ترس پنهان کرملین از چین
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ترس پنهان کرملین از چین» نوشته جیمز فی (James Fay) و منتشرشده در ریلکلیردیفنس (RealClearDefense)، به بررسی ابعاد پنهان اتحاد راهبردی مسکو و پکن میپردازد و با استناد به اسناد امنیتی، نگرانی نخبگان روس از سلطه نرم چین را تحلیل میکند. این یادداشت راهبردهایی برای بهرهبرداری تبلیغاتی غرب از این واهمه تاریخی روسیه ارائه میدهد. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
روسیه در سالهای اخیر وارد یک اتحاد راهبردی به ظاهر بیمرز با چین شده است، اما گزارشها نشان میدهد که نخبگان امنیتی و اطلاعاتی این کشور نسبت به این نزدیکی فزاینده با پکن احساس ناامنی و بیاعتمادی دارند. براساس گزارشی که در نیویورک تایمز منتشرشده و برمبنای سندی افشاشده از سرویس ضد جاسوسی روسیه تنظیم شده، چین موفق شده است شبکهای گسترده از جاسوسان را در روسیه مستقر کند و تعداد زیادی از دانشمندان روسی را برای همکاری با دستگاه اطلاعاتی خود جذب نماید. در این سند، چین بهصراحت «دشمن» نامیده شده است.
این احساس تهدید در سطح نخبگان روس، ریشه در خاطره تاریخی روسیه از خطر شرق دارد. روسها تجربه تلخی از سلطه مغولها و تاتارها به مدت بیش از دو قرن دارند؛ خاطرهای که در حافظه تاریخی روسیه باقی مانده و در آثار هنری کلاسیکی مانند فیلم «الکساندر نوسکی» بازتاب یافته است.
در بُعد هویتی و تمدنی نیز، روسیه گرایش غربی دارد. مذهب ارتدکس روسی از مسیحیت بیزانسی برگرفته شده و پایهگذاران آن، سیریل و متدیوس، یونانیتبار بودند. زبان، ادبیات، موسیقی، معماری و هنر روسیه ریشه در فرهنگ اروپایی دارد. اصلاحات پتر کبیر نیز برای غربیسازی روسیه صورت گرفت. نخبگان امروزی روسیه همچنان فرزندان خود را به مدارس غربی میفرستند، در کشورهای اروپایی و آمریکا خرید و تعطیلات میگذرانند و روابط عمیق فرهنگی با شرق آسیا ندارند. فاصله جغرافیایی بین پکن و شهرهای بزرگ روسیه مثل مسکو و سنپترزبورگ نیز زیاد است و این شکاف زمانی و مکانی، نشانه دیگری از بیگانگی ساختاری میان دو کشور است.
با این پیشزمینه، اتحاد روسیه و چین نه یک شراکت گرم، بلکه یک رابطه تحمیلی و ناموزون تلقی میشود. هدف راهبردی غرب باید بهرهگیری از این بیاعتمادی و گسترش آن در میان نخبگان و جامعه روسیه باشد. آمریکا و متحدانش در ناتو و اتحادیه اروپا باید از فرصت برای تضعیف اقتدار پوتین بهرهبرداری کنند و از طریق جنگ اطلاعاتی و تبلیغاتی، نشان دهند که روسیه در حال تبدیلشدن به یک تابع فرهنگی و اقتصادی از چین است.
برای اجرای این راهبرد، باید گذشته تجربه موفق جنگ تبلیغاتی علیه شوروی در دوران جنگ سرد مرور شود. ایالات متحده سالها از طریق ابزارهای رسانهای، فرهنگی و نفوذ غیرمستقیم در اروپای شرقی و اتحاد شوروی، تلاش کرد به تضعیف مشروعیت حکومت کمونیستی کمک کند. این رویکرد باید اکنون نیز در برابر پوتینیسم بهکار گرفته شود.
اطلاعات و اسناد داخلی نظامی، دیپلماتیک و امنیتی روسیه که وابستگیهای خطرناک به چین را نشان میدهد، باید غربال و منتشر شود. همچنین فضای مجازی و رسانههای اجتماعی باید برای یافتن محتواهایی که اتحاد مسکو و پکن را نامشروع جلوه میدهند، بهطور جدی رصد شوند. این دادهها باید در قالب پیامهای جذاب و فرهنگی به جامعه روسیه منتقل شوند.
برای تاثیرگذاری بیشتر، باید از عناصر فرهنگی متنوع مانند طنز، کاریکاتور، ترانه، لطیفه، نمودار، آمار، تصاویر، بازیهای زبانی و محتوای عامهپسند استفاده شود. محتوایی که پیام واحدی را منتقل کند: چین در حال بلعیدن روسیه است. در این مسیر، کشورهای همسایه روسیه مانند اوکراین، لهستان و بلغارستان که با فرهنگ روسی آشنا هستند، میتوانند نقشآفرینی مؤثری در تولید محتوا داشته باشند.
همچنین، بهرهگیری از فناوریهای نوین مانند هوش مصنوعی برای تولید پیامهای ویدئویی با استفاده از چهره افراد مشهور روسی میتواند تاثیرگذاری گستردهتری در فضای مجازی روسیه ایجاد کند و موجی از نارضایتی و نگرانی در میان افکار عمومی نسبت به نزدیکی با چین ایجاد نماید.
با این حال، مشخص نیست که دولت فعلی ایالات متحده ابزارها و نهادهای مناسب برای اجرای یک جنگ اطلاعاتی گسترده و بلندمدت را در اختیار داشته باشد. نهادهایی مانند سازمان اطلاعات ایالات متحده که در دوران جنگ سرد چنین وظایفی داشتند، امروز در قالب وزارت خارجه ادغام شده و کارآمدی سابق را ندارند. در غیاب آن، ممکن است سازمان اطلاعات مرکزی بتواند چنین پروژهای را به انجام برساند؛ این نهاد همچنان دارای متخصصانی است که شناخت دقیقتری از جامعه و نخبگان روسی دارند. همچنین میتوان تاسیس یک نهاد جدید زیر نظر مدیر اطلاعات ملی یا ایجاد شرکتهای خصوصی با تخصص در بازاریابی فریبنده را نیز در نظر گرفت.
اکنون زمان آغاز این پروژه فرا رسیده است. اگر غرب بخواهد مسیر آینده روسیه را بهسمت اروپا سوق دهد، باید با ابزارهای فرهنگی، اطلاعاتی و فناورانه، اتحاد کنونی روسیه و چین را بیثبات و بیاعتبار سازد./ منبع



