جهانخارجیفناوری و فضای مجازی

خوانش پنهان برنامه‌های اقدام هوش مصنوعی آمریکا و چین

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با ‌عنوان «خوانش پنهان برنامه‌های اقدام هوش مصنوعی آمریکا و چین» به قلم کارشناسان شورای آتلانتیک (Atlantic Council) در اندیشکده شورای آتلانتیک (Atlantic Council) منتشر شده است. این مقاله در تحلیلی فشرده، تفاوت‌های بنیادین دیدگاه‌های دو ابرقدرت در حاکمیت جهانی هوش مصنوعی را بررسی می‌کند و بر رقابت ژئوپلیتیکی میان مدل دولتی چین و رویکرد بازارمحور آمریکا تأکید دارد که بر اکوسیستم جهانی تأثیرگذار خواهد بود. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.


اقدامات گویاتر از کلمات هستند، اما کلمات نقطه شروع خوبی به‌شمار می‌روند. در ۲۳ جولای، دولت ترامپ «برنده‌شدن در رقابت هوش مصنوعی: برنامه اقدام هوش مصنوعی آمریکا» را منتشر کرد. سه روز بعد، چین «برنامه اقدام حاکمیت جهانی هوش مصنوعی» خود را رونمایی کرد. هر دو ابرقدرت در رقابتی برای دستیابی به بهترین فناوری و تعیین قوانین راه برای هوش مصنوعی قرار دارند، و تصمیمات آن‌ها تأثیر عمده‌ای بر اکوسیستم جهانی هوش مصنوعی خواهد داشت.

اگرچه این برنامه‌های اقدام هوش مصنوعی منتشرشده توسط ایالات متحده و چین در دامنه و نیت متفاوت هستند، اما هر دو مخاطب جهانی یکسانی را هدف قرار داده‌اند و شاخص‌های آشکاری از چگونگی تعریف رهبری جهانی توسط هر کشور در میان تغییرات سریع فناوری ارائه می‌دهند. برنامه اقدام هوش مصنوعی ایالات متحده دامنه وسیعی دارد که از ظرفیت صنعتی داخلی گرفته تا ترویج فناوری ایالات متحده در خارج را شامل می‌شود. این برنامه پیش از بازدید دونالد ترامپ از پیتسبورگ، جایی که او سرمایه‌گذاری‌ها در زیرساخت هوش مصنوعی را تبلیغ کرد، منتشر شد و شامل رهبران صنعت و سیاست‌گذاران عمدتاً آمریکایی بود.

این برنامه سه ستون دارد، از جمله تسریع نوآوری هوش مصنوعی، ساخت زیرساخت هوش مصنوعی در ایالات متحده، و دیپلماسی بین‌المللی متمرکز بر صادرات، استانداردها و امنیت ایالات متحده. برنامه چین، که در کنفرانس جهانی هوش مصنوعی در شانگهای اعلام شد، بیشتر بر حاکمیت، استانداردها و هنجارهای بین‌المللی متمرکز است. لی کیانگ، نخست‌وزیر چین در سخنرانی خود در ۲۶ جولای در شانگهای برای یک کنفرانس بین‌المللی، سیزده عنصر رویکرد چین به «همکاری چندجانبه و دوجانبه» را اعلام کرد. در حالی که زبان آن همکاری را ترویج می‌کند، رویکرد جهانی چین در نهایت جایگزین‌کردن نظم بین‌المللی مبتنی بر قوانین و چندذینفعی فعلی با جایگزینی متمرکز بر کنترل دولتی است، که روزبه‌روز بیشتر از طریق فناوری انجام می‌شود. نزدیکی زمانی این اعلامیه‌ها تصادفی نیست. اما ایالات متحده و چین دور از تنها کشورهایی هستند که عصر هوش مصنوعی را شکل می‌دهند.

چین و ایالات متحده دیدگاه‌های اساساً متفاوتی از نقش هوش مصنوعی در جهان پیش می‌برند. برای چین، هوش مصنوعی زیرساخت ژئوپلیتیکی است؛ متمرکز، حاکمیتی و همسو با دیپلماسی سبک کمربند و جاده. آن بر قدرت محاسباتی حاکمیتی، کنترل داده‌ها و توسعه دولتی تأکید دارد. در مقابل، ایالات متحده، هوش مصنوعی را به‌عنوان موتور اقتصادی و ستون امنیت ملی می‌بیند، که در نوآوری باز، شرکت خصوصی و اتحادها میان دموکراسی‌ها ریشه دارد. این شکاف عمیق‌تر از سیاست است. چین، کنترل دولتی را با استفاده از اصطلاح «حاکمیت» برجسته می‌کند، در حالی که در مجامع چندجانبه و سازوکارهای سازمان ملل متحد شرکت می‌کند تا نظم بین‌المللی مبتنی بر قوانین را به سمت مدل کنترل دولتی خود خم کند و حاکمیت جهانی هوش مصنوعی را هدایت کند، و خود را به‌عنوان صدای جنوب جهانی موقعیت می‌دهد. ایالات متحده به صنعت و دستورکار بازارمحور پایبند است، و حاکمیت «مورد اعتماد» را از طریق اصول گسترده سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) و شراکت محدودتر گروه ۷ (G7) ترویج می‌دهد؛ در حالی که کنترل‌های صادراتی و محدودیت‌های فناوری را تشدید می‌کند.

