چین؛ مدعیِ توقفناپذیری
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چین؛ مدعیِ توقفناپذیری» به قلم بیل امت (Bill Emmott) در آسیا تایمز (Asia Times) منتشر شده است. این مقاله با بررسی نشست اخیر سازمان همکاری شانگهای و رژه نظامی پکن، بیان میکند که چین در سایه سیاستهای مخرب دولت ترامپ میکوشد خود را مدافع تجارت آزاد و ثبات جهانی معرفی کند، هرچند واقعیتهای اقتصادی و ژئوپلیتیک، محدودیتهای جدی بر ادعاهای پکن تحمیل میکند. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
نشانهای روشن وجود ندارد که کسی جز خود دونالد ترامپ، بهاندازه شی جینپینگ از حضور مجدد او در کاخ سفید خشنود باشد. رئیسجمهور چین در اجلاس اخیر سازمان همکاری شانگهای در تیانجین و سپس در رژه نظامی پکن به مناسبت هشتادمین سالگرد آنچه حزب کمونیست چین «پیروزی بر ژاپن» میخواند، شادی خود را آشکار ساخت. اگر ترامپ با وضع تعرفههای وارداتی و تهدیدهای مشابه بسیاری از شرکای آمریکا در منطقه هند و اقیانوس آرام را نرنجانده بود، بعید بود این تعداد از رهبران کشورها، از جمله هند و ویتنام، در این مراسم شرکت کنند؛ کشورهایی که روسایجمهور پیشین آمریکا سالها برای جذب آنها بهعنوان متحدان راهبردی تلاش کرده بودند. این وضع بیش از آنکه نشانی از جذابیت چین باشد، نمایشی از آسیبزدن آمریکا به خود بود.
برخی رهبران مانند اندونزی و مالزی بههرحال حضور مییافتند، زیرا سنتی دیرینه در حفظ روابط دوستانه با آمریکا و چین دارند. حضور رهبران روسیه، کرهشمالی و ایران نیز بدیهی بود. با این حال، همه چیز به سود شی جینپینگ تمام شد؛ زیرا فرصتی یافت تا آمریکا را مقابل چین ضعیف جلوه دهد و کشورش را مدافع تجارت آزاد، حقوق بینالملل و صلح معرفی کند، ادعاهایی که بیپایهاند: اقتصاد چین حمایتگرایانه است، در دریای چین جنوبی بهطور مستمر حقوق بینالملل را نقض میکند و با حمایت از جنگ روسیه در اوکراین کمترین علاقهای به صلح ندارد. با این وجود، برای شی همین کافی است که ترامپ چنان بد جلوه کند که چین بتواند نقشی مثبت به خود نسبت دهد.
اما واقعیت درباره متحدان چین متفاوت است. روسیه در اوکراین پیشرفتی ندارد و تأمین مالی جنگش وابسته به قیمت نفت است که اکنون به ۶۵ دلار سقوط کرده است. اعتبار نظامی ایران در پی حملات اسرائیل فرو ریخته و کرهشمالی با وجود درآمد حاصل از فروش سلاح و اعزام نیرو به روسیه، همچنان اقتصادی ضعیف و وابسته به چین دارد. این کشورها بیشتر در جایگاه تابعان چین حضور یافتند تا متحدانی قدرتمند.
حضور نارندرا مودی، نخستوزیر هند، معنایی ویژه داشت. او با وجود ربع قرن تلاش آمریکا برای جذب هند در برابر چین، در چین حاضر شد و این نتیجه سیاستهای تهاجمی ترامپ بود که یک خودزنی ژئوپلیتیک بزرگ محسوب میشود. با این حال، نباید درباره نیتهای مودی شتابزده قضاوت کرد. او میخواست استقلال و غرور هند را نشان دهد؛ کشوری که زیر بار فشار هیچ قدرتی، حتی چین، نخواهد رفت. بنابراین، ضرورت همکاری نزدیک ژاپن و هند همچنان پابرجاست.
نمایش اخیر چین نشانه نظمی نوین به محوریت پکن نبود، بلکه استمرار اتحاد چین و روسیه را بازتاب داد؛ اتحادی که با پروژه خط لوله گاز سیبری بیش از پیش عمیق شده است. مهمتر از همه، این رویداد نشان داد نوآوری اصلی در سیاست جهانی نه قدرت گرفتن چین، بلکه انزوای روزافزون آمریکا از متحدان سنتیاش است. پرسش اصلی این است که این انزوا چه اثری بر محاسبات شی درباره ریسک و پاداش به چالش کشیدن آمریکا در منطقه خواهد گذاشت.
با وجود شعارهای پرطمطراق درباره «توقفناپذیری»، چین با اقتصادی ضعیفتر و جمعیتی رو به کاهش و پیری روبهروست. در عین حال، آمریکا نیز به دلیل بدهی عمومی بالا و سیاستهای تعرفهای ترامپ با مشکلات اقتصادی مواجه خواهد شد و احتمال درگیریهای سیاسی داخلی نیز زیاد است. اگر شی آمریکا را گرفتار نزاع داخلی و منزوی ببیند، ممکن است وسوسه شود ضعف آن را بیازماید؛ نخست با فشار بر فیلیپین در دریای چین جنوبی و سپس احتمالا با هدفی جسورانهتر همچون تایوان.
شی احتمالاً همچنان محتاط خواهد ماند، اما نباید خطر آن لحظهای را نادیده گرفت که چین برای اقدام تصمیم بگیرد، زیرا ضعف آمریکا فرصتی تکرارناشدنی برای تصرف تایوان است. چنین اقدامی میتواند سرآغاز پیامدهایی فاجعهبار برای جهان باشد./ منبع



