مرکز داده بزرگ و حریص
مخالفت مردمی با مراکز داده، شکاف میان منافع هوش مصنوعی و جوامع محلی را آشکار کرده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مرکز داده بزرگ و حریص (The Big Greedy Data Center Next Door)، نوشته کیت آرونوف (Kate Aronoff)، در نیوریپابلیک (New Republic)، توسعه شتابان زیرساختهای هوش مصنوعی را از منظر هزینههای محلی، مصرف انرژی و آب، آلودگی و توزیع نابرابر منافع اقتصادی بررسی میکند. این یادداشت نشان میدهد که مناقشه بر سر مراکز داده در آمریکا به مسئلهای فراتر از مخالفت محلی با ساختوساز تبدیل شده و به شکاف میان سرمایهگذاری عظیم در هوش مصنوعی و منافع ملموس جوامع میزبان پیوند خورده است. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
در وینلند نیوجرسی، ساخت یکی از بزرگترین مراکز داده آمریکا به نمادی از تنش فزاینده میان رونق هوش مصنوعی و منافع جوامع محلی تبدیل شده است. این مجموعه که برای تأمین ظرفیت پردازشی مورد استفاده مایکروسافت طراحی شده، به حدود ۳۰۰ مگاوات برق نیاز دارد؛ ظرفیتی نزدیک به دو برابر توان تولید برق کل شهر وینلند. نزدیکی تأسیسات به خانههای مسکونی، صدای تجهیزات، استفاده گسترده از مولدهای گازسوز و نگرانی درباره کیفیت هوا، آب و ارزش املاک، موجب شکلگیری اعتراضات سازمانیافته شده است.
این اعتراضها بخشی از روندی ملی است. گسترش سریع زیرساختهای هوش مصنوعی به سرمایهگذاریهای عظیم شرکتهای فناوری، سازندگان تراشه، اپراتورهای شبکه ابری، شرکتهای انرژی و توسعهدهندگان املاک وابسته شده است. در مقابل، بخش قابل توجهی از شهروندان معتقدند هزینههای این توسعه_از مصرف برق و آب تا فشار بر زیرساختها و آلودگی_به صورت محلی توزیع میشود، در حالی که بخش اصلی سود در اختیار شرکتها و سرمایهگذاران قرار میگیرد. در بسیاری از مناطق آمریکا، همین نگرانیها به محدودیت یا توقف پروژههای جدید انجامیده است.
وینلند نمونهای از چگونگی شکلگیری چنین پروژههایی در تعامل میان سرمایهگذاران خصوصی و ساختارهای محلی است. تغییرات کاربری زمین، تسهیلات مالیاتی، روندهای تسریعشده صدور مجوز و تصمیمهای شورای شهر، امکان تبدیل زمینهای سابقاً صنعتی و تفریحی به زیرساختهای محاسباتی را فراهم کرد. بسیاری از ساکنان میگویند از ابعاد واقعی پروژه و بهویژه برنامه تولید برق در محل اطلاع کافی نداشتهاند. همین احساس بیاطلاعی، اعتراض به مرکز داده را به مطالبهای گستردهتر برای شفافیت و مشارکت عمومی در تصمیمگیریهای شهری تبدیل کرده است.
گروههای محلی با درخواست اسناد دولتی و بررسی پروندههای زیستمحیطی، درباره طرح استفاده از دهها موتور گازسوز و فناوریهای کنترل آلایندگی ابراز نگرانی کردهاند. تغییرات بعدی در طرح، از جمله استفاده از سلولهای سوختی، بخشی از نگرانیها را کاهش نداده است؛ زیرا این فناوریها نیز پیامدهای زیستمحیطی خاص خود را دارند. در نتیجه، مسئله اصلی برای مخالفان تنها فناوری مورد استفاده نیست، بلکه فقدان اطمینان درباره پیامدهای بلندمدت پروژه و امکان کنترل آن پس از ساخت است.
در شهر همجوار میلویل، مقامهای محلی رویکرد متفاوتی اتخاذ کرده و ساخت مراکز داده را در محدوده شهر ممنوع کردهاند. این تصمیم نشان میدهد که مخالفت با چنین پروژههایی الزاماً در امتداد خطوط حزبی قرار نمیگیرد. جمهوریخواهان و دموکراتها، هرچند از دلایل متفاوت، در برخی مناطق درباره افزایش هزینه برق، فشار بر شبکه، آلودگی و اختیارات دولت محلی نگرانیهای مشابهی مطرح کردهاند. در سطح ملی نیز این مسئله در حال ورود به رقابتهای سیاسی و قانونگذاری است و تلاشهایی برای الزام مراکز داده به تأمین مستقل انرژی شکل گرفته است.
در همین حال، شرکتهای فناوری و گروههای ذینفوذ تلاش میکنند از مسیر سرمایهگذاری سیاسی و لابیگری، سیاستهای حامی توسعه هوش مصنوعی را حفظ کنند. این وضعیت، رابطه میان سیاست، سرمایه و زیرساختهای فناوری را پیچیدهتر کرده است. توسعهدهندگان استدلال میکنند که پروژهها اشتغال، درآمد مالیاتی و سرمایهگذاری به همراه دارند؛ اما منتقدان معتقدند معافیتها و تخفیفهای مالیاتی باعث میشود منافع وعدهدادهشده با هزینههای اجتماعی و زیستمحیطی تناسب نداشته باشد.
مناقشه وینلند در نهایت پرسشی بزرگتر را مطرح میکند: چه کسی از رونق هوش مصنوعی سود میبرد و چه کسی هزینه زیرساخت آن را میپردازد؟ این اختلاف، از یک دعوای محلی درباره یک ساختمان فراتر رفته و به آزمونی برای توان جوامع محلی در برابر سرمایه و شرکتهای بزرگ تبدیل شده است. برای ساکنان، حتی در صورت ایجاد شغل و درآمد، ابهام درباره آینده محیط زندگی، ارزش املاک و کیفیت هوا و آب میتواند هزینهای پایدار ایجاد کند./ منبع



