آمریکانظام بین‌الملل و نهادها

هزینه شکست در ایران

توافق مبهم واشنگتن و تهران، زمینه‌ساز کاهش نفوذ استراتژیک و آغاز خروج تدریجی آمریکا از خاورمیانه است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «هزینه شکست در ایران» به قلم توماس رایت (Thomas Wright) در ماهنامه آمریکایی د آتلانتیک (Atlantic) منتشر شده است. این مطلب با رویکردی تحلیلی و انتقادی، به بررسی پیامدهای راهبردی تفاهم‌نامه اخیر میان واشنگتن و تهران می‌پردازد و استدلال می‌کند که این توافق مبهم، فراتر از یک سازش موقت، مانیفست مدیریت یک شکست ژئوپلیتیک برای ایالات متحده است که افکار عمومی و نخبگان سیاسی این کشور را بیش از هر زمان دیگری نسبت به اثربخشی مداخله‌گرایی نظامی و دیپلماتیک در منطقه خاورمیانه ناامید و بی‌اعتماد ساخته است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

تفاهم‌نامه اخیر میان ایالات متحده و ایران که تعهداتی تا سقف ۳۰۰ میلیارد دلار را برای بازسازی و توسعه اقتصادی ایران از طریق شرکای منطقه‌ای متصور شده است، تداعی‌کننده یک «طرح مارشال» جدید در منطقه است؛ با این تفاوت بنیادین که طرح مارشال نخست برای تثبیت پیروزی آمریکا طراحی شد، اما توافق فعلی ابزاری برای مدیریت تبعات یک شکست راهبردی است. متن این سند به شدت مبهم است و در موضوعاتی کلیدی همچون سقف غنی‌سازی اورانیوم و مکانیزم‌های بلندمدت تردد در تنگه هرمز، جزئیات دقیقی ارائه نمی‌دهد. مقامات آمریکایی تلاش دارند این توافق را سندی صرفاً سیاسی برای مصارف داخلی تهران جلوه دهند، اما شواهد نشان می‌دهد که تخفیف گام‌به‌گام تحریم‌ها و آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده در قطر، عمان و عراق، اهرم‌های فشار اولیه فراوانی را در اختیار ایران قرار می‌دهد، در حالی که احتمال دستیابی به یک توافق جامع و نهایی به دلیل شکاف عمیق میان طرفین بسیار کمرنگ است.

ارزیابی اهداف اولیه واشنگتن نشان می‌دهد که خروجی این نبرد دیپلماتیک و نظامی چیزی جز شکست نبوده است. ایالات متحده با هدف نابودی ابزارهای فشار ایران، مهار نفوذ منطقه‌ای و اعمال محدودیت‌های سخت‌گیرانه هسته‌ای وارد تنش شد، اما در نهایت با ایرانی مواجه گردید که از معافیت‌های نفتی، مسیرهای تامین مالی سخاوتمندانه و اقتدار تازه بر تنگه هرمز برخوردار است. ریشه این ناکامی، ممانعت از کاربرد زور نبود، بلکه ناشی از اتخاذ یک استراتژی جنگی نادرست بود. آغاز کمپین نظامی با حملات سنگین علیه رهبران ایران، ماهیت جنگ را برای ساختار سیاسی تهران حیثیتی کرد و انگیزه هرگونه عقب‌نشینی را از بین برد؛ برعکس تنش‌های محدود گذشته، این بار ایران با حمله به متحدان منطقه‌ای و انسداد شریان‌های اقتصادی، پاسخ سختی داد که واشنگتن آمادگی مدیریت آن را نداشت.

بزرگ‌ترین دستاورد استراتژیک ایران از این بحران، فرسایش اراده ایالات متحده برای ایفای نقش امنیتی در خاورمیانه است. پایگاه‌های نظامی آمریکا آسیب دیده و آسیب‌پذیری آن‌ها آشکار شده است، در حالی که حمایت داخلی از ائتلاف‌های سنتی واشنگتن در منطقه به شدت ریزش کرده است. هرچند خروج احتمالی آمریکا از منطقه به معنای صلح نخواهد بود و می‌تواند رقابت‌های مخرب منطقه‌ای را تشدید کند، اما در شرایط کنونی، افکار عمومی آمریکا خاورمیانه را یک سیاهچاله استراتژیک می‌دانند. این وضعیت انزواطلبانه تنها در صورت تغییرات بنیادین سیاسی در میان متحدان منطقه‌ای و بازتعریف پروژه‌های عادی‌سازی روابط دیپلماتیک ممکن است به طور موقت تغییر کند؛ در غیر این صورت، توافق فعلی در تاریخ به عنوان نقطه آغاز رسمی خروج ناگزیر آمریکا از خاورمیانه ثبت خواهد شد./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا