خاورمیانهنظام بین‌الملل و نهادها

منتقدان رفع تحریم‌های ایران، جایگزین عملی برای دیپلماسی ندارند

بدون رفع تدریجی تحریم‌ها، مذاکرات ایران و آمریکا به بن‌بست می‌رسد.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «منتقدان رفع تحریم‌های ایران، جایگزین عملی برای دیپلماسی ندارند» نوشته سینا توسی (Sina Toossi) در ریسپانسیبل استیت‌کرفت (Responsible Statecraft)، استدلال می‌کند که پس از ناکامی فشار نظامی و سیاست فشار حداکثری، ایجاد اعتماد از طریق کاهش تدریجی تحریم‌ها پیش‌شرط پیشبرد مذاکرات هسته‌ای و دستیابی به توافقی پایدار میان ایران و آمریکا است. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.

انتقاد برخی جریان‌های سیاسی در واشنگتن از کاهش اولیه تحریم‌های ایران در چارچوب تفاهم مقدماتی میان تهران و واشنگتن، بدون ارائه راهکاری جایگزین، پرسش مهمی را مطرح می‌کند که در صورت کنار گذاشتن مسیر دیپلماسی، چه گزینه‌ای جز بازگشت به تنش و درگیری نظامی باقی می‌ماند. تجربه سال‌های اخیر نشان داده است که هم فشار حداکثری و هم اقدام نظامی نتوانسته‌اند اهداف اعلام‌شده آمریکا برای تغییر رفتار ایران را محقق کنند و همین مسئله ضرورت بازگشت به مذاکره را تقویت کرده است.

عملیات نظامی گسترده علیه ایران با وجود حجم بالای حملات و هدف قرار دادن طیف وسیعی از زیرساخت‌های نظامی، صنعتی، آموزشی و خدماتی، نتوانست به فروپاشی ساختار حکمرانی یا تغییر محاسبات راهبردی تهران منجر شود. در مقابل، ایران توانست با حفظ بخش مهمی از توانمندی‌های موشکی، پهپادی و زیرساخت‌های زیرزمینی خود، هزینه‌هایی برای آمریکا و شرکای منطقه‌ای آن ایجاد کند. همچنین اختلال در تردد کشتی‌ها از طریق تنگه هرمز و پیامدهای آن بر بازار انرژی، نشان داد که تهران همچنان از ابزارهای مؤثر بازدارندگی برخوردار است.

در نتیجه این تحولات، مهم‌ترین اهرم فشار سنتی واشنگتن یعنی تهدید به استفاده از گزینه نظامی، کارایی گذشته خود را از دست داده است. هنگامی که عملیات نظامی گسترده نیز نتواند به تغییر رفتار طرف مقابل منجر شود، ناگزیر دیپلماسی به تنها مسیر واقع‌بینانه تبدیل خواهد شد؛ اما چنین مذاکراتی بدون ارائه امتیازهای اولیه از سوی آمریکا امکان پیشرفت نخواهد داشت.

ریشه این ضرورت به کاهش شدید اعتماد میان دو کشور بازمی‌گردد. خروج آمریکا از توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵، بازگرداندن تحریم‌ها و تداوم فشارهای اقتصادی و نظامی، این برداشت را در تهران تقویت کرده که تعهدات واشنگتن می‌تواند با تغییر شرایط سیاسی به آسانی نقض شود. حتی تلاش دولت بایدن برای آزادسازی بخشی از دارایی‌های بلوکه‌شده ایران نیز پس از تحولات هفتم اکتبر متوقف شد و این تصور را تقویت کرد که تضمین‌های آمریکا از ثبات کافی برخوردار نیست.

بر همین اساس، تهران تلاش می‌کند مهم‌ترین اهرم‌های چانه‌زنی خود، یعنی برنامه هسته‌ای، ذخایر اورانیوم با غنای بالا و ظرفیت اثرگذاری بر امنیت تنگه هرمز را تا زمان دریافت منافع اقتصادی ملموس حفظ کند. واگذاری این ابزارها تنها بر پایه وعده‌های آینده، از دید ایران به معنای از دست دادن توان بازدارندگی و کاهش قدرت چانه‌زنی در برابر آمریکاست؛ در حالی که واشنگتن بدون پرداخت هزینه جدی، از کاهش فشارهای اقتصادی، ثبات بازار انرژی و کاهش تنش‌های منطقه‌ای بهره‌مند خواهد شد.

از این منظر، اجرای مرحله‌ای تعهدات، راستی‌آزمایی اقدامات و ارائه منافع اقتصادی واقعی، نه مانعی بر سر راه مذاکرات بلکه پیش‌شرط احیای اعتماد و دستیابی به توافقی پایدار است. مخالفت با این سازوکار، بدون ارائه راهکاری عملی، عملاً به تداوم بن‌بست، احیای سیاست فشار حداکثری و افزایش احتمال بحران‌های جدید منجر می‌شود؛ راهبردی که طی سال‌های گذشته نه به تغییر رفتار ایران انجامیده و نه جایگاه آمریکا در منطقه را تقویت کرده است./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا