خاورمیانهنظام بین‌الملل و نهادها

چرا اتحادیه عرب نتوانست مانع نسل‌کشی اسرائیل شود؟

وابستگی ساختاری دولت‌های عربی، توان اقدام مؤثر آنها را محدود کرده است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چرا اتحادیه عرب نتوانست مانع نسل‌کشی اسرائیل شود؟» نوشته رامی جی خوری (Rami G. Khouri) در الجزیره (Al Jazeera)، با نگاهی انتقادی، ریشه‌های ناتوانی دولت‌های عربی و اتحادیه عرب در واکنش مؤثر به جنگ غزه را در وابستگی‌های ساختاری، نظم پساکولونیالی و شکاف میان حکومت‌ها و افکار عمومی عرب بررسی می‌کند و پیامدهای آن را برای آینده امنیت منطقه ارزیابی می‌کند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

ادامه جنگ غزه و گسترش دامنه درگیری‌ها به کرانه باختری، قدس شرقی، لبنان، سوریه و حتی تنش‌های مرتبط با ایران، این پرسش را در جهان عرب برجسته کرده است که چرا دولت‌های عربی و اتحادیه عرب نتوانسته‌اند واکنشی مؤثر و فراتر از مواضع سیاسی و کمک‌های نمادین نشان دهند. در عمل، اقدامات کشورهای عربی عمدتاً به صدور بیانیه، ارسال کمک‌های بشردوستانه و درخواست برگزاری نشست‌های سازمان ملل محدود شده و نتوانسته تأثیری بر روند تحولات میدانی بگذارد.

یکی از مهم‌ترین عوامل این وضعیت، ساختار دولت‌های عربی پس از پایان استعمار است. بسیاری از این کشورها در چارچوب ترتیباتی شکل گرفتند که بیش از آنکه بر پایه منافع و خواسته‌های داخلی باشد، با ملاحظات قدرت‌های خارجی طراحی شده بود. در نتیجه، بخش بزرگی از دولت‌های عربی برای تأمین نیازهای مالی، امنیتی، نظامی، فناوری و اقتصادی خود همچنان به قدرت‌های غربی وابسته مانده‌اند. این وابستگی، استقلال عمل آن‌ها را محدود کرده و هزینه مقابله مستقیم با آمریکا و اسرائیل را به سطحی رسانده که بسیاری از دولت‌ها حاضر به پذیرش آن نیستند.

عامل دوم، تجربه تاریخی کشورهای عربی از پیامدهای رویارویی با قدرت‌های خارجی است. تحولات دهه‌های گذشته در کشورهایی مانند عراق، سوریه، لبنان، یمن، سودان، سومالی و فلسطین نشان داده که مخالفت مستقیم با نظم امنیتی مورد حمایت آمریکا و متحدانش می‌تواند با تحریم، فشار اقتصادی، حملات نظامی یا بی‌ثباتی داخلی همراه شود. همزمان، شبکه گسترده همکاری‌های اقتصادی، مالی، امنیتی و فناوری میان آمریکا، اسرائیل و بسیاری از کشورهای عربی، امکان فاصله گرفتن از این ساختار را بیش از پیش دشوار ساخته است.

در کنار این عوامل، شکاف میان دولت‌ها و افکار عمومی عرب نیز نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. اگرچه بخش بزرگی از شهروندان عرب از آرمان فلسطین حمایت می‌کنند، اما دولت‌ها بیش از هر چیز حفظ ثبات داخلی، بقای سیاسی و امنیت حکومت را در اولویت قرار داده‌اند. در چارچوب قرارداد اجتماعی رایج در بسیاری از کشورهای عربی، دولت‌ها مسئول تأمین نیازهای اساسی جامعه هستند و در مقابل، انتظار دارند شهروندان در تصمیم‌گیری‌های کلان سیاسی نقش محدودی داشته باشند. در کشورهایی که این سازوکار تضعیف شده، بحران‌های اقتصادی، قومی و امنیتی زمینه مداخلات خارجی و تضعیف حاکمیت ملی را فراهم کرده است.

در این میان، اتحادیه عرب نیز بازتاب همین محدودیت‌های ساختاری است. تصمیم‌گیری مبتنی بر اجماع، اختلاف دیدگاه اعضا درباره ایران و گروه‌های مقاومت و اولویت دادن به ملاحظات امنیت داخلی، این نهاد را از اتخاذ تصمیم‌های قاطع بازداشته است. بسیاری از دولت‌های عربی از سال ۱۹۷۹ ایران را تهدیدی راهبردی تلقی کرده‌اند و تمایلی به تقویت بازیگران غیردولتی همسو با تهران ندارند؛ موضوعی که امکان شکل‌گیری رویکردی واحد در قبال بحران‌های منطقه را کاهش داده است.

در مجموع، تداوم جنگ غزه و تحولات همزمان در لبنان و ایران، محدودیت‌های نظم امنیتی مورد حمایت آمریکا و اسرائیل را نیز آشکار کرده است. این شرایط ممکن است در سال‌های آینده برخی دولت‌های عربی را به بازنگری در محاسبات امنیتی و تلاش برای دستیابی به استقلال راهبردی و حاکمیت مؤثرتر در نظام منطقه‌ای سوق دهد./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا