آمریکاامنیت و دفاعخارجی

چرا جمهوری‌خواهان طرفدار ترامپ از اروپا متنفرند؟

به‌گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «چرا جمهوری‌خواهان طرفدار ترامپ از اروپا متنفرند؟» که به‌قلم الکس. جی. روحنده (Alex J. Rouhandeh) در هفته‌نامه نیوزویک (Newsweek) منتشر شده است،  به بررسی دلایل تاریخی، فرهنگی، استراتژیک و سیاسی که موجب شده‌اند بخش بزرگی از جمهوری‌خواهان آمریکا به‌ویژه جناح «اول آمریکا» به‌رهبری ترامپ مواضع ضد‌اروپایی اتخاذ کنند می‌پردازد. در ادامه چکیده این مقاله را می‌خوانید.


در سال ۱۹۸۸، رونالد ریگان -رئیس‌ جمهور وقت آمریکا- اروپا را «جامعه‌ای از ملت‌های آزاد با باورهای اخلاقی مشترک» نامید. اما سه دهه بعد، دونالد ترامپ -یک رئیس‌جمهور جمهوری‌خواه دیگر- اتحادیه اروپا را در مصاحبه‌ای «دشمن تجاری آمریکا» معرفی کرد. این تفاوت، نمادی از شکاف عمیق و رو به گسترش بین حزب جمهوری‌خواه امروز و اروپا به‌شمار می‌رود. بر اساس گزارش سال ۲۰۲۴ مرکز پژوهشی «پیو»، تنها ۴۳ درصد از جمهوری‌خواهان موافق در نظر گرفتن منافع دفاعی سایر کشورها در سیاست خارجی آمریکا هستند.

در میان نزدیکان ترامپ، جو ضد‌اروپایی گسترده‌ای شکل گرفته است. به‌طور مثال، در یک چت خصوصی فاش‌شده، «جی. ‌دی. ونس» -معاون رئیس‌جمهور- نسبت به مداخله نظامی برای تأمین امنیت دریای سرخ به خاطر «نجات اروپایی‌ها» ابراز انزجار کرده و وزیر دفاع «پیت هگزت» نیز از «سواری‌گرفتن رایگان اروپا» انتقاد کرده است.

از زمان تهاجم روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲، نگرانی‌های جمهوری‌خواهان نسبت به کم‌کاری دفاعی اروپا افزایش یافته است. در حالی‌که محافظه‌کاران سنتی مانند «میچ مک‌کانل» همچنان از کمک‌های مالی آمریکا به اوکراین حمایت می‌کنند، چهره‌هایی مانند ونس خواهان انتقال بار امنیتی به اروپا هستند تا تمرکز آمریکا به چین معطوف شود.

اما این اختلافات صرفا در حوزه دفاعی خلاصه نمی‌شوند؛ گرایش‌های فرهنگی و ارزشی نیز عامل مؤثری در بروز این شکاف هستند. اروپا در مسیر سکولاریسم و پیشرفت‌گرایی حرکت کرده و در مقابل، بخشی از جمهوری‌خواهان آمریکا از جمله برخی طرفداران ترامپ، ولادیمیر پوتین را نماد حفظ «ارزش‌های سنتی» می‌دانند.

زمینه تاریخی اختلاف

ریشه بی‌اعتمادی بین جمهوری‌خواهان و اروپا به پیش از جنگ جهانی اول بازمی‌گردد. در آن زمان نیز بخش‌هایی از حزب جمهوری‌خواه با بین‌الملل‌گرایی مخالفت می‌کردند. نمونه بارز آن، مخالفت با عضویت آمریکا در جامعه ملل پس از جنگ جهانی اول بود. در دهه‌های بعد، این شکاف بین بین‌الملل‌گرایان و انزواطلبان جمهوری‌خواه ادامه یافت. حتی در دوران جنگ سرد، شخصیت‌هایی مانند سناتور رابرت تفت با ناتو و سیاست‌های تعامل‌گرایانه مخالفت کردند؛ در حالی‌که دیگر چهره‌های جمهوری‌خواه مانند آیزنهاور و نیکسون، مواضعی مبتنی بر تعامل جهانی داشتند.

این شکاف عمدتا منطقه‌ای هم هست: جمهوری‌خواهان ساحل‌نشین مانند «نیکی هیلی» و «راجر ویکر» حامی تعامل هستند، اما چهره‌هایی مانند «رند پال» و جی. ‌دی. ونس از مناطق مرکزی آمریکا، سیاست‌های انزواگرایانه را ترجیح می‌دهند.

دوران سرد پس از جنگ سرد

پس از فروپاشی شوروی، گرایش ضد‌اروپایی در حزب جمهوری‌خواه تشدید شد. به‌گفته «رابرت شاپیرو» -استاد علوم سیاسی دانشگاه کلمبیا- شعار «صلح از طریق قدرت» که در دوران ریگان مطرح شد، در دوره ترامپ به ابزاری برای سرزنش اروپا بدل شده است. ترامپ و هوادارانش معتقدند که اروپا پس از پایان جنگ سرد به «سواری رایگان» در حوزه دفاعی متوسل شده و منابعش را صرف رفاه اجتماعی کرده است.

آمارهای بانک جهانی هم نشان می‌دهند که هزینه‌های نظامی کشورهای اروپایی به‌شدت کاهش یافته است؛ به‌ویژه از سال ۱۹۸۷ تا ۲۰۱۴. گرچه از سال ۲۰۱۹ دوباره روند صعودی یافته است، اما آمریکا همچنان سهم بیشتری از هزینه‌های نظامی را بر عهده دارد.

در نتیجه، ترامپ از این واقعیت برای تقویت دیدگاهش استفاده کرده و توانسته حمایت حزب جمهوری‌خواه را در قبال کاهش کمک به اوکراین جلب کند. طبق نظرسنجی شورای روابط جهانی شیکاگو، حمایت جمهوری‌خواهان از کمک نظامی به اوکراین از ۸۰ درصد در سال ۲۰۲۲ به ۴۵ درصد در ۲۰۲۴ کاهش یافته است.

اروپای از هم گسیخته

مقام‌های اروپایی به‌ویژه آلمانی‌ها و فرانسوی‌ها، در واکنش به مواضع ترامپ گاه با انتقاد و گاه با سکوت تلاش کرده‌اند موقعیت خود را حفظ کنند. اما ساختار نهادی اتحادیه اروپا که با هماهنگی شکننده کشورها اداره می‌شود، آن را در برابر فشارهای خارجی آسیب‌پذیر کرده است.

شاپیرو اشاره می‌کند که آمریکا در گذشته نیز بارها سعی کرده اتحادیه اروپا را «تکه‌تکه» کند و این رویکرد در دولت ترامپ هم با شدت بیشتری دنبال شده است. اختلافات داخلی اروپا، فقدان توان هسته‌ای مستقل (به جز فرانسه) و وابستگی اقتصادی به آمریکا موجب شده که اروپا نتواند نقش یک بلوک مستقل را به‌خوبی ایفا کند.

آیا ترامپ به‌دنبال «کیش و مات چین» است؟

یکی از فرضیه‌ها این است که ترامپ با فاصله‌گرفتن از اروپا و نزدیکی به روسیه، تلاش دارد استراتژی «کیسینجر معکوس» را پیاده کند؛ به‌عبارتی با نزدیکی به مسکو، پکن را منزوی کند. اما «جیمز لیندزی» از اندیشکده «شورای روابط خارجی» این فرضیه را ناکارآمد می‌داند و می‌گوید: بر خلاف زمان نیکسون که بین شوروی و چین شکاف وجود داشت، امروز روسیه و چین در هماهنگی فزاینده به‌سر می‌برند و پوتین احتمالا می‌تواند بدون آنکه مجبور شود از چین فاصله بگیرد، از ترامپ امتیاز بگیرد. منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا