مسکو تا کجا میتواند میانجی باشد؟
مسکو میتواند گفتوگوهای هستهای را تسهیل کند، اما میانجیگری آن با محدودیتهای جدی روبهروست.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان«مسکو تا کجا میتواند میانجی باشد؟» به قلم سعیده سادات فهری و منتشرشده در مؤسسه مطالعات ایران و اوراسیا، دیدگاههای محمود شوری درباره امکان نقشآفرینی روسیه در کاهش تنش میان ایران و آمریکا را بررسی میکند. این یادداشت، ضمن اشاره به ظرفیت دیپلماتیک مسکو در پرونده هستهای، بر تفاوت نگاه تهران و روسیه به امنیت خلیج فارس و محدودیتهای میانجیگری قدرتهای بزرگ تأکید دارد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
سفر سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، به تهران همزمان با تلاشهای دیپلماتیک برای کاهش تنش ایران و آمریکا، گمانهزنیها درباره احتمال میانجیگری مسکو را افزایش داده است. بااینحال، روسیه تاکنون بهطور رسمی چنین مأموریتی را اعلام نکرده و میان فعالیت دیپلماتیک برای کاهش بحران و پذیرش نقش میانجی تفاوت وجود دارد. همکاری راهبردی ایران و روسیه نیز بهتنهایی نشان نمیدهد که واگذاری این نقش به مسکو الزاماً با منافع ملی تهران سازگار است.
روسیه و چین، بهعنوان قدرتهای بزرگ، تمایل دارند در تحولات منطقهای نقش دیپلماتیک داشته باشند؛ اما ورود آنها به گفتوگوهای ایران و آمریکا میتواند پیچیدگیهای تازهای ایجاد کند. ازاینرو، استقبال از تلاشهای مسکو برای کاهش تنش نباید با موافقت پیشینی با میانجیگری رسمی اشتباه گرفته شود. هر ابتکاری باید با منافع ایران سنجیده شود.
یکی از زمینههای سفر لاوروف، طرح امنیت جمعی روسیه برای خلیج فارس است که نخستینبار در سال ۲۰۱۹ ارائه شد و مسکو بهتازگی نسخه تازهای از آن را پیگیری کرده است. هدف اعلامی این طرح، تقویت گفتوگو و ثبات منطقهای است؛ بااینوجود، تهران و مسکو درباره اجزای آن همنظر نیستند. بهویژه، روسیه تمایل دارد مسئله فلسطین و اسرائیل را مستقیماً وارد چارچوب پیشنهادی نکند، درحالیکه ایران مسئله فلسطین را از ریشههای اصلی ناامنی منطقه میداند.
موضوع تنگه هرمز نیز اختلاف دیدگاه دو کشور را آشکار میکند. روسیه و چین بر بازماندن آبراههای بینالمللی برای همه کشورها تأکید دارند، اما این موضع الزاماً با راهبرد فعلی ایران در خلیج فارس منطبق نیست. بنابراین، حمایت از نقش سازنده روسیه در کاهش تنش با سپردن مدیریت امنیت منطقه به مسکو یکسان نیست. امکان اجرای طرح امنیت جمعی و میزان انطباق آن با ملاحظات امنیتی تهران باید پیش از هر توافقی سنجیده شود.
در پرونده هستهای، روسیه با دستیابی ایران به تسلیحات هستهای یا خروج برنامه آن از چارچوبهای قابلکنترل موافق نیست، اما در مقایسه با رویکرد مبتنی بر فشار، گفتوگو را راه مناسبتری میداند. این تفاوت میتواند مجالی برای همکاری فراهم کند. بااینحال، شکاف میان خواستههای تهران و واشنگتن همچنان اساسی است؛ زیرا از نگاه ایران، سیاست کنونی آمریکا بهجای محدودسازی مورد توافق، متوجه حذف توانمندیهای هستهای کشور شده است.
سابقه رفتار روسیه در این پرونده ترکیبی از همکاری و اختلاف منافع را نشان میدهد. مسکو در دورههایی با قطعنامههای مورد حمایت غرب علیه ایران همراهی کرده و در مقاطعی نیز برای دستیابی به برجام نقش داشته است. پس از توافق هستهای، بر حفظ آن پافشاری کرده و نقض تعهدات را متوجه کشورهای غربی دانسته است. روسیه و چین همچنین با تلاشهای غرب برای بازگرداندن تحریمها در ارتباط با قطعنامه ۲۲۳۱ همراه نشدهاند.
تمرکز کنونی مسکو همچنان بر بازگشت به برجام است. روسیه درباره تعیین تکلیف اورانیوم غنیشده ۶۰ درصدی ایران پیشنهادهایی مطرح کرده و ولادیمیر پوتین نیز در این زمینه وارد رایزنی شده است. چنین ظرفیتهایی میتواند نقش تسهیلکننده برای مسکو ایجاد کند، نه لزوماً جایگاه میانجی مورد توافق همه طرفها. تا زمانی که فاصله میان مطالبات ایران، اهداف آمریکا و پیشنهادهای روسیه کاهش نیابد، چشمانداز دستیابی به توافق هستهای با ابتکار مسکو نامطمئن خواهد ماند./ منبع