حزبالله و الگوی تحول جنگهای مدرن
درگیری جنوب لبنان الگوی نوین جنگ ترکیبی و فرسایشی در نبردهای مدرن را بازتعریف میکند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «حزبالله و الگوی تحول جنگهای مدرن» نوشته میراحمدرضا مشرف از اندیشکده مطالعات دفاعی آسیا، با نگاهی تحلیلی به درگیریهای جنوب لبنان و نبرد بر سر بلندیهای علیالطاهر، نشان میدهد که این نبردها چگونه همزمان تحت تأثیر موازنه ژئوپلیتیکی، جنگ فرسایشی و رقابت روایی قرار گرفته و به الگویی از جنگ ترکیبی در حال تحول در سطح منطقهای و جهانی تبدیل شدهاند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
درگیریهای اخیر در جنوب لبنان، بهویژه تشدید نبرد میان حزبالله و ارتش اسرائیل، در شرایطی رخ داده که برخی تحولات دیپلماتیک منطقهای انتظار کاهش تنشها را ایجاد کرده بود، اما واقعیت میدانی مسیر متفاوتی را نشان داده است. استمرار عملیات نظامی در این جبهه بیانگر آن است که عرصههای محلی جنگ میتوانند به سرعت بر محاسبات کلان ژئوپلیتیکی اثر گذاشته و حتی روندهای دیپلماتیک را تضعیف کنند. جنوب لبنان در این چارچوب نهتنها یک میدان درگیری محدود، بلکه نقطهای حساس در تلاقی سیاست، امنیت و بازدارندگی منطقهای باقی مانده است.
در سطح نظامی، تمرکز اصلی بر نبرد بر سر بلندیهای علیالطاهر در نزدیکی کفرتبنیت قرار دارد؛ منطقهای مرتفع که به دلیل اشراف دید بر مسیرهای عملیاتی جنوب لبنان از اهمیت تاکتیکی بالایی برخوردار است. تسلط بر این ارتفاعات امکان کنترل شناسایی، هدایت آتش توپخانه و ایجاد کمینهای ضدزره را فراهم میکند و همین ویژگی آن را به یکی از نقاط کلیدی در تقابل دو طرف تبدیل کرده است. عملیاتهای جاری در این منطقه از سوی طرف مقابل بهعنوان بخشی از تلاش برای ایجاد عمق عملیاتی و تثبیت موقعیتهای مرزی تعریف میشود، در حالی که حزبالله این نبرد را بهعنوان مانعی در برابر پیشروی و تثبیت ارضی نیروهای مهاجم بازنمایی میکند.
در سطح میدانی، درگیریها ترکیبی از نبرد زمینی، حملات موشکی، پهپادی و توپخانهای است که با الگوهای نامتقارن در هم آمیخته شدهاند. استفاده از پهپادها و مهمات سرگردان، همراه با تاکتیکهای کمین و جنگ فرسایشی، نشان میدهد که میدان نبرد از الگوی کلاسیک زرهی فاصله گرفته و به ساختاری چندلایه و شبکهای تبدیل شده است. در این شرایط، تحرک نیروهای زمینی با تهدید دائمی از آسمان و زمین مواجه است و هرگونه پیشروی با هزینههای عملیاتی بالا همراه میشود.
همزمان، جنگ روایتها به بخشی جداییناپذیر از این درگیری تبدیل شده است. هر دو طرف تلاش میکنند از طریق روایتسازی رسانهای، ادراک عمومی از توازن قدرت را شکل دهند؛ یکی با تأکید بر موفقیتهای عملیاتی و دیگری با برجستهسازی خسارات و ناکامیهای طرف مقابل. در این میان، دادههای اطلاعات منبع باز و تحلیل تصاویر میدانی نقش مهمی در شکلدهی به برداشتهای مستقل از واقعیت میدان دارند و به پیچیدهتر شدن فضای اطلاعاتی جنگ کمک میکنند.
در نهایت، این درگیری نشاندهنده تحول گستردهتر در ماهیت جنگهای مدرن است؛ جایی که مرز میان جنگ متعارف و نامتقارن در حال کمرنگ شدن است. ترکیب عملیات زمینی، پهپادی، اطلاعاتی و رسانهای بیانگر ظهور الگوی جنگ ترکیبی است که در آن انعطافپذیری، پراکندگی عملیاتی و سرعت واکنش، جایگزین تمرکز صرف بر قدرت سخت شده است. این روند نشان میدهد که تجربه جنوب لبنان میتواند بهعنوان یک الگوی مطالعاتی برای آینده جنگهای منطقهای و بازنگری در دکترینهای نظامی مورد توجه قرار گیرد./منبع