تلاش ترامپ برای بازسازی پایتخت بحرانهای ساختاری عمیقتری را آشکار میکند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «نبرد ترامپ برای واشنگتن» به قلم آدام هریس (Adam Harris) در نشریه آمریکایی آتلانتیک (Atlantic) منتشر شده و به واکاوی پیامدهای سیاسی و ساختاری تلاشهای دونالد ترامپ برای تغییر مبلمان شهری و بازسازی نمادهای پایتخت ایالات متحده میپردازد؛ این گزارش تحلیلی نشان میدهد که چگونه رویکرد شتابزده، پوپولیستی و گریز از روندهای قانونی رئیسجمهور، فراتر از آسیبهای ظاهری به بناهای تاریخی، موجب فرسایش نهادهای دموکراتیک، تقابل درونحزبی و ناکارآمدیهای عمیق ساختاری در مدیریت کلان کشور شده است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
تلاشهای گسترده برای بازسازی و تغییر چهره واشنگتن دیسی، به نمادی از رویکرد کلان اجرایی در دولت جدید ایالات متحده تبدیل شده است. اقداماتی نظیر رنگآمیزی شتابزده استخر انعکاس لینکلن، تخریب بال شرقی کاخ سفید برای ساخت سالن مجلل، و طرح احداث یک طاق نصرت بزرگ در حومه پایتخت، فراتر از پروژههای عمرانی معمولی، تلاشهایی هدفمند برای تثبیت میراث سیاسی شخصی به شمار میروند. با این حال، بروز مشکلات فنی فوری در این سازهها—مانند تغییر رنگ آب استخر به دلیل جلبکها و پوستهپوسته شدن رنگ آن—نشاندهنده آسیبهای جدی ناشی از اولویت دادن به تبلیغات و بیانیههای پر زرقوبرق بر روندهای کارشناسی، قانونی و اداری است. ارزیابیهای مالی نشان میدهند که هزینههای این پروژههای متعدد مدام در حال افزایش است و بار مالی سنگینی را به بخشهای دیگر، بهویژه بودجه پارکهای ملی، تحمیل میکند.
این الگوی رفتاری که بر مبنای «بیانیههای جنجالی و بازدهی سیاسی کوتاهمدت» استوار است، در سیاست خارجی و رویکرد دولت نسبت به بحرانهای بینالمللی نظیر تقابل با ایران نیز مشهود است. در این دیدگاه، اعلام تصمیمات بزرگ اهمیت بیشتری نسبت به فرآیند پیچیده اجرای آنها دارد؛ امری که به دلیل فقدان برنامهریزی جامع، در میانمدت به سرعت کارایی خود را از دست داده و هزینههای پیشبینینشدهای مانند تهدیدات دائمی در تنگه هرمز یا شکست پروژههای شهری را به همراه میآورد. بخش عمدهای از مخالفتهای عمومی با این تغییرات ساختاری، نه صرفاً به دلیل ماهیت پروژهها، بلکه ناشی از دور زدن کنگره، نادیده گرفتن ارزیابیهای زیستمحیطی و سپردن کارها به پیمانکاران غیرمتخصص است. ریشه این بحران در فرار از بروکراسی قانونی نهفته است که پیش از این برای تضمین کیفیت و شفافیت طراحی شده بود.
تغییرات اعمالشده فراتر از فضاهای فیزیکی، نهادهای سیاسی و آژانسهای نظارتی مستقل آمریکا را نیز تحت تاثیر قرار داده است. کنترل مستقیم بر نهادهای مستقلی مانند کمیسیون ارتباطات فدرال، سنتهای اداری دیرینه را دگرگون کرده و حتی با مخالفتهای جدی در میان چهرههای شاخص حزب جمهوریخواه در کنگره مواجه شده است. اگرچه نشانههایی از پایداری و مقاومت مقطعی در میان سناتورهای جمهوریخواه در برابر طرحهای جنجالی مانند لایحه اصلاحات انتخاباتی دیده میشود، اما ماشین رسانهای و اهرمهای فشار رئیسجمهور معمولاً توانستهاند مخالفتها را به حاشیه برانند. با این وجود، همزمان با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای و کاهش محبوبیت این اقدامات غیرسیستمی، شکافهای جدیدی در همبستگی حزبی در حال شکلگیری است؛ چرا که نمایندگان نگران از دست دادن کرسیهای خود هستند. در نهایت، تمرکز بیش از حد بر تمایلات فردی در آستانه سالگرد دویست و پنجاه سالگی استقلال آمریکا، ارزشهای نهادین این کشور را تحتالشعاع قرار داده و فرآیند ترمیم این آسیبهای ساختاری و نهادی را بسیار طولانی و دشوار ساخته است./منبع



