آسیاخارجینظام بین‌الملل و نهادها

پس از دو سال نسل‌کشی غزه، نقاب اخلاقی غرب فرو افتاده است

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «پس از دو سال نسل‌کشی غزه، نقاب اخلاقی غرب فرو افتاده است» نوشته زیاد موتالا (Ziyad Motala) در میدل ایست آی (Middle East Eye) منتشر شده است. جنگ غزه نه به‌عنوان استثنایی دردناک بلکه به‌مثابه آینه‌ای است که ریاکاری اخلاقی، ساختار تبعیض‌آمیز نظم بین‌المللی و همدستی حکومت‌های غربی و عربی را آشکار ساخته است. غزه نشان داده است که قانون، اخلاق و آزادی در جهان امروز ابزار قدرت‌اند نه اصول جهان‌شمول. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.

غزه نشان داده که نظم موسوم به «نظم بین‌المللی مبتنی بر قواعد» هرگز واقعاً وجود نداشته و صرفاً ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به امتیازات قدرت‌های بزرگ بوده است. غرب سال‌ها حقوق بین‌الملل را نماد تمدن معرفی کرده، درحالی‌که خود بیش از همه آن را نقض کرده است. نابودی غزه نتیجه منطق همین سلسله ‌مراتب است؛ اصولی که روزگاری استعمار را توجیه می‌کردند، اکنون مصونیت اسرائیل را تقدیس می‌کنند. رفتار غرب در قبال فلسطین و اوکراین تفاوت ماهوی دارد: در برابر روسیه خشم اخلاقی و تحریم، و در برابر اسرائیل سکوت و دفاع. این دوگانگی نشان می‌دهد که عدالت و قانون تابع هویت عامل خشونت‌اند.

در همین حال، رژیم‌های عربی که خود را حامی ایمان معرفی می‌کنند، در واقع میراث‌داران طرح‌های استعماری‌اند و بقای آنان مرهون حمایت غرب است. سکوتشان در برابر کشتار غزه ناشی از مصلحت و معامله است: سکوت در برابر حمایت، نفت در برابر چشم‌پوشی و کرامت ملت‌ها در برابر تأیید خارجی. دغدغه غرب برای دموکراسی و حقوق بشر، ابزاری سیاسی است که علیه دشمنانش به کار می‌رود اما متحدان مستبدی چون مصر، اردن، عربستان، امارات و پاکستان از آن مستثنا می‌شوند. در نتیجه، گفتمان حقوق بشر پوششی برای منافع است نه باور اخلاقی.

غزه همچنین پرسشی بنیادین پیش‌روی ملت‌های مسلمان نهاده است: آیا باید همچنان مرزهای استعماری و نظم تحمیلی قدرت‌های غربی را محترم شمرد؟ نقشه غرب‌ آسیا با هدف تفرقه طراحی شد و حاکمان کنونی برای حفظ همان نظم برگزیده شدند؛ استقلالی که از درون تهی است و به بندگی نو بدل شده است. سکوت علمای دین نیز نشانه جبن اخلاقی است؛ بسیاری از آنان که فساد غرب را نکوهش می‌کنند، در برابر استبداد عربی خاموش‌اند تا خشم ریاض و ابوظبی را برنینگیزند. از این‌رو، دین بی‌وجدان به تشریفات بدل شده و مساجد باشکوه خلیج فارس نماد همین انحطاط‌اند.

شیفتگی مسلمانان به تجمل و ثروت نفتی در کشورهای خلیج فارس نیز نشانه بریدگی از ارزش‌ها است؛ آنان شکوه ظاهری را با تمدن یکی می‌گیرند، بی‌آن‌که به بهای انسانی آن بیندیشند. هم‌زمان، آزادی بیان در غرب ماهیت مشروط خود را نشان داده است: اعتراض‌های مسالمت‌آمیز به حمایت از فلسطین با سرکوب، بازداشت و سانسور مواجه شده‌اند. در آلمان، منع تظاهرات ضداسرائیلی گویی از این باور سرچشمه می‌گیرد که فلسطینیان باید بهای گناهان نازی‌ها را بپردازند. این وارونگی اخلاقی، آسیب‌پذیری دموکراسی را آشکار کرده است.

بااین‌حال، در میان رهبران اروپایی، کشورهایی چون اسپانیا، ایرلند، بلژیک و نروژ مواضعی اخلاقی‌تر گرفته‌اند و افکار عمومی جهانی نیز برخلاف دولت‌هایشان در کنار فلسطین ایستاده است. رسانه‌های غربی، که بازتاب‌دهنده قدرت‌اند، اعتبار خود را با جانبداری و تحریف از دست داده‌اند، اما شبکه‌های اجتماعی حقیقت را بی‌واسطه منتقل کرده و انحصار روایت رسمی را شکسته‌اند. جوانان آگاه و بی‌اعتماد به ساختارهای سنتی اکنون خود معیار حق و باطل را تشخیص می‌دهند.

غزه نشان داده نظم جهانی کنونی ابزار سلطه است نه عدالت، و زبان قانون پوششی برای برتری‌طلبی است. جهان عرب همچنان اسیر دیکتاتورهای دست‌نشانده و پشتیبانان غربی آن‌هاست، و دموکراسی‌های لیبرال غرب تنها تا جایی آزادند که منافعشان اجازه می‌دهد. غزه این واقعیت‌ها را نیافریده، بلکه آن‌ها را عریان ساخته است: زیر پرچم تمدن، همان خشونت‌های کهن در قالبی دیپلماتیک ادامه دارد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا