پایان توهم؛ چرا هند به سمت واقعگرایی در تجارت با چین چرخید
هند پس از سالها تلاش ناموفق برای کاهش وابستگی به زنجیره تأمین چین، اکنون تحت فشار واقعیتهای اقتصادی و تغییرات ژئوپلیتیکی، به سمت بهبود روابط تجاری با پکن چرخش کرده و به این نتیجه رسیده که همکاری، بهتر از فرسایش متقابل است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «پایان توهم؛ چرا هند به سمت واقعگرایی در تجارت با چین چرخید» به قلم چیان فنگ (Qian Feng) در گلوبال تایمز (Global Times) منتشر شده است. این یادداشت به تحلیل چرخش عملگرایانه هند در روابط تجاری با چین میپردازد و استدلال میکند که این تغییر رویکرد، نتیجه شکست سیاستهای حمایتگرایانه دهلینو، افزایش وابستگی به زنجیره تأمین چین و بیاعتمادی فزاینده به آمریکاست که هند را وادار به یک انتخاب واقعگرایانه برای همکاری کرده است. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
از سال ۲۰۲۶، مجموعهای از اقدامات هند با هدف بهبود روابط اقتصادی و تجاری با چین، توجهات را به خود جلب کرده است. از تسهیل برخی قوانین سرمایهگذاری برای اولین بار در شش سال گذشته گرفته تا رد ۴۱.۵ درصد از توصیههای ضددامپینگ علیه کالاهای چینی و از سرگیری تجارت مرزی در گذرگاه ناتو لا، هند از طریق یک سری سیاستهای عملگرایانه، حسن نیت خود را به چین نشان میدهد. این چرخش، نتیجه ترکیبی از واقعیتهای اقتصادی، تغییرات ژئوپلیتیکی و تقاضای داخلی است. در سالهای اخیر، هند تلاش زیادی برای ترویج سیاستهای «هند خودکفا» و «ساخت در هند» کرد و کوشید تا با ایجاد موانع سرمایهگذاری، اعمال تعرفه و تشدید تحقیقات ضددامپینگ، وابستگی خود به زنجیره تأمین چین را کاهش دهد. اما پس از چند سال اجرا، نتایج واقعی این راهبرد به شدت با انتظارات فاصله داشت.
آمار رسمی چین نشان میدهد که تجارت دوجانبه میان دو کشور در سال ۲۰۲۵ با رشدی بیش از ۱۲ درصد، به رقم بیسابقه ۱۵۵ میلیارد دلار رسید و چین همچنان بزرگترین شریک تجاری هند باقی مانده است. به طور متناقضی، هرچه هند با شدت بیشتری به دنبال توسعه بخش تولید داخلی خود بود, وابستگیاش به کالاهای واسطهای و زنجیره تأمین چین عمیقتر میشد. همزمان، تغییرات در محیط راهبردی خارجی نیز هند را به تغییر مسیر وادار کرده است. در سالهای اخیر، هند و آمریکا بارها بر سر مسائلی مانند تعرفهها، قوانین تجاری و ژئوپلیتیک با یکدیگر درگیر شدهاند. سطح بالای عدم قطعیت ناشی از دیپلماسی معاملهگرانه دولت آمریکا، این تصور را که برخی در دهلینو داشتند مبنی بر اینکه میتوانند از آمریکا برای مقابله با چین به نفع خود استفاده کنند، از بین برده است.
دهلینو شاید بالاخره در حال درک این موضوع است که ادامه موانع تجاری و اقتصادی علیه چین، نه ارتقای صنعتی را تضمین میکند و نه سود خارجی بیشتری به همراه دارد؛ بلکه این خطر را دارد که هند را در رقابت جهانی برای ظرفیت تولید به حاشیه براند. علاوه بر این، از آنجایی که اقتصاد هند با فشارهای رشد و نگرانیهای عمومی در مورد مسائل معیشتی مانند اشتغال و درآمد روبروست, دولت به سیاستهای عملگرایانهتری برای پاسخگویی به مطالبات مردم نیاز دارد. این چرخش عملگرایانه، راه را برای فرصتهای رشد جدید در روابط اقتصادی دو کشور هموار میکند. مهمترین منفعت آن، تحقق کامل مزیتهای مکمل دیرینه در زنجیره تأمین آنهاست. برندهای چینی هماکنون حدود ۳۳ درصد از بازار خودروهای برقی هند را در اختیار دارند و با اجرایی شدن سیاستهای جدید، پتانسیل همکاری در بخشهایی مانند انرژی نو، تولید الکترونیک و زیستپزشکی به ظرفیت تولید واقعی تبدیل خواهد شد.
البته باید اذعان داشت که صدای بدبینی نسبت به چین همچنان در هند شنیده میشود؛ بهویژه نیروهای حمایتگرای داخلی و گروههای تولیدی سنتی محلی که همچنان دولت مودی را برای اعمال محدودیت علیه چین تحت فشار قرار میدهند و «سقف» تأیید سرمایهگذاری همچنان پابرجاست. مسائلی مانند عدم توازن تجاری و رقابت صنعتی نیز بعید است که در کوتاهمدت به طور کامل حل شوند. با این حال، بهعنوان دو اقتصاد نوظهور و پرجمعیت جهان، هم چین و هم هند برای فرآیندهای مدرنسازی خود به یک همسایگی باثبات نیاز دارند. بهرهگیری از نقاط قوت یکدیگر بسیار بهتر از فرسایش متقابل است. تا زمانی که هر دو طرف متعهد به تحکیم پایه منافع مشترک از طریق همکاری عملی و حل اختلافات از طریق گفتگو باشند، میتوانند با حرکت به سوی یکدیگر، به تدریج الگوی جدیدی از همزیستی برای دو قدرت بزرگ همسایه پیدا کنند./ منبع



