امنیت و دفاعخارجیخاورمیانه

اسرائیل آماده جنگی طولانی با ایران است؟

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «اسرائیل آماده جنگی طولانی با ایران است؟» به قلم یوسی ملمان (Yossi Melman) در نشریه اسپکتیتور (Spectator) منتشر شده است. نویسنده در این مطلب، با تمرکز بر عملیات موفق و پیچیده اسرائیل علیه زیرساخت‌های هسته‌ای و نظامی ایران، پیامدهای راهبردی، روانی و امنیتی این حمله را بررسی کرده و احتمال ورود به یک جنگ فرسایشی را با توجه به شرایط سیاسی داخلی اسرائیل و واکنش احتمالی ایران ارزیابی می‌کند. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.


عملیات گسترده و موفق اسرائیل علیه تأسیسات هسته‌ای، موشکی و نظامی ایران، همراه با ترور فرماندهان و دانشمندان کلیدی، همگان از جمله افکار عمومی اسرائیل و ناظران جهانی را شگفت‌زده کرد. این عملیات که با نام رمزی «شیر خیزان» انجام شد، حاصل بیش از یک سال برنامه‌ریزی اطلاعاتی دقیق و اجرای ماهرانه توسط نیروی هوایی اسرائیل و عوامل موساد بود. طی این مدت، عوامل موساد با نفوذ به داخل ایران شبکه‌ای از نیروهای محلی، خانه‌های امن، کارگاه‌ها، خودروها، مدارک جعلی و پوشش‌های داستانی ایجاد کردند و فناوری‌های پیشرفته‌ای را نیز وارد کردند. اجزای پهپادها نیز به‌طور قاچاق وارد و در داخل ایران مونتاژ و مخفی شدند.

این پهپادها در عملیات شرکت داشتند. شیوه حمله شباهت‌هایی به حملات اخیر اوکراین به پایگاه‌های هوایی روسیه داشت، هرچند موساد از حدود سه سال پیش چنین تاکتیک‌هایی را در ایران اجرا کرده بود؛ از جمله حمله پهپادی سال ۲۰۲۲ که بیش از صد پهپاد ایرانی را نابود کرد. در بیش از پانزده سال گذشته، موساد با همکاری اطلاعات نظامی اسرائیل، بارها موفق به نفوذ به ساختارهای امنیتی ایران شده است؛ از جمله ترور دانشمندان هسته‌ای، فرماندهان موشکی و افسران سپاه پاسداران و همچنین خرابکاری در تأسیسات هسته‌ای و موشکی.

عامل مهم دیگر در موفقیت عملیات، حملات هوایی اسرائیل در ماه آوریل سال ۲۰۲۴ و ماه اکتبر سال گذشته بود که بخش عمده‌ای از شبکه پدافند هوایی ایران را منهدم کرد و آسمان این کشور را برای جنگنده‌های اسرائیلی تقریباً بدون مانع ساخت. افزون بر این، نقشه‌ای فریبکارانه باعث شد تا فرماندهان ارشد هوافضای سپاه در شب عملیات، با هدایت سیگنال‌های ساختگی اطلاعاتی اسرائیل، به پناهگاه زیرزمینی خاصی کشیده شوند و تا ساعت ۳ بامداد روز جمعه در آنجا باقی بمانند. بدون آن‌که بدانند این همان زمان حمله اسرائیل است. در جریان این حمله، سردار امیرعلی حاجی‌زاده، فرمانده هوافضای سپاه، به همراه سایر فرماندهان ارشد جان باختند.

بخش قابل‌توجهی از موفقیت عملیات نیز به ترور محمد باقری، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران و حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران مربوط می‌شود. این ترورها نه‌تنها از نظر روانی و اخلاقی، بلکه از نظر عملیاتی ضربه سنگینی به ایران وارد کرد؛ هرچند جمهوری اسلامی برای نمایش ثبات و مقابله‌جویی، به سرعت جایگزین‌هایی برای آنان معرفی کرد. به‌نظر می‌رسد دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا نیز نقشی در فریب ایران داشته است. او با القای تعهد به مذاکرات متوقف‌شده هسته‌ای، این تصور را در ایران ایجاد کرد که واشینگتن تمایلی به درگیری ندارد، در حالی که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در حال پیشبرد طرح حمله بود.

هدف اصلی عملیات، نابودی حداکثری تأسیسات هسته‌ای ایران و ترور دانشمندان فعال در این برنامه بود. نهادهای امنیتی اسرائیل آماده‌اند که درگیری برای چند روز دیگر ادامه یابد، هرچند امیدوارند وارد جنگی فرسایشی نشوند. اما شواهد نشان می‌دهد که نتانیاهو تمایل دارد جنگ را ادامه دهد؛ انگیزه‌هایی که هم شخصی و هم سیاسی توصیف می‌شود. در مقابل، ایران نیز ملتی است که خود را وارث تاریخی مظلومیت می‌داند و در جنگ‌های فرسایشی تجربه دارد؛ از جمله جنگ هشت‌ساله با صدام حسین که برخلاف انتظار او، به درگیری‌ای طولانی بدل شد.

نتانیاهو از سال ۲۰۰۹ ایده حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران را مطرح و حتی برنامه‌ریزی کرده بود، اما یا در آخرین لحظه عقب‌نشینی کرد یا توسط رؤسای جمهور آمریکا مانند باراک اوباما، ترامپ در دور نخست، یا بایدن مهار شد. اکنون این عملیات، تحقق رؤیای دیرینه اوست. نتانیاهو که همواره ایران را تهدیدی وجودی خوانده و آن را با تهدید نازی‌ها مقایسه کرده، ممکن است در پی این موفقیت، حمایت مردمی بیش‌تری کسب کند و با تداوم عملیات، از این دستاورد بهره‌برداری سیاسی کند.

برنامه هسته‌ای ایران اکنون در وضعیت نامشخصی قرار دارد. تهران ممکن است مسیر خروج از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) را در پیش گیرد، غنی‌سازی اورانیوم را از سطح کنونی ۶۰ درصد به ۹۰ درصد برساند که سطح تسلیحاتی محسوب می‌شود، یا آشکارا اعلام کند که در حال ساخت سلاح هسته‌ای است؛ فرآیندی که ممکن است از چند ماه تا یک سال طول بکشد.

در همین حال، جامعه اسرائیل که از جنگ غزه، بحران سیاسی داخلی و شکاف‌های عمیق ملی خسته شده، اکنون با پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و روانی این تصمیم مواجه است. ایران پس از شوک اولیه، واکنش نشان داد و در ۶ موج، دویست موشک بالستیک به‌سوی تل‌آویو و اطراف آن پرتاب کرد. ده‌ها ساختمان و خودرو آسیب دیدند، سه نفر کُشته و شمار زیادی زخمی شدند. آسمان اسرائیل نیز بسته شد.

در نهایت، مشخص نیست که این پیروزی نظامی منجر به دستاورد راهبردی شود، یا تنها واقعیتی را تثبیت کند که اسرائیل ناگزیر است برای همیشه با شمشیر زندگی کند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا