مدیریت مونترو: نقش ترکیه در امنیت دریای سیاه پس از جنگ اوکراین
ترکیه با استفاده از کنوانسیون مونترو، خود را به عنوان دروازهبان اصلی امنیت دریای سیاه تثبیت کرده و هرگونه تلاش غرب برای حمایت از اوکراین نیازمند تعامل نزدیک با آنکارا و پذیرش پارامترهای امنیتی تعیینشده توسط این کشور است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «مدیریت مونترو: نقش ترکیه در امنیت دریای سیاه پس از جنگ اوکراین» به قلم توماس دی وال (Thomas de Waal) در موقوفه کارنگی برای صلح بینالمللی (Carnegie Endowment for International Peace) منتشر شده است. این یادداشت استدلال میکند که ترکیه با اجرای هوشمندانه کنوانسیون مونترو، خود را به عنوان بازیگر اصلی و دروازهبان امنیت دریای سیاه تثبیت کرده است. این کنوانسیون به آنکارا اجازه داده تا ضمن کمک به اوکراین، با روسیه نیز همکاری مدیریتشدهای داشته باشد. در نتیجه، متحدان غربی اوکراین برای حمایت از این کشور، چارهای جز تعامل نزدیک با آنکارا و پذیرش پارامترهای امنیتی تعیینشده توسط ترکیه ندارند. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
چهار روز پس از تهاجم تمامعیار روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲، ترکیه با استناد به اختیارات خود تحت کنوانسیون مونترو ۱۹۳۶، محدودیتهایی را برای عبور کشتیهای جنگی از تنگههای ترکیه اعلام کرد. این اقدام که توازن قدرت نظامی را در مراحل اولیه درگیری به نفع اوکراین تغییر داد، به اوکراین کمک کرد تا از حملات اولیه نیروی دریایی روسیه جان سالم به در ببرد و سپس در نبردهای دریایی در دریای سیاه دست بالا را به دست آورد. کنوانسیون مونترو همچنان سند کلیدی امنیت دریای سیاه است و ترکیه از آن نه تنها برای کمک به اوکراین، بلکه برای پیگیری همکاری مدیریتشده با روسیه نیز استفاده کرده است. از آنجایی که ترکیه به شدت از نقش خود به عنوان دروازهبان دریای سیاه محافظت میکند، شرکای اروپایی و ناتوی کییف چارهای جز کار در چارچوب پارامترهای امنیتی تعیینشده توسط این کنوانسیون و تعامل نزدیک با آنکارا ندارند. راهبرد ترکیه در دریای سیاه بر سه اصل استوار است: «مالکیت منطقهای» به این معنا که ترکیه حضور گستردهتر نیروی دریایی ناتو را دلسرد میکند و بر رهبری خود به همراه بلغارستان و رومانی اصرار دارد؛ «کاهش تنش» که هم به اوکراین کمک کرده و هم مانع آن شده است؛ و «آزادی ناوبری» برای تمام کشتیهای غیرنظامی.
کنوانسیون مونترو که در تاریخ ۲۰ جولای ۲۰۲۶ نود ساله میشود، به طور قطعی مشکل دیرینه کنترل بر تنگههای بسفر و داردانل را به نفع ترکیه حل کرد. این کنوانسیون به ترکیه اجازه داد تا تنگهها را دوباره نظامی کند و به کشورهای ساحلی امتیازات بیشتری نسبت به کشورهای غیرساحلی اعطا کرد. این کنوانسیون با وجود چالشها، از جمله تلاشهای استالین برای لغو آن پس از جنگ جهانی دوم، به طرز شگفتانگیزی دوام آورده و به سنگ بنای سیاست خارجی ترکیه تبدیل شده است. در جنگ اوکراین، ترکیه نه تنها از اختیارات خود تحت کنوانسیون استفاده کرد، بلکه با توافقات شفاهی با روسیه و کشورهای ناتو، از ورود کشتیهای جنگی بیشتر به دریای سیاه جلوگیری کرد. این اقدام موازنه، موضع راهبردی آنکارا یعنی «اول ترکیه، دوم ناتو» را در دریای سیاه تأیید کرد. ترکیه و روسیه، دو قدرت اصلی منطقه، دارای یک «رقابت مدیریتشده» هستند که در آن، رقابت تاریخی با دستور کار مشترک برای حداقل کردن دخالت غرب و همکاری اقتصادی سودمند ترکیب شده است. در جنگ کنونی، ترکیه سیاستی «طرفدار اوکراین اما نه ضدروسی» را دنبال میکند که در عمل دشوار است.
با این حال، حامیان اوکراین از اینکه ترکیه برای محافظت از کشتیرانی و زیرساختهای اوکراین در دریای سیاه تلاش بیشتری نمیکند، ناامید هستند. آنها به ویژه از تحمل ترکیه در قبال عبور کشتیهای «ناوگان سایه» روسیه که حامل غلات سرقتشده از اوکراین یا نفت برای پالایشگاههای ترکیه هستند، انتقاد میکنند. با توجه به این محدودیتها، شرکای غربی اوکراین چارهای جز تعامل نزدیک با ترکیه در مسائل دریای سیاه ندارند. آنها باید به دنبال راههایی برای کمک به اوکراین باشند که با منافع گستردهتر ترکیه همسو باشد. یکی از این راهها، متقاعد کردن آنکارا برای فعالتر شدن در مورد نفتکشهاست. بسیاری از کشتیهای ناوگان سایه روسیه قدیمی و غیرقابل دریانوردی هستند و بازرسی آنها به نفع زیستمحیطی ترکیه است. راه دوم، تقویت ظرفیت نیروی دریایی بلغارستان و رومانی، دو کشور ساحلی عضو ناتو و اتحادیه اروپا، است و سوم، حمایت از جاهطلبی ترکیه برای ایفای نقش رهبری در بخش دریایی نیروی ائتلافی برای حمایت از اوکراین در صورت آتشبس است. کنوانسیون مونترو، با تمام ویژگیهای باستانی خود، ماندگار است و این اقدامات در چارچوب منطق کنوانسیون قرار میگیرند./منبع



