قدرت را تغییر دهد نیز اجتناب ورزیده است. این رویکرد نشاندهنده تلاش مسکو برای جلوگیری از تشدید تنش با ایالات متحده و همزمان حفظ کانالهای ارتباطی با کشورهای عربی منطقه است.
در سطح دیپلماتیک، روسیه در نهادهای بینالمللی مانند آژانس بینالمللی انرژی اتمی و نشستهای مرتبط با پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) نقش فعالی در حمایت از ایران ایفا کرده است. این حمایت شامل مخالفت با قطعنامههای انتقادی علیه تهران و تلاش برای تغییر ادبیات اسناد بینالمللی به نفع حق ایران در استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای بوده است. در عین حال، روسیه مسئولیت اقدامات ایران را تا حدی به فشارهای غرب نسبت میدهد و بدین ترتیب از یک موضع کاملاً جانبدارانه فاصله میگیرد.
یکی از ابعاد مهم سیاست روسیه، تلاش برای ایفای نقش واسطه در مذاکرات احتمالی آینده میان ایران و آمریکا است. پیشنهادهایی مانند انتقال اورانیوم غنیشده ایران به خاک روسیه یا مشارکت در مدیریت مواد هستهای، بخشی از این راهبرد میانجیگرانه محسوب میشود که هدف آن افزایش نقش مسکو بهعنوان بازیگر کلیدی در مدیریت بحرانهای هستهای است. این پیشنهادها علاوه بر جنبه فنی، کارکرد سیاسی نیز دارند و موقعیت روسیه را بهعنوان ضامن یا ناظر امنیتی تقویت میکنند.
در مجموع، سیاست روسیه در قبال برنامه هستهای ایران نه کاملاً حمایتی و نه کاملاً تقابلی است، بلکه بر نوعی ابهام حسابشده استوار است که امکان استفاده همزمان از ایران بهعنوان شریک راهبردی و ابزار چانهزنی در برابر غرب را فراهم میکند. این رویکرد منعطف به مسکو اجازه میدهد در شرایط تغییر موازنه قدرت جهانی، حداکثر بهرهبرداری ژئوپلیتیک را از پرونده هستهای ایران داشته باشد./منبع



