آیا ابرهوش میتواند ترامپ را نجات دهد؟
ترامپ میکوشد با وعدههای اقتصادی و امید به ابرهوش، موقعیت سیاسی خود را حفظ کند.
به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان «آیا ابرهوش میتواند ترامپ را نجات دهد؟» نوشته فردی گری (Freddy Gray) در نشریه اسپکتیتور (The Spectator) منتشر شده است. این یادداشت بر تلاش دونالد ترامپ برای تبدیل انتخابات میاندورهای به همهپرسی درباره شخص او، استفاده از وعدههای اقتصادی و پیوند دادن آینده رونق اقتصادی آمریکا با توسعه هوش مصنوعی و ابرهوش تمرکز دارد. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
ترامپ در آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا تلاش دارد رقابت بر سر کرسیهای کنگره را بیش از آنکه نبردی میان دو حزب بدانند، به انتخابی درباره شخص او تبدیل کند. او در تجمعی انتخاباتی از هواداران خواسته است او را چنان تصور کنند که گویی دوباره نامزد ریاستجمهوری است و هشدار داده که شکست جمهوریخواهان میتواند پیامدهای سیاسی سنگینی برای او، از جمله استیضاح، داشته باشد. این رویکرد نشان میدهد که ترامپ همچنان جایگاه خود را بهعنوان محور اصلی رقابت سیاسی جمهوریخواهان میبیند و میکوشد سرمایه سیاسی شخصی خود را به عملکرد حزب در انتخابات کنگره منتقل کند.
در همین چارچوب، فشارهای داخلی بر دولت، تورم و هزینه بالای زندگی، قیمت نفت و وضعیت نامطمئن محبوبیت رئیسجمهور، چالشهایی جدی برای این راهبرد ایجاد میکنند. همزمان، دموکراتها در نظرسنجیهای مرتبط با رقابتهای سنا وضعیت مناسبی دارند و همین موضوع اهمیت بسیج پایگاه جمهوریخواهان را افزایش داده است. ترامپ برای مقابله با این شرایط، مجموعهای از پیامهای اقتصادی و انتخاباتی را مطرح کرده که یکی از مهمترین آنها ایده موسوم به «سود سهام ترامپ» است؛ پرداخت ۵ هزار دلار به هر بزرگسال آمریکایی در صورت حفظ کنترل هر دو مجلس کنگره توسط جمهوریخواهان.
این وعده با انتقادهایی درباره هزینه آن و ارتباطش با روند انتخاباتی روبهرو شده است. برآورد مطرحشده برای اجرای چنین طرحی حدود ۱.۳ تریلیون دلار است؛ رقمی که در شرایط بدهی بالای دولت فدرال، پرسشهای جدی درباره منابع مالی و امکان اجرای آن ایجاد میکند. با این حال، از منظر انتخاباتی، اهمیت طرح الزاماً به امکان اجرای کامل آن محدود نمیشود. وعده مستقیم پرداخت نقدی میتواند برای بخشی از رأیدهندگان جذاب باشد و پیام انتخاباتی ترامپ را از مباحث انتزاعی اقتصادی به یک منفعت ملموس و فوری تبدیل کند.
ترامپ همچنین افزایش درآمدهای ناشی از تعرفهها را بهعنوان یکی از منابع قدرت اقتصادی دولت معرفی میکند و آن را با سیاستهای حزب جمهوریخواه پیوند میدهد. در مقابل، منتقدان درباره اندازه و ماهیت واقعی درآمدهای تعرفهای و نسبت دادن موفقیتهای اقتصادی به سیاستهای دولت اختلاف نظر دارند. این اختلاف نشاندهنده شکاف گستردهتر میان روایت سیاسی دولت از اقتصاد و تجربه روزمره بخشی از جامعه از افزایش هزینههای زندگی است.
در عین حال، تصویر اقتصادی آمریکا کاملاً منفی نیست. بازار کار همچنان از انعطاف قابل توجهی برخوردار است و بازار سهام، بهویژه در حوزه فناوری، رشد و ایجاد ثروت قابل توجهی را تجربه کرده است. همین شرایط به دولت امکان میدهد بر ظرفیتهای مثبت اقتصاد تأکید کند، هرچند این دستاوردها الزاماً به یک احساس عمومی از رفاه اقتصادی تبدیل نشدهاند. مسئله اصلی برای ترامپ، تبدیل شاخصهای اقتصادی و رشد بازار به احساس ملموس بهبود وضعیت زندگی شهروندان است.
در این میان، فناوری هوش مصنوعی و مفهوم «ابرهوش» به بخش دیگری از روایت اقتصادی ترامپ تبدیل شده است. او با گردهم آوردن مدیران برجسته فناوری در واشنگتن تلاش کرده است تصویری خوشبینانه از آینده اقتصاد مبتنی بر مراکز داده، رباتیک و سامانههای هوشمند ارائه دهد. تأکید بر اصطلاح «ابرهوش» به جای «هوش مصنوعی» نیز بخشی از همین تلاش برای برجسته کردن ظرفیتهای آینده فناوری است.
ایلان ماسک در این چارچوب از ورود جهان به دورهای از فراوانی سخن گفته و استدلال کرده است که ترکیب رباتها و ابرهوش میتواند دسترسی عمومی به خدماتی مانند مراقبت پزشکی را متحول کند. این تصویر خوشبینانه، برای ترامپ فرصتی سیاسی فراهم میکند تا آینده فناوری را به آینده اقتصادی آمریکا و عملکرد دولت خود پیوند بزند. با این حال، تحقق چنین وعدههایی به روندهای پیچیده فناوری، سرمایهگذاری، اشتغال و توزیع ثروت وابسته است و آثار آن در کوتاهمدت قطعی نیست.
در مجموع، راهبرد ترامپ بر ترکیب سه عنصر استوار است: شخصیسازی رقابت انتخاباتی، ارائه وعدههای اقتصادی ملموس و ترسیم آیندهای مبتنی بر جهش فناوری. موفقیت این روایت به میزان پذیرش عمومی آن و توانایی تبدیل دستاوردهای اقتصادی و فناوری به احساس واقعی بهبود در زندگی مردم وابسته خواهد بود. در صورت تداوم فشار هزینههای زندگی و فاصله گرفتن تجربه شهروندان از تصویر اقتصادی مطلوب دولت، شکاف میان روایت سیاسی و واقعیت اقتصادی میتواند به یکی از محورهای اصلی رقابت میان دو حزب تبدیل شود./ منبع