چگونه از دموکراسی محافظت کنیم
مهار راست افراطی آلمان بدون پاسخ به نارضایتی رأیدهندگان، بهتنهایی پایدار نیست.
به گزارش اطلس دیپلماسی، چگونه از دموکراسی محافظت کنیم (How to Protect Democracy)، نوشته جاشوا یافا (Joshua Yaffa)، در نیویورکر (New Yorker)، مسئله تضعیف «دیوار آتش» سیاسی در برابر حزب آلترناتیو برای آلمان را بررسی میکند. یادداشت نشان میدهد که رشد انتخاباتی این حزب، در کنار بحرانهای اقتصادی و اجتماعی، چالشی همزمان برای دفاع نهادی از دموکراسی و توان احزاب جریان اصلی در پاسخگویی به نارضایتیهای رأیدهندگان ایجاد کرده است. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید. The New Yorker
«براندماور» یا «دیوار آتش» در آلمان، حاصل توافق احزاب سنتی برای جلوگیری از هرگونه همکاری سیاسی با حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD) است؛ سازوکاری که در واکنش به رشد این حزب و مواضع سختگیرانه آن در زمینه مهاجرت، هویت ملی و سیاست خارجی شکل گرفت. هدف این توافق آن بود که یک نیروی سیاسی دارای پایگاه انتخاباتی، اما از نظر احزاب اصلی ناسازگار با اصول دموکراتیک، نتواند از طریق ائتلاف یا اتکا به آرای خود مستقیماً در ساختار قدرت ادغام شود.
اکنون موفقیت انتخاباتی AfD این سازوکار را تحت فشار قرار داده است. در انتخابات اخیر ایالتی زاکسن-آنهالت، این حزب به حدود ۴۴ درصد آرا دست یافت و فاصله خود را با سایر نیروها افزایش داد. هرچند کسب بیشترین سهم آرا بهتنهایی برای تشکیل دولت کافی نیست، نتیجه نشاندهنده تغییر قابل توجه در موازنه سیاسی این ایالت است. دادههای رسمی انتخابات فدرال ۲۰۲۵ نیز نشان داده بود که AfD در زاکسن-آنهالت ۳۷.۱ درصد آرای فهرستی را به دست آورده و نسبت به انتخابات ۲۰۲۱ رشد قابل توجهی داشته است.
این وضعیت یک معضل قدیمی دموکراسی را برجسته میکند: چگونه باید با جنبشی سیاسی برخورد کرد که از حمایت انتخاباتی گسترده برخوردار است، اما بخشهایی از مواضع و عملکرد آن از سوی نهادهای سیاسی و امنیتی بهعنوان تهدیدی برای نظم دموکراتیک تلقی میشود؟ تجربه جمهوری وایمار و انتصاب آدولف هیتلر به صدراعظمی، در حافظه سیاسی آلمان پس از جنگ جهانی دوم، یکی از دلایل اصلی شکلگیری مفهوم «دموکراسی مبارز» بوده است؛ مفهومی که بر توانایی نظام سیاسی برای دفاع نهادی از خود تأکید دارد.
در مورد AfD، حساسیتها تنها به مواضع مهاجرتی محدود نیست. اظهارات برخی رهبران این حزب درباره هولوکاست، طرح ایده «بازمهاجرت» و ارتباط برخی چهرههای آن با بحثهای مربوط به اخراج گسترده مهاجران، نگرانیهایی درباره جهتگیری سیاسی حزب ایجاد کرده است. در همین چارچوب، دستگاه اطلاعات داخلی آلمان برخی شاخههای محلی حزب را افراطی ارزیابی کرده است.
با این حال، اتکا صرف به «دیوار آتش» یک مشکل اساسی دارد: این راهبرد عمدتاً ماهیتی تدافعی دارد. احزاب جریان اصلی میتوانند از همکاری با AfD خودداری کنند، اما اگر نتوانند دلایل اجتماعی و اقتصادی گرایش بخشی از رأیدهندگان به این حزب را کاهش دهند، زمینه رشد آن همچنان باقی میماند. شرق آلمان، بهویژه، با مشکلاتی مانند کاهش جمعیت، افول صنعتی، درآمد پایینتر و احساس نادیدهگرفتهشدن مواجه است؛ عواملی که میتوانند نارضایتی سیاسی را تشدید کنند.
تلاش برای نزدیکشدن احزاب سنتی به سیاستهای AfD نیز راهحل قطعی ارائه نکرده است. بهویژه در موضوع مهاجرت، اتخاذ مواضع سختگیرانهتر از سوی جریان محافظهکار نتوانسته بهطور پایدار جلوی رشد AfD را بگیرد. در برخی موارد، رقابت بر سر دستورکار سیاسی این حزب میتواند باعث شود اصل منازعه سیاسی بیشتر حول موضوعات مورد علاقه آن شکل بگیرد.
همزمان، تحولات اقتصادی در غرب آلمان نیز این مسئله را از محدوده شرق فراتر برده است. صنعت خودروسازی، یکی از پایههای اقتصاد آلمان، با کاهش اشتغال و فشار ناشی از رقابت جهانی و خودروهای برقی چین مواجه است. بنابراین، نارضایتی سیاسی دیگر صرفاً محصول میراث اقتصادی آلمان شرقی نیست و میتواند در مناطق صنعتی و ثروتمند غرب نیز گسترش یابد.
در چنین شرایطی، چالش اصلی برای احزاب جریان اصلی دوگانه است: از یک سو باید سازوکارهای نهادی محافظت از دموکراسی را حفظ کنند و از سوی دیگر، برنامهای عملی برای مسائل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ارائه دهند که بخشی از جامعه را به سوی سیاستهای اعتراضی سوق داده است. تجربه آلمان همچنین برای دیگر دموکراسیهای اروپایی اهمیت دارد؛ زیرا نشان میدهد که سازوکارهای دفاعی میتوانند مانع ورود نیروهای افراطی به قدرت شوند، اما بدون چشماندازی روشن از حکمرانی و پاسخگویی به مطالبات اجتماعی، بهتنهایی نمیتوانند روندهای سیاسی بلندمدت را تغییر دهند./ منبع



