آسیاخارجینظام بین‌الملل و نهادها

اهمیت اجتناب از تنش در پیچیده‌ترین رابطه جهانی

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «اهمیت اجتناب از تنش در پیچیده‌ترین رابطه جهانی» منتشرشده در گلوبال تایمز (Global Times)، به بررسی تأثیرات اختلال در روابط دوجانبه پکن و واشنگتن می‌پردازد. مضمون کلی متن بر لزوم بازنگری راهبردی در تعامل آمریکا با چین و اهمیت حفظ ثبات در مناسبات دو قدرت جهانی برای نظم بین‌المللی تأکید دارد. در ادامه، چکیده مطلب را می‌خوانید.


در پی درخواست ایالات متحده، تماس تلفنی میان رئیس‌جمهور چین و رئیس‌جمهور آمریکا برقرار شد که نخستین ارتباط مستقیم میان دو طرف از زمان آغاز تنش‌های تجاری میان دو کشور به شمار می‌رود. این گفت‌وگو به عنوان نشانه‌ای مثبت در روابط دوجانبه تلقی شده و امیدها به شکل‌گیری مناسبات سازنده‌تر را در سطح بین‌المللی افزایش داده است. رسانه‌های بین‌المللی از جمله «ساوث چاینا مورنینگ پست» و «فارن پالیسی» این تماس را نشانه‌ای از پیشرفت در ایجاد اعتماد و تعیین اصول اولیه تعامل دانسته‌اند و بر لحن مثبت بیانیه‌های منتشرشده توسط دو طرف تأکید کرده‌اند.

در این گفت‌وگو، رئیس‌جمهور چین با استفاده از استعاره «هدایت کشتی عظیم روابط چین و آمریکا» بر لزوم تعیین مسیر صحیح و اجتناب از اختلالات و آشفتگی‌ها تأکید کرد. تأکید ویژه بر واژه «به‌ویژه» در این زمینه، توجه بسیاری را به خود جلب کرد و به عنوان تبیینی عمیق از وضعیت فعلی روابط دوجانبه و هشداری مهم خطاب به ایالات متحده تفسیر شد. روابط میان چین و آمریکا، به عنوان دو اقتصاد بزرگ جهان، از اهمیت بنیادین برای منافع دو ملت و آینده بشریت برخوردار است. چگونگی همزیستی این دو کشور در قرن بیست و یکم باید از زاویه‌ای کلان و بلندمدت مورد بررسی قرار گیرد، به‌ویژه در چارچوب تلاش برای یافتن الگوی جدیدی از تعامل میان تمدن‌های بزرگ. این رویکرد می‌تواند مسیری متفاوت از الگوهای تاریخی درگیر در «دام توسیدید» ترسیم کند.

در سال‌های اخیر، الگوی ثابتی در روابط دو کشور دیده شده که هر زمان نشانه‌هایی از بهبود روابط ظاهر می‌شود، اقدامات مخرب و دخالت‌هایی از جانب ایالات متحده در پی آن پدیدار می‌گردد. برای مثال، پس از حصول توافقاتی در نشست اقتصادی و تجاری میان دو کشور در ژنو، آمریکا به سرعت اقداماتی منفی علیه چین اعمال کرد و برخی محافل آمریکایی چین را به عنوان «رقیب بدخواه» توصیف کردند و آن کشور را به نقض توافق‌های انجام‌شده متهم کردند.

در موضوع تایوان نیز، در حالی که ایالات متحده بارها بر پایبندی به اصل چین واحد و مخالفت با استقلال تایوان تأکید کرده، اما همزمان به فروش تسلیحات به این منطقه ادامه داده و برخی مقامات آمریکایی با ارسال پیام‌هایی اشتباه به نیروهای تجزیه‌طلب، خطرات بزرگی برای روابط چین و آمریکا ایجاد کرده‌اند. حتی تلاش‌هایی برای تحریف قطعنامه ۲۷۵۸ مجمع عمومی سازمان ملل نیز مشاهده شده که به‌عنوان اقدامی خطرناک ارزیابی می‌شود.

احترام متقابل یکی از اصول بنیادین روابط بین‌الملل و پیش‌شرط اساسی برای تنظیم مناسبات میان چین و ایالات متحده است. هیچ کشوری نباید این توهم را داشته باشد که می‌تواند از یک سو چین را تحت فشار قرار دهد و هم‌زمان روابطی سازنده با آن برقرار سازد. با این حال، برخی محافل در ایالات متحده همچنان به منطق بازی‌های مجموع صفر و ذهنیت جنگ سرد پایبند مانده‌اند. این نگرش اصلاح نشده، همچنان تأثیر منفی بر روابط دو کشور دارد. دیدگاه آن‌ها نسبت به روابط بین‌الملل بر پایه «پیروزی کامل برای آمریکا و شکست کامل برای چین» استوار است و در تعامل با پکن، به جای مدیریت اختلافات یا کاهش تنش‌ها، به اعمال فشار حداکثری برای واداشتن چین به تسلیم روی می‌آورند. این رویکرد نه‌تنها راه‌حل محسوب نمی‌شود، بلکه به تعمیق شکاف‌های راهبردی منجر خواهد شد. در مذاکرات سطح بالا میان دو کشور در سال‌های اخیر، این اختلاف در ادراک راهبردی بارها مورد تأکید قرار گرفته است و همین مسئله ضرورت آغاز تعاملات بر مبنای اصولی همچون صلح، ثبات و صداقت را آشکار می‌سازد.

تجربه بارها نشان داده که همکاری میان چین و آمریکا منجر به سود و منافع دو طرف می‌شود و تقابل باعث ضرر طرفین خواهد شد. زمانی که گفت‌وگو و تعامل برابر صورت می‌گیرد، نتایج ملموس حاصل می‌شود؛ در مقابل، تلاش برای محدودسازی و فشار، معمولاً نتیجه‌ای معکوس دارد. در ماه‌های اخیر، رهبران برجسته شرکت‌های آمریکایی از جمله مدیرعامل NVIDIA، رئیس Invesco و مدیرعامل JPMorgan Chase به چین سفر کرده‌اند و برخی از آن‌ها به صراحت اعلام کرده‌اند که سیاست‌های محدودکننده صادرات تراشه از سوی آمریکا تنها موجب تسریع توسعه صنعت فناوری چین شده و این کشور از این تهدیدها هراسی ندارد. چنین دیدگاه‌هایی در میان فعالان اقتصادی آمریکایی باید جدی گرفته شود.

چین و آمریکا از مسئولیت‌های بین‌المللی گسترده، منافع مشترک فراوان و زمینه‌های همکاری وسیعی برخوردارند. وجود روابط باثبات و سالم میان این دو کشور، یکی از ارکان اصلی صلح و رفاه جهانی است. همکاری میان آن‌ها خواسته‌ای جهانی است. در تماس تلفنی اخیر نیز رئیس‌جمهور آمریکا بر احترام به همتای چینی خود تأکید کرده و اعلام کرده است که همکاری میان دو کشور می‌تواند به نتایج بزرگ منجر شود، آمریکا متعهد به اجرای توافقات است و از حضور دانشجویان چینی در ایالات متحده استقبال می‌کند. این‌که ایالات متحده بتواند در برابر اختلالات و دخالت‌های مختلف ایستادگی کرده و دیدگاه خود نسبت به چین را به‌درستی اصلاح کند، عاملی تعیین‌کننده در آینده روابط دوجانبه خواهد بود. نه فقط چین، بلکه کل جامعه جهانی نظاره‌گر خواهد بود که آیا آمریکا سخنان خود را با عمل همراه می‌سازد یا نه.

دیپلماسی در سطح عالی‌ترین مقام‌ها، نقشی راهبردی در جهت‌گیری کلی روابط چین و آمریکا ایفا می‌کند. چین بر تعهد خود برای حفظ رابطه‌ای باثبات، سالم و پایدار تأکید دارد. انتظار می‌رود ایالات متحده نیز به تعهدات خود پایبند بماند، توافقات ژنو را به اجرا درآورد، توسعه چین را به‌شکلی واقع‌بینانه و منطقی ببیند، وارد تعاملات سازنده و عمل‌گرایانه شود و همراه با چین مسیر صحیح روابط دوجانبه را پی بگیرد؛ مسیری که به نفع هر دو کشور و نیز به سود جامعه جهانی باشد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا