دو نگاه کاملاً متفاوت به نقش آمریکا در جهان
ترامپ بر قدرت نظامی و یکجانبهگرایی تأکید دارد، در حالی که سندرز همکاری جهانی و عدالت اجتماعی را راه امنیت میداند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «دو نگاه متفاوت به نقش آمریکا در جهان» به قلم کاترینا وندن هیوول (Katrina vanden Heuvel) در نیشن (Nation) منتشر شده است. مقایسه رویکرد دونالد ترامپ و برنی سندرز به امنیت ملی و جایگاه آمریکا در جهان، دو مسیر متفاوت را در برابر سیاست خارجی این کشور ترسیم میکند؛ یکی مبتنی بر قدرت نظامی، یکجانبهگرایی و رقابت بر سر منافع، و دیگری متکی بر همکاری بینالمللی، تقویت سازمان ملل و مقابله با نابرابری و تهدیدهای فراملی. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
نقطه آغاز این مقایسه، سخنرانی ترامپ در هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل و سخنرانی سندرز در آستانه این نشست است؛ دو رویدادی که تصویرهایی کاملاً متفاوت از امنیت، قدرت و مسئولیت جهانی آمریکا ارائه میدهند.
ترامپ در سخنرانی خود بر برتری اقتصادی، نظامی، فناوری و انرژی آمریکا تأکید کرد و مجموعهای از اقدامات خارجی دولتش، از حمله به ایران و تحولات غزه تا فشار بر ونزوئلا، محاصره کوبا و عملیات علیه قایقهای منتسب به گروههای خارجی را نشانه قدرت آمریکا دانست. در این چارچوب، اصل «غنیمت برای پیروز است» بازتابدهنده رویکردی تلقی میشود که در آن قدرت نظامی و توان اعمال اراده آمریکا بر ملاحظات حقوق بینالملل و چندجانبهگرایی تقدم دارد. همزمان، ترامپ دیوان کیفری بینالمللی را هدف حمله قرار داد و با تأکید بر حاکمیت ملی، با ایده وضع مالیات جهانی و سازوکارهای فراملی مخالفت کرد.
این رویکرد در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که تهدیدهای اصلی جهان دیگر صرفاً نظامی نیستند. تغییرات اقلیمی، همهگیریها، نابرابری اقتصادی، رقابت هستهای و توسعه هوش مصنوعی، مسائلی هستند که کنترل آنها به همکاری میان کشورها نیاز دارد. با این حال، سیاست دولت ترامپ، از دیدگاه این یادداشت، به سمت تضعیف همکاریهای بینالمللی حرکت کرده است؛ از جمله خروج آمریکا از سازمان جهانی بهداشت، مخالفت با مقررات اقلیمی و هوش مصنوعی و افزایش شدید هزینههای نظامی.
در نقطه مقابل، سندرز امنیت آمریکا را نه در گسترش قدرت نظامی، بلکه در کاهش جنگ، تقویت همکاری بینالمللی و مقابله با نابرابری میبیند. او خواستار پایان جنگ ایران، توقف کمک نظامی به اسرائیل، محکومیت اقدامات اسرائیل در غزه، تلاش برای پایان جنگ اوکراین و استفاده بیشتر از ظرفیت سازمان ملل برای حل اختلافات از طریق مذاکره شده است. در نگاه او، افزایش تمرکز ثروت در دست اقلیتی کوچک، تهدیدی جدی برای دموکراسی و ثبات اجتماعی محسوب میشود.
سندرز همچنین تغییرات اقلیمی و هوش مصنوعی را از مهمترین چالشهای نوظهور میداند و بر ضرورت ایجاد سازوکارهای بینالمللی برای مدیریت آنها تأکید دارد. از این منظر، امنیت پایدار بدون رسیدگی به فقر، نابرابری و کاهش قدرت اقتصادی اقشار گسترده جامعه امکانپذیر نیست.
در نهایت، این دو رویکرد نمادی از یک انتخاب گستردهتر درباره آینده سیاست خارجی آمریکا است: ادامه اتکا به قدرت نظامی و رقابت برای کسب برتری، یا حرکت به سوی همکاری جهانی، تقویت نهادهای بینالمللی و ایجاد نظمی که در آن عدالت اجتماعی و منافع عمومی جایگاه بیشتری داشته باشد./ منبع