ظرفیت روسیه برای میانجیگری توافق تازه میان آمریکا و ایران
روسیه با تکیه بر روابط نزدیک با تهران و تجربه مذاکرات هستهای، میتواند مسیر توافق تازه ایران و آمریکا را هموار کند.
به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان «ظرفیت روسیه برای میانجیگری توافق تازه میان آمریکا و ایران» به قلم دیمیتری ترنین (Dmitri Trenin) در الجزیره (Al Jazeera) منتشر شده است. این مطلب ظرفیتهای دیپلماتیک مسکو برای میانجیگری در پرونده هستهای ایران را با توجه به روابط راهبردی روسیه و ایران، تجربه مذاکرات برجام و پیوند بحرانهای ژئوپلیتیکی اوراسیا بررسی میکند و منافع و محدودیتهای نقشآفرینی روسیه در کاهش تنش میان تهران و واشنگتن را توضیح میدهد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
سفر سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، به تهران و دیدار او با مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، در چارچوب رایزنیهای مستمر میان مقامهای دو کشور انجام شده است. این سفر پس از دیدارهای پزشکیان و ولادیمیر پوتین در ماههای سپتامبر و اکتبر صورت گرفت؛ دیدارهایی که همزمان با ادامه درگیری نظامی ایران با آمریکا و اسرائیل و افزایش تلاشهای دیپلماتیک برای دستیابی به توافقی تازه درباره برنامه هستهای ایران اهمیت یافتهاند. گزارشها حاکی از آن است که مسکو پیشنهاد میانجیگری میان تهران و واشنگتن را مطرح کرده، هرچند هنوز نمیتوان درباره موفقیت این تلاشها قضاوت قطعی کرد.
یکی از مزیتهای روسیه، برخورداری از توانمندی فنی و تجربه گسترده در حوزه هستهای است. شرکت دولتی روساتم از بازیگران مهم صنعت انرژی هستهای غیرنظامی جهان به شمار میرود و روسیه در ساخت واحدهای جدید نیروگاه بوشهر مشارکت دارد. مسکو از حق ایران برای تولید انرژی هستهای غیرنظامی حمایت میکند، اما با دستیابی تهران به سلاح هستهای مخالف است؛ زیرا گسترش تسلیحات هستهای در نزدیکی مرزهای روسیه میتواند ملاحظات امنیتی این کشور را تحت تأثیر قرار دهد. این موضع، امکان گفتوگو با ایران درباره چارچوبی را فراهم میکند که ضمن حفظ ظرفیتهای هستهای غیرنظامی، محدودیتهایی را برای جلوگیری از نظامیشدن برنامه هستهای در نظر بگیرد.
روابط تهران و مسکو نیز در سالهای اخیر نزدیکتر شده است. روسیه پس از آغاز جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۲ با فشار و تحریمهای غرب روبهرو شد و ایران با انتقال فناوری پهپادهای شاهد به این کشور کمک کرد. در اوایل سال ۲۰۲۵، دو کشور پیمان مشارکت جامع راهبردی را امضا کردند که چارچوب گسترش همکاریهای اقتصادی، سیاسی و نظامی را مشخص میکرد. بااینحال، تهران پیشنهاد روسیه برای گنجاندن بند کمک نظامی متقابل در این پیمان را نپذیرفت. این موضوع نشان میدهد که نزدیکی دو کشور، به معنای تعهد خودکار آنها به دفاع نظامی از یکدیگر نیست. در عین حال، همکاریهای موجود و افزایش اعتماد سیاسی میتواند زمینه لازم برای هماهنگی دیپلماتیک را فراهم کند.
میانجیگری موفق همچنین با منافع اقتصادی و منطقهای روسیه ارتباط دارد. مسکو امیدوار است پایان جنگ، اجرای کریدور بینالمللی حملونقل شمال–جنوب به مقصد هند را تسهیل کند؛ مسیری که از ایران عبور میکند و برای ارتباطات تجاری روسیه اهمیت دارد. روسیه همچنین خواهان حفظ روابط با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس است و نمیخواهد حملات تلافیجویانه ایران یا تداوم بحران، این مناسبات را تضعیف کند. افزایش قیمت نفت در پی بستهشدن تنگه هرمز ممکن است درآمد کوتاهمدتی برای روسیه ایجاد کند، اما استمرار اختلال در تجارت و حملونقل منطقهای در بلندمدت با منافع این کشور سازگار نیست.
تجربه مشارکت روسیه در مذاکرات منتهی به توافق هستهای سال ۲۰۱۵، موسوم به برنامه جامع اقدام مشترک، نیز به مسکو جایگاهی ویژه میدهد. خروج آمریکا از توافق و کاهش اعتبار دیپلماتیک کشورهای اروپایی نزد تهران و واشنگتن، فضای میانجیگری را محدود کرده است. در چنین شرایطی، روسیه و چین از جمله قدرتهایی هستند که میتوانند در رایزنیهای احتمالی نقش ایفا کنند. انتقال پیشنهاد ایران به دونالد ترامپ از سوی پوتین و طرح احتمال دیدار سهجانبه رهبران آمریکا، روسیه و چین در حاشیه نشست همکاری اقتصادی آسیا–اقیانوسیه در شنژن، نشانههایی از پیوند خوردن پرونده هستهای ایران با مذاکرات گستردهتر قدرتهای بزرگ است.
بحرانهای اوکراین، ایران و تایوان را نمیتوان کاملاً جدا از یکدیگر بررسی کرد؛ زیرا هر سه با رقابت راهبردی آمریکا، روسیه و چین ارتباط دارند. بااینحال، گفتوگوهای دیپلماتیک بهخودیخود تضمینکننده توافق نیستند و اختلاف منافع، بیاعتمادی و تحولات میدانی میتوانند روند مذاکرات را مختل کنند. نقشآفرینی روسیه ممکن است فرصتی برای پیوند دادن فشارهای نظامی با مسیرهای دیپلماتیک ایجاد کند، اما دستیابی به توافقی پایدار به پذیرش تعهدات متقابل از سوی تهران و واشنگتن و مدیریت رقابتهای منطقهای وابسته خواهد بود./ منبع