جهانخاورمیانه

پیمان مکه؛ تهدیدی برای ایران یا فرصتی برای بازطراحی امنیت منطقه؟

پیمان مکه می‌تواند معماری امنیتی جدیدی در منطقه ایجاد کند که ایران باید برای اثرگذاری بر آن، از انفعال به تعامل دیپلماتیک روی آورد.

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «پیمان مکه؛ تهدیدی برای ایران یا فرصتی برای بازطراحی امنیت منطقه؟» نوشته محمد امین احمدی در میدل ایست مانیتور (Middle East Monitor) منتشر شده است و شکل‌گیری پیمان دفاعی مشترک میان عربستان، ترکیه و پاکستان را در چارچوب تحولات امنیتی منطقه بررسی می‌کند. نویسنده استدلال می‌کند که این توافق لزوماً یک ائتلاف ضدایرانی نیست، اما می‌تواند به شکل‌گیری معماری امنیتی نهادینه‌ای منجر شود که ایران در آن نقش محدودی داشته باشد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.

امضای توافق دفاعی مشترک مکه میان عربستان، ترکیه و پاکستان در ۷ آگوست ۲۰۲۶، عنصر تازه‌ای به محیط امنیتی منطقه افزوده است. بر اساس این توافق، حمله مسلحانه به هر یک از اعضا، حمله به هر سه کشور تلقی می‌شود و تعهدی برای دفاع جمعی ایجاد می‌کند که از نظر اصولی با ماده ۵ پیمان ناتو قابل مقایسه است. اما این یک برداشت زودهنگام می‌تواند باشد و پرسش اصلی، احتمال شکل‌گیری معماری امنیتی منطقه‌ای بدون حضور ایران است.

اهمیت توافق پس از نخستین نشست کمیته راهبردی سیاسی و دفاعی سه کشور در روز ۳۱ آگوست افزایش یافت. در این نشست، وزیران خارجه و دفاع و رؤسای ستاد نیروهای مسلح درباره توسعه قابلیت‌های دفاعی، همکاری عملیاتی میان نیروها، مقابله با تروریسم و همکاری صنایع دفاعی، از جمله تولید مشترک و تحقیق و توسعه، گفت‌وگو کردند. همچنین تصمیم گرفته شد دبیرخانه‌ای در عربستان ایجاد شود و نقشه راه همکاری‌های آینده تدوین شود. این تحولات توافق را از یک تعهد سیاسی به‌سوی چارچوبی نهادینه‌شده سوق می‌دهد، هرچند هنوز آن را به یک ائتلاف نظامی تبدیل نکرده است.

سازوکارهای هماهنگی، همکاری عملیاتی و پیوندهای صنایع دفاعی می‌توانند به‌تدریج تعهدات سیاسی را به ظرفیت‌های راهبردی پایدار تبدیل کنند. مقام‌های ترکیه تأکید کرده‌اند که هدف توافق، امنیت منطقه‌ای مبتنی بر همکاری است، نه مقابله با کشوری مشخص. با این حال، از نظر تهران، نبود بند صریح ضدایرانی به‌معنای بی‌اهمیت بودن توافق نیست؛ زیرا هر ترتیبات نهادی میان عربستان و ترکیه، با پشتیبانی توان نظامی پاکستان، می‌تواند محاسبات راهبردی ایران را تغییر دهد.

توافق مکه را می‌توان در کنار پیمان ابراهیم قرار داد. پیمان ابراهیم در پی پیوند دادن اسرائیل با شبکه‌ای از روابط سیاسی، اقتصادی و امنیتی کشورهای عربی بود، در حالی که توافق مکه سه قدرت مسلمان را حول دفاع جمعی و با تأکید بر مالکیت منطقه‌ای گرد هم آورده است. از این منظر، منطقه در حال آزمودن الگوهای متفاوت امنیتی است. نگرانی عمیق‌تر ایران، نه صرفاً مواجهه با ائتلافی نظامی، بلکه شکل‌گیری نهادهای امنیتی «حول ایران و نه با ایران» است. گسترش این چارچوب می‌تواند تهران را در برابر شبکه‌ای نهادینه‌تر قرار دهد که نفوذ محدودی بر آن دارد.

با این حال، این توافق را نمی‌توان صرفاً تهدید دانست. تأکید آن بر مالکیت منطقه‌ای و همکاری امنیتی می‌تواند فضایی برای گفت‌وگوی گسترده‌تر ایجاد کند. موقعیت جغرافیایی، توان نظامی، منابع انرژی و نفوذ سیاسی ایران، حذف دائمی تهران را از معماری پایدار امنیت منطقه‌ای دشوار می‌کند. بنابراین، مسئله اصلی برای ایران این است که آیا می‌تواند بر روند تحول این چارچوب اثر بگذارد.

تهران باید از نظارت منفعلانه به تعامل دیپلماتیک فعال‌تر روی آورد؛ روابط با عربستان و ترکیه را تقویت کند، گفت‌وگوی امنیتی با عمان و قطر را گسترش دهد و از اصل فراگیری سازوکارهای امنیتی منطقه‌ای حمایت کند. تعامل با اعضای توافق لزوماً به‌معنای تأیید آن نیست، بلکه می‌تواند به ایران امکان دهد روند شکل‌گیری معماری جدید را درک نماید، تحت تأثیر قرار دهد و تا حدی مهار کند. در نهایت، برخورد صرفاً خصمانه می‌تواند انزوای ایران را تشدید کند، در حالی که تعامل ممکن است فرصت اثرگذاری بر نظم منطقه‌ای نوظهور را فراهم آورد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا