اولویتبندی هزینههای دفاع هوایی و موشکی
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشت «اولویتبندی هزینههای دفاع هوایی و موشکی» نوشته وس رامباخ (Wes Rumbaugh)، و منتشرشده در مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS)، به بررسی چالشهای بودجهای و اولویت بندی منابع در اجرای برنامه دفاع موشکی «گلدن دوم» پرداخته است. این یادداشت به طور دقیق نشان میدهد که موفقیت این پروژه مستلزم تصمیمگیریهای همتراز در سه سطح بودجهای مختلف و مدیریت هوشمندانه تعارضات میان اولویتهاست. در ادامه، خلاصه این مطلب آمده است.
پروژهای که با فرمان اجرایی «گنبد آهنین برای آمریکا» در ژانویه ۲۰۲۵ توسط رئیسجمهور دونالد ترامپ کلید خورده است و با هدف توسعه زیر ساختهای پیشرفته دفاع موشکی برای حمایت از امنیت ملی آمریکا طراحی شده است. این طرح، به گفته ژنرال مایکل گاتلین، با پروژه منهتن مقایسه شده است به دلیل وسعت و پیچیدگی بسیار زیاد که نیازمند همکاری جامع همه بخشهای دولت است. در عین حال که پیشینه تلاشهای مشابه در دولت قبلی ترامپ به دلیل کمبود منابع مالی کافی، نتوانسته بود به اهداف بلندپروازانه دست یابد.
در وهله نخست، اهمیت مسأله اولویتبندی در تخصیص منابع مالی است زیرا منابع محدود است و در نتیجه هرگونه افزایش بودجه در یک حوزه مستلزم کاهش در حوزهای دیگر یا اعمال محدودیتهای بودجهای است. بر این اساس، روند تصمیمگیری و تخصیص بودجه باید در سه سطح کلان بررسی شود: اولویتبندی در داخل سبد پروژههای دفاع موشکی، جایگاه دفاع موشکی در میان قابلیتهای کلی وزارت دفاع (DOD) و جایگاه آن در چارچوب بودجه کل دولت فدرال.
نخست، برای درک چالشهای مالی «گلدن دوم» باید بودجه و ترکیب هزینههای فعلی دفاع هوایی و موشکی بررسی شود. از سال ۲۰۰۹، وزارت دفاع آمریکا به طور متوسط بیش از ۲۰ میلیارد دلار در سال صرف مدرنسازی سیستمهای دفاع هوایی و موشکی کرده است که این رقم از سال ۲۰۱۸ به بیش از ۲۵ میلیارد دلار افزایش یافته است، عمدتاً به دلیل رشد بودجه ارتش و نیروی فضایی. نکته مهم این است که بودجه دفاع موشکی در زیرمجموعه مستقلی در بودجه وزارت دفاع نیست و برای برآورد آن، تجمیع خطوط مختلف برنامهها لازم است.
سطح نخست اولویتبندی، انتخاب بین بخشهای مختلف معماری «گلدن دوم» و سبد دفاع موشکی کنونی است. بر اساس فرمان اجرایی و دستورالعملهای وزیر دفاع پیت هگست، احتمالاً تمرکز بودجه به سمت دفاع موشکی داخلی آمریکا تقویت خواهد شد. در دورههای گذشته تنها حدود ۱۲ درصد از بودجه دفاع هوایی و موشکی به دفاع داخلی اختصاص یافته بود، در حالی که حدود یک سوم هزینهها به سیستمهای چند منظوره مانند حسگرهای فضایی و بیش از نیمی به دفاع تئاتری (میدانی) اختصاص داشت. این الگوی هزینه بندی با توجه به مأموریتهای پیشین منطقی است، چرا که وزارت دفاع بیشتر بر مقابله با تهدیدهای متنوع منطقهای متمرکز بوده و دفاع داخلی عمدتاً محدود به مقابله با تهدید موشکهای بالستیک از کشورهای دارای قابلیت محدود مانند کره شمالی بوده است.