در حالی که چین از دیپلماسی هوش مصنوعی از طریق زیرساخت، آموزش و ابزارهای منبع‌باز بهره می‌برد، ایالات متحده بر هنجارها و حفاظ‌ها دو برابر می‌کند. این بیش از فناوری است. این نبردی میان جهان‌بینی‌های دیجیتال رقیب است. یکی کنترل دولتی و اقتدار حاکمیتی را برجسته می‌کند؛ دیگری بر بازبودگی، بازارها و هنجارهای لیبرال شرط می‌بندد. در حالی که جنوب جهانی میان این دیدگاه‌های رقیب حرکت می‌کند، نتیجه ممکن است شکاف تمیز نباشد؛ اما چشم‌انداز شکسته‌شده اجتناب‌ناپذیر است. دهه آینده بر این بستگی دارد که کدام مدل متقاعدکننده‌تر، مقیاس‌پذیرتر و همسوتر با آرمان‌های جهانی ثابت شود.

ایالات متحده و چین دیدگاه‌های کاملاً متضادی برای حاکمیت جهانی هوش مصنوعی ارائه می‌دهند. برنامه ایالات متحده بر رقابت راهبردی با چین تأکید دارد و اولویت حفظ برتری فناوری ایالات متحده را دارد. آن چارچوبی جاه‌طلبانه—و برخی می‌گویند، تهاجمی—پیش می‌برد: تقویت اجرای کنترل‌های صادراتی موجود بر تراشه‌ها، فشار بر متحدان برای همسویی با محدودیت‌های ایالات متحده تحت تهدید جریمه، و به‌طور کلی تلاش برای ایجاد وابستگی‌ها به محصولات فناوری ایالات متحده، از جمله ارائه یک پشته فناوری هوش مصنوعی جامع به‌عنوان بخشی از راهبرد سیاست خارجی.

برنامه، نیاز به مقابله با چین در نهادهای حاکمیت بین‌المللی را ترسیم می‌کند که گنجایش خوب و خوشایندی است؛ اما با چندین آژانس وزارت خارجه که با کاهش عمیق کارکنان مواجه هستند، از جمله بسیاری با دانش عمیق و روابط در این مجامع، دشوار است ببینیم چگونه ایالات متحده این فرآیندهای دیپلماتیک ظریف و پیچیده را به‌گونه‌ای هدایت کند که منافع ایالات متحده را پیش ببرد. این رویکرد نامنظم در تضاد شدید با تعامل جمهوری خلق چین در حاکمیت هوش مصنوعی قرار دارد. اعلامیه جمهوری خلق چین بر راهبرد چندساله، چندجانبه، درهم‌تنیده و خودارجاعی بنا شده که برای اطمینان از تسلط چین در حاکمیت هوش مصنوعی طراحی شده است. برنامه سیزده‌نقطه‌ای—که بر تم‌های چندجانبه‌گرایی، فراگیری و تعامل عمیق با کشورهای اکثریت جهانی بر اساس شرایط آن‌ها تأکید دارد—بر کار آرام و مداوم جمهوری خلق چین برای ساخت ائتلاف‌های کشورهای اکثریت جهانی برای رأی‌دادن به نفع آن در همان نهادهای سازمان ملل ذکرشده در برنامه هوش مصنوعی ایالات متحده، از جمله پیمان دیجیتال جهانی، بنا می‌شود. به‌طور حیاتی، ترویج پشته فناوری چین بخشی از این راهبرد تعامل دیپلماتیک گسترده‌تر است. برای مثال، هواوی راه‌حل‌های «هوش مصنوعی در جعبه» دیرینه برای دولت‌هایی که به‌دنبال چنین فناوری‌هایی هستند ارائه می‌دهد. این نوع عرضه‌های همه‌دریک اغلب با انگیزه‌های مالی جفت می‌شود و همچنین ماژول‌های آموزشی که رویکردهای چینی را ترویج می‌دهند. برنامه اقدام هوش مصنوعی ایالات متحده با ارائه پشته برتر رقابت می‌کند. ایالات متحده این راهبرد چین را به‌رسمیت می‌شناسد اما رابطه فناوری و دیپلماسی را نادیده می‌گیرد.

شکی نیست که واشنگتن و پکن رقیب هم هستند اما منافع همپوشان دارند که می‌تواند به همکاری منجر شود. هر دو به بهره‌مندی جامعه از هوش مصنوعی متعهد هستند و می‌توانند استانداردهای غیرسیاسی بسازند. بهبود داده‌ها در حوزه بهداشت ممکن است. زیرساخت انرژی می‌تواند تجربیات به اشتراک گذاشته شود. برنامه چین، هوش مصنوعی را برای توسعه می‌بیند و با G77 همخوانی دارد. راهبرد چین، حمایت را تقویت می‌کند. آمریکا باید نیازهای جنوب را در نظر بگیرد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا