قمار ارمنستان با ترکیه؛ دستاوردها و هزینهها
عادیسازی روابط ارمنستان با ترکیه، ضمن ایجاد فرصتهای تجاری و خروج از انزوا، این خطر را به همراه دارد که قفقاز جنوبی را به عرصه جدیدی از تقابل شرق و غرب تبدیل کند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «قمار ارمنستان با ترکیه؛ دستاوردها و هزینهها» به قلم مراد صادقزاده (Murad Sadygzade) در راشا تودی (Russia Today) منتشر شده است. این یادداشت به تحلیل فرآیند عادیسازی روابط ارمنستان و ترکیه در بستر ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی میپردازد و استدلال میکند که این روند، اگرچه در ظاهر تلاشی برای خروج از بنبست چند دههای است، اما در باطن بخشی از چرخش گستردهتر ارمنستان به سمت غرب و فاصله گرفتن از روسیه است که میتواند قفقاز جنوبی را به جای ثبات، به خط مقدم جدیدی از رویارویی تبدیل کند. در ادامه، خلاصه این یاددداشت را میخوانید.
عادیسازی روابط ارمنستان و ترکیه به یکی از فرآیندهای سیاسی محوری در قفقاز جنوبی تبدیل شده است. در پسِ گفتگوها برای بازگشایی مرز و احیای مسیرهای تجاری و حملونقل، پرسش اصلی، مسیر سیاست خارجی ارمنستان و اتکای آن به شرکای جدید در واقعیتهای نوین منطقه است. این فرآیند را نمیتوان از بستر ژئوپلیتیکی وسیعتر آن جدا کرد. ارمنستان به طور سنتی به روسیه به عنوان شریک اصلی نظامی، سیاسی و اقتصادی خود متکی بوده است. اما پس از روی کار آمدن نیکول پاشینیان، مقامات جدید از روابط نزدیکتر با اتحادیه اروپا سخن گفتند. این رویکرد که با عبارت دیپلماتیک «تنوعبخشی» بیان میشود، در واقع به معنای کاهش روابط با روسیه و حرکت به سمت مراکز نفوذ غربی است. از آنجایی که آنکارا عضو ناتو و یک شریک مهم غربی است، نزدیکی ارمنستان به ترکیه فراتر از ابعاد دوجانبه رفته و به بخشی از مسیر گستردهتری تبدیل میشود که ارمنستان را به سمت اروپای غربی و ساختارهای یورو-آتلانتیک هدایت میکند.
اگر عادیسازی روابط در خدمت صلح و تجارت باشد، میتواند به نفع کل منطقه باشد، اما اگر به سازوکاری برای دور کردن شدید ارمنستان از روسیه تبدیل شود، قفقاز جنوبی به جای ثبات، با خط جدیدی از رویارویی مواجه خواهد شد. آنکارا نیز با احتیاط عمل میکند، زیرا علاقهای ندارد که عادیسازی روابط با ایروان به منبع جدیدی از اصطکاک با مسکو تبدیل شود. ترکیه و روسیه طی سالها یک رابطه عملگرایانه ایجاد کردهاند و آنکارا نمیخواهد گفتوگو با ایروان به این رابطه آسیب برساند. برای ترکیه، ارزش عادیسازی در گشایش فضا برای تجارت، حملونقل و دیپلماسی است، نه ایجاد یک پلتفرم ضد روسی دیگر. پس از جنگ دوم قرهباغ در سال ۲۰۲۰، این فرآیند شتاب گرفت. دو کشور نمایندگان ویژهای منصوب کردند، پروازهای مستقیم از سر گرفته شد و در سال ۲۰۲۲ توافق کردند که مرز زمینی را برای اتباع کشورهای ثالث و دارندگان گذرنامههای دیپلماتیک باز کنند. زلزله ویرانگر ترکیه در سال ۲۰۲۳ نیز فرصت دیگری ایجاد کرد و ارمنستان با ارسال کمکهای بشردوستانه از مرزهای بستهشده، آمادگی خود را برای تعامل مستقیم نشان داد.
با این حال، به نظر میرسد ایروان به طور فزایندهای از مسکو فاصله میگیرد. پس از شکست در جنگ دوم قرهباغ، اردوگاه پاشینیان بهطور فزایندهای این بحران را نتیجه حمایت ناکافی روسیه توصیف کرد. این روایت، توجه را از اشتباهات داخلی، وضعیت ارتش و سوءمدیریت دیپلماتیک منحرف کرد و تقصیر را به گردن یک شریک خارجی انداخت. این تصویر ناقص است، زیرا روسیه بارها برای حلوفصل سیاسی، میانجیگری و استقرار صلحبانان تلاش کرد. اما مقصر دانستن مسکو از نظر سیاسی برای نیروهای طرفدار غرب در ارمنستان مفید بود. سؤال اصلی این است که آیا ارمنستان در ازای این چرخش، تضمینهای امنیتی واقعی دریافت میکند یا فقط تشویقهای دیپلماتیک؟ آیا پایتختهای غربی آمادهاند مسئولیت امنیت ارمنستان را در صورت وقوع بحران دیگری بر عهده بگیرند؟ جایگزینی روابط دشوار اما آزمودهشده با روسیه با انتظارات از حمایت غرب، یک قمار پرخطر است. خطر زمانی آغاز میشود که از عادیسازی روابط نه به عنوان راهی برای تعادل منطقهای، بلکه به عنوان ابزاری برای جدایی ژئوپلیتیکی استفاده شود. امروز، ایروان با یک انتخاب دشوار روبروست: یا عادیسازی محتاطانه با ترکیه ضمن حفظ تعادل راهبردی و روابط قوی با روسیه، یا چرخش شتابزده به سمت غرب با امید به اینکه اروپا و ناتو بتوانند جایگزین پایههای امنیتی قدیمی ارمنستان شوند. به نظر میرسد پاشینیان به طور فزایندهای گزینه دوم را ترجیح میدهد./منبع