دو مؤلفه هزینهساز کلیدی در پروژه «گلدن دوم» عبارتند از: لایه «فضاپایه شکارچی» (Space-Based Interceptor) یا SBI و معماری دفاع موشکی در برابر موشکهای کروز داخلی. فناوریهای جدید مانند وسایل پرتاب فضایی قابل استفاده مجدد و کوچکسازی قطعات کلیدی موشکها به کاهش هزینهها کمک کردهاند، اما به دلیل محدودیتهای فیزیکی مدار پایین زمین، مقابله با حملات سنگین موشکی نیازمند تعداد زیاد سامانههای رهگیر است که ممکن است هر پنج سال نیاز به باز تأمین داشته باشند، که این موضوع هزینهها را به شدت افزایش میدهد. در مورد دفاع در برابر موشکهای کروز نیز دو مطالعه هزینههای متفاوتی را نشان دادهاند؛ یکی برآورد هزینه حداکثری کامل پوشش تمامی خاک آمریکا را بین ۷۷ تا ۴۶۶ میلیارد دلار در بیست سال تخمین زده است، و مطالعه دیگر هزینه محدودتر و متمرکزتری را در حدود ۳۲ میلیارد دلار نشان میدهد که تفاوت عمده ناشی از وسعت پوشش دفاعی مدنظر است.
امکان باز تخصیص منابع از برنامههای دفاع تئاتری به دفاع داخلی مطرح است، اما تقاضای مداوم برای این سامانهها در محیطهای پرتنش منطقهای محدودیت ایجاد میکند. کاهش سرمایهگذاری در دفاع تئاتری ممکن است انعطاف عملیاتی آمریکا را در مناطق حساس کاهش دهد و موجب افزایش فشار عملیاتی بر نیروهای دفاع هوایی و موشکی شود. برای وارد کردن سیستمهای بالغ مانند ایجیس (Aegis) و تیهاد (THAAD) به دفاع داخلی، نیازمند رویکردی توزیع شده و کمتر متکی به نیروی انسانی است.
در سطح دوم، جایگاه «گلدن دوم» در کل بودجه وزارت دفاع است. از سال ۲۰۰۹، بودجه دفاع هوایی و موشکی به طور مداوم بین ۷ تا ۹ درصد از کل بودجه مدرنسازی وزارت دفاع را تشکیل داده است. در صورت نپذیرفتن تغییرات داخلی در بودجه این حوزه، تامین مالی پروژه «گلدن دوم» ممکن است به هزینه دیگر عملیاتها یا قابلیتها بیانجامد. بخشنامه وزیر دفاع برای بازتخصیص ۵۰ میلیارد دلار نشان میدهد که وزارت دفاع در حال بررسی این گزینه است. اما یافتن بودجه قابل توجه و قابل صرفهجویی در این سطح بسیار دشوار است و با مخالفت کنگره نیز مواجه خواهد شد.
سطح سوم، سیاست مالی کلان دولت فدرال است که بیشترین تاثیر را بر منابع دفاع موشکی داشته است. دولت ترامپ در این زمینه رویکردی متناقض داشته و گاه از کاهش بودجه دفاعی صحبت کرده و گاه بودجه یک تریلیون دلاری درخواست کرده است. مقایسه بودجه دفاعی با اولویتهای دیگر ملی مانند سیاستهای اقتصادی و هزینههای داخلی، نشان میدهد که فضای محدودی برای افزایش بودجه دفاعی وجود دارد. قطعنامه بودجه کنگره که ۱۵۰ میلیارد دلار افزایش برای دفاع را پیشبینی میکند و تخصیص نزدیک به ۳۰ میلیارد دلار برای دفاع هوایی و موشکی در لایحه سازش مالی، حمایت قوی کنگره از دفاع موشکی فضایی را نشان میدهد.
با این حال، چالشهای اجرایی روند تصویب بودجه و عوامل اقتصادی همچون افزایش قیمت مواد اولیه، ممکن است توان خرید وزارت دفاع را محدود کند. در نهایت، موفقیت برنامه «گلدن دوم» در گرو اتخاذ تصمیمات هماهنگ در سطوح مختلف و یافتن توازن مناسب بین اهداف، منابع و محدودیتهاست. حجم و وسعت پروژه هر چه بزرگتر شود، فشار برای تخصیص بودجه نیز بیشتر شده و بدون بازتخصیص درون بخشی یا افزایش کلی بودجه، اجرای آن با خطر کاهش قابلیتهای دفاعی یا محدودیتهای کلان اقتصادی روبرو خواهد بود./ منبع



