نقطه کور جیدی ونس در قبال خلیج فارس
اتکا به مواضع کشورهای عربی خلیج فارس در قبال تهران ناشی از درک نادرست واشنگتن از منافع متعارض آنها است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «نقطه کور جیدی ونس در قبال خلیج فارس» نوشته جان الیس (John M. Ellis) در وال استریت ژورنال (Wall Street Journal) منتشر شده است. این یادداشت، به بررسی رویکرد معاون رئیسجمهور آمریکا در پذیرش مواضع کشورهای عربی منطقه در قبال تفاهمنامه اخیر با ایران و تفاوتهای بنیادین منافع واشنگتن با پادشاهیهای عربی پرداخته است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
اتکای مقامات عالیرتبه ایالات متحده به دیدگاهها و رویکردهای کشورهای عربی حوزه خلیج فارس در قبال جمهوری اسلامی ایران، نشاندهنده یک خطای راهبردی و درک نادرست از پویاییهای امنیتی منطقه است. این فرضیه که ایالات متحده باید در سیاستهای خود در قبال تهران از حمایتهای قاطع پادشاهیهای عربی از تفاهمنامه جدید بهره بگیرد و به آنها به عنوان کسانی که همسایه ایران هستند اعتماد کند، تنها زمانی منطقی خواهد بود که منافع راهبردی واشنگتن و این کشورها کاملاً همسو باشد. با این حال، شواهد تاریخی و تحلیل رفتاری این بازیگران منطقهای نشان میدهد که چنین همپوشانی منافعی در واقعیت وجود ندارد و کشورهای عربی همواره در مقاطع حساس، مسیر متفاوتی را دنبال کردهاند.
بررسی رفتارهای گذشته پادشاهیهای خلیج فارس نشان میدهد که این دولتها هر زمان که ایالات متحده در آستانه انجام حملات گسترده یا اقداماتی قرار داشته که میتوانسته بقای ساختار حاکمیتی ایران را با خطر جدی مواجه کند، مداخله کردهاند تا مانع از فروپاشی این نظم شوند. تبیین منطقی این رفتار مداوم به ساختار درونی خود این حکومتهای اتوکراتیک بازمیگردد. رهبران و حاکمان این کشورهای عربی بهشدت نگران هستند که سقوط یا فروپاشی احتمالی حاکمیت در تهران، راه را برای شکلگیری یک دموکراسی سکولار و قدرتمند به سبک غربی در همسایگی آنها هموار کند؛ پدیدهای که به دلیل مجاورت جغرافیایی میتواند به سرعت جرقههای ناآرامی، بیثباتی و مطالبات دموکراتیک را در کشورهای خود آنها روشن سازد و بقای پادشاهیهای آنان را به مخاطره اندازد.
در نتیجه، کشورهای عربی خلیج فارس به دنبال مهار، تضعیف و تعدیل رفتار تهران هستند، اما هرگز خواهان شکست کامل یا سقوط ساختاری آن نیستند. در این چارچوب، تضاد میان منافع حیاتی این کشورهای منطقهای با منافع راهبردی ایالات متحده، خواستههای مردم ایران و اهداف امنیتی اسرائیل به وضوح نمایان میشود. پافشاری بر تفاهمنامههایی که با طراحان منطقهای هدایت میشوند، نشاندهنده غفلت تیم مذاکرهکننده و دیپلماتیک آمریکا از این واقعیت است که پادشاهیهای عربی به دنبال حفظ توازن سنتی قدرت در جهت بقای خود هستند، نه برآوردن اهداف بلندمدت واشنگتن برای تغییرات بنیادین در ژئوپلیتیک خاورمیانه. این شکاف عمیق تحلیلی میتواند دستاوردهای امنیتی غرب را در مواجهه با پروندههای منطقهای بهشدت تهدید کند./منبع



