ترامپ از ادبیات اشتباهی درباره ایران استفاده میکند
ترامپ با درک سیاسی اندک از ایران، به دنبال پیروزیهای ظاهری است ولی نمیتواند با ایران همانند ونزوئلا برخورد کند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ترامپ از ادبیات اشتباهی درباره ایران استفاده میکند» نوشته نیکلاس گارون (Nicolas Garon) در فارن پالیسی این فوکوس (Foreign Policy In Focus) منتشر شده است. مواضع دونالد ترامپ درباره تحولات داخلی ایران، استدلال میکند که رئیسجمهور آمریکا درک دقیقی از ساختار قدرت و پیچیدگیهای سیاسی جمهوری اسلامی ندارد و تلاش او برای دستیابی به توافقی سریع با تهران بر پایه تصورات نادرست و الگوهای سادهسازیشده شکل گرفته است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
دونالد ترامپ در گفتوگویی با شبکه NBC درباره درگیری نظامی جاری میان آمریکا و ایران، بار دیگر تأکید کرد که مجتبی خامنهای و دولت جدید ایران نسبت به رهبران پیشین منطقیتر، مذاکرهپذیرتر و کمافراطیتر هستند. او همچنین مدعی شد که مجتبی خامنهای در میان ساختار نظامی ایران از احترام و محبوبیت بالایی برخوردار است. همین تأکید ترامپ بر جایگاه مجتبی خامنهای، نشانهای از برداشت نادرست او از ساختار قدرت در ایران است، زیرا اگر نهادهای نظامی تا این اندازه مستقل و قدرتمند باشند که نیاز به اثبات مشروعیت رهبر جدید احساس شود، همان ساختار میتواند هر رهبری را که بیش از حد متمایل به مصالحه با آمریکا باشد، تضعیف کند. اقتدار رهبر عالی نباید نیازمند اثبات باشد و همین مسئله تردیدهایی درباره پایداری هرگونه توافق احتمالی ایجاد میکند.
ترامپ در این مصاحبه از ونزوئلا بهعنوان نمونه موفق یاد کرد و مدعی شد که آمریکا توانسته بدون تلفات انسانی، حکومتی جدید و نزدیک به واشنگتن ایجاد کند. این مقایسه گمراهکننده است و دلسی رودریگز، چهرهای که ترامپ از او حمایت کرده، سالها در دولت نیکلاس مادورو حضور داشته و حتی هدف تحریمهای آمریکا بوده است. تصور اینکه یک اقدام نظامی کوتاه بتواند به انتقال قدرتی پایدار و ایجاد همکاری بلندمدت منجر شود، بسیار دور از واقعیت است. ترامپ بیشتر بهدنبال نمایش پیروزیهای ظاهری و حفظ نفوذ بر یک چهره «کمهزینهتر» است تا ایجاد تغییرات واقعی و پایدار.
بر اساس گزارشی از نیویورکتایمز، آمریکا و اسرائیل در آغاز بحران، محمود احمدینژاد را بهعنوان گزینه مطلوب برای جانشینی در ایران در نظر گرفته بودند؛ فردی که بهدلیل انکار هولوکاست، مواضع شدید ضداسرائیلی و تسریع برنامه غنیسازی اورانیوم شناخته میشود. یکی از نزدیکان احمدینژاد به نیویورکتایمز گفته بود واشنگتن او را مشابه دلسی رودریگز در ونزوئلا میبیند. این موضوع نشانهای از درک سطحی دولت ترامپ از سیاست و تاریخ ایران است.
ترامپ احتمالاً در نهایت به توافقی مشابه برجام دوران باراک اوباما رضایت خواهد داد، اما آن را با نام خود معرفی میکند و همین برای اعلام پیروزی سیاسی کافی خواهد بود. با این حال، دستیابی به چنین توافقی نیز با موانع مهمی روبهرو است. نخست اینکه حکومت ایران بهسادگی وارد توافق مطلوب آمریکا نخواهد شد. جمهوری اسلامی سالها روایت «مداخلهگری غرب» را بهعنوان ابزاری برای توجیه سرکوب داخلی و مشروعیتبخشی به سیاست ضدغربی خود بهکار گرفته است. آیتالله علی خامنهای که در حملات آمریکا و اسرائیل کشته شد، نماد این روایت ضدغربی محسوب میشد و تمجید ترامپ از جانشین او بهتنهایی نمیتواند این میراث سیاسی را از میان ببرد.
مانع دوم، دشواری ذاتی مذاکره با حکومتهای اقتدارگراست. مذاکرات هستهای ایران و گروه ۱+۵ از حدود سال ۲۰۰۳ آغاز شد و پس از سالها گفتوگو و شکستهای مکرر، نهایتاً در ۲۰۱۵ به توافق رسید. نبود اعتماد متقابل باعث میشود بخش عمده مذاکرات صرف طراحی سازوکارهای نظارتی و تضمینهای اجرایی شود.
ترامپ تلاش میکند بحران ایران را همچون یک معامله تجاری سریع و موفق نمایش دهد تا خود و حزب جمهوریخواه را قاطع نشان دهد، اما گسترش حکمرانی دموکراتیک و حل بحرانهای ژئوپلیتیکی با منطق معاملات تجاری قابل تحقق نیست. پیشنهاد دیدار مستقیم رئیسجمهور آمریکا با رهبر ایران اقدامی کمسابقه است، اما چنین رویکردی تنها زمانی ارزشمند خواهد بود که با مطالبات مشخصی مانند توقف غنیسازی اورانیوم، آزادی زندانیان سیاسی و ایجاد آزادیهای واقعی برای مردم ایران همراه شود./ منبع



