حق با ترامپ بود؛ جنگ با یک تسلیم به پایان رسید
توافق مقدماتی واشنگتن با تهران نوعی تسلیم مشروط از سوی آمریکا و ناشی از اشتباه بنیادین در آغاز جنگی بیهوده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «حق با ترامپ بود؛ جنگ با یک تسلیم به پایان رسید» نوشته نیکلاس کریستوف (Nicholas Kristof) در روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز (New York Times) به واکاوی ابعاد و هزینههای گزاف یادداشت تفاهم اخیر میان واشنگتن و تهران میپردازد. این تحلیل با لحنی رسمی و بیطرف، خروج ترامپ از جنگ را به دلیل بنبست نظامی و اقتصادی تصمیمی درست، اما اصل ورود به این منازعه را خطایی راهبردی ارزیابی میکند که در نهایت به تقویت موقعیت منطقهای ایران و تضعیف جایگاه بینالمللی ایالات متحده منجر شده است. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
یادداشت تفاهم مقدماتی میان واشنگتن و تهران، بیش از آنکه نشاندهنده تسلیم بیقیدوشرط ایران باشد، به یک تسلیم مشروط از سوی ایالات متحده شباهت دارد. این توافق موجی از انتقادات شدید را در میان محافل تندرو جمهوریخواه برانگیخته است که آن را یک شکست دیپلماتیک بزرگ و اعطای میلیاردها دلار به حاکمیت تهران میدانند. با این حال، اشتباه بنیادین کاخ سفید نه در پایان دادن به جنگ، بلکه در آغاز کورکورانه آن بدون داشتن هیچگونه استراتژی خروج مشخصی بوده است. در واقع، پیروزی نظامی و دیپلماتیک ایران در این معرکه، واشنگتن را به دلیل هراس از فروپاشی کامل اقتصاد جهانی و از دست رفتن شانس موفقیت در انتخابات میاندورهای، وادار به عقبنشینی و پذیرش این تحقیر دیپلماتیک کرد.
بر اساس مفاد این توافق، داراییهای مسدودشده ایران به سرعت آزاد شده و یک صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی این کشور ایجاد میشود. از سوی دیگر، کنترل نسبی بر تنگه هرمز و حق دریافت حق عبور از کشتیها به تهران واگذار خواهد شد. این در حالی است که پیش از خروج یکجانبه کاخ سفید از توافق هستهای سال ۲۰۱۵، بخش عمدهای از اورانیوم غنیشده ایران از کشور خارج شده و بازرسیهای شدیدی برقرار بود، اما رویکرد تقابلی سالهای اخیر تنها به توسعه برنامه هستهای ایران دامن زد. آغاز بمبارانها و ناتوانی در مدیریت پیامدهای بستهشدن تنگه هرمز، کاخ سفید را در موقعیتی قرار داد که برای جلوگیری از فاجعه اقتصادی چارهای جز صلح نداشته باشد.
از جنبههای راهبردی، این توافق میتواند انگیزه ایران را برای دستیابی به تسلیحات هستهای افزایش دهد؛ چرا که احتمال میرود با طولانی شدن روند مذاکرات ۶۰ روزه، تهران استراتژی مشابه کره شمالی را برای تثبیت هژمونی منطقهای خود برگزیند. هزینههای مادی این جنگ برای آمریکا حدود یک تریلیون دلار برآورد میشود که شامل بازسازی پایگاهها، جایگزینی مهمات و خدمات درمانی سربازان است؛ بودجه عظیمی که میتوانست صرف بهداشت و آموزش داخلی شود اما در خلیج فارس هدر رفت. علاوه بر این، شعارهای حمایت از مردم ایران توخالی از آب درآمد و حاکمیت مرکزی با تکیه بر این پیروزی سیاسی، مواضع خود را در داخل تثبیت کرد. در نهایت، این بحران یادآور این درس تاریخی است که اعتماد به وعدههای پیروزی آسان از سوی تندروها، همواره به تضعیف آمریکا و تقویت رقبا ختم میشود./منبع



