آسیاآمریکانظام بین‌الملل و نهادها

مسیر دشوار هند در برابر چین: چهار الزام برای یک تعامل محتاطانه

پس از یک دوره سردی شدید در روابط، هند بر اساس چهار الزام اولویت‌بندی‌شده، شامل امنیت مرزی، نیازهای اقتصادی، درک سیاسی جدید و فشارهای ژئوپلیتیکی، در حال بازتعریف تعامل محتاطانه خود با چین است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «مسیر دشوار هند در برابر چین: چهار الزام برای یک تعامل محتاطانه» به قلم صاحب سینگ چادا (Saheb Singh Chadha) در کارنگی (Carnegie Endowment for International Peace) منتشر شده است. این یادداشت استدلال می‌کند که تعامل مجدد هند با چین پس از پنج سال تنش، نه صرفاً به دلیل تغییرات در سیاست خارجی آمریکا یا نیازهای اقتصادی، بلکه بر اساس چهار الزام اولویت‌بندی‌شده هدایت می‌شود. این چهار الزام به ترتیب عبارتند از: امنیت مرزی، ضرورت‌های اقتصادی، جستجو برای یک تفاهم سیاسی جدید، و فشارهای ژئوپلیتیکی. در ادامه، خلاصه این یادداشت را می‌خوانید.

پس از پنج سال بن‌بست مرزی که روابط هند و چین را به پایین‌ترین سطح خود در چهار دهه اخیر رساند، از سرگیری تعاملات سیاسی در سطح بالا، فصل جدیدی را در روابط دو کشور گشوده است. در حالی که برخی این گرم شدن روابط را به سیاست خارجی دولت ترامپ یا نیازهای اقتصادی هند نسبت می‌دهند، این تحلیل ناقص است. رویکرد هند به چین بر اساس چهار الزام اصلی و اولویت‌بندی‌شده هدایت می‌شود. اولین و مهم‌ترین الزام، تأمین امنیت و مدیریت مرزهای مورد مناقشه است. پیشرفت در حل‌وفصل بن‌بست مرزی و حفظ صلح و آرامش، پایه و اساس اصلی اعتماد راهبردی متقابل و پیشرفت در روابط دوجانبه بوده است. دولت هند معتقد است تا زمانی که این مسئله حل نشود، عادی‌سازی کامل روابط ممکن نیست. دومین الزام، ضرورت‌های اقتصادی هند است. این شامل تأمین امنیت زنجیره‌های تأمینی است که به چین وابسته هستند، کاهش آسیب‌پذیری‌های تجاری و جذب سرمایه و سرمایه‌گذاری فناورانه. هند در بخش‌هایی مانند داروسازی، قطعات الکترونیکی و مواد معدنی حیاتی به شدت به چین وابسته است و کنترل‌های صادراتی چین در این حوزه‌ها، نگرانی‌های جدی را در صنعت هند ایجاد کرده است. در عین حال، دهلی‌نو به دنبال فرصت‌هایی برای سرمایه‌گذاری و انتقال فناوری از چین در حوزه‌هایی مانند انرژی خورشیدی، باتری‌های لیتیوم-یون و خودروهای برقی است.

سومین الزام، جستجو برای یک «شیوه زندگی» و درک سیاسی جدید با پکن است. تفاهم سیاسی قدیمی که بین سال‌های ۱۹۸۸ تا اوایل دهه ۲۰۰۰ ساخته شده بود، از هم پاشیده و بی‌اعتمادی راهبردی عمیقی بر روابط حاکم شده است. چین، هند را به عنوان مهره‌ای در دست آمریکا برای مهار خود می‌بیند. در مقابل، هند در تلاش است تا با تأکید بر «استقلال راهبردی» خود، این تصورات غلط را اصلاح کرده و یک موازنه جدید در روابط ایجاد کند. چهارمین الزام، فشارهای ژئوپلیتیکی ناشی از نظم بین‌المللی در حال تغییر، به ویژه با توجه به سیاست خارجی دولت دوم ترامپ است. عدم قطعیت در سیاست خارجی آمریکا و روابط آن با چین و هند، دهلی‌نو را وادار می‌کند تا یک کانال ارتباطی باز با پکن حفظ کند تا از به حاشیه رانده شدن در یک توافق احتمالی میان دو قدرت بزرگ جلوگیری کند. با این حال، موفقیت هند در این تعامل به محاسبات چین نیز بستگی دارد. به نظر می‌رسد چین، ضمن حفظ بی‌اعتمادی خود به هند، به دلایل ژئوپلیتیکی و اقتصادی، به دنبال تثبیت روابط در پیرامون خود است تا بتواند بر رقابت با آمریکا تمرکز کند. محتمل‌ترین سناریو، یک «خرده‌نان راهبردی» است؛ یعنی پکن به اندازه‌ای امتیازات سیاسی، اقتصادی و مرزی به هند خواهد داد که این کشور را راضی و علاقه‌مند نگه دارد، اما نه آنقدر که منافع اصلی خود را به خطر اندازد یا به ظهور یک رقیب قدرتمند کمک کند. این بدان معناست که یک «عادی جدید» در حال ظهور است که در آن، مدیریت رقابت و همکاری محتاطانه، جایگزین روابط دوستانه پیش از سال ۲۰۲۰ خواهد شد./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا