منطق پایدار دیپلماسی چین در اروپا: فراتر از روایتهای امنیتی
با وجود تغییرات امنیتی عمیق در اروپا، تعاملات سطح بالای چین با کشورهای نوردیک، نشاندهنده یک منطق پایدار در دیپلماسی پکن است: تمرکز بر همکاری و منافع مشترک، به جای تسلیم شدن در برابر روایتهای بلوکی و امنیتیسازی افراطی.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «منطق پایدار دیپلماسی چین در اروپا: فراتر از روایتهای امنیتی» به قلم لیو شینشین (Liu Xinxin) در گلوبال تایمز (Global Times) منتشر شده است. این یادداشت با اشاره به تعاملات اخیر چین و کشورهای نوردیک، استدلال میکند که دیپلماسی چین در اروپا از یک منطق پایدار و عملگرایانه پیروی میکند که بر پایه همکاری، منافع مشترک و احترام متقابل استوار است و در برابر امنیتیسازی افراطی و روایتهای بلوکی مقاومت میکند. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
در اوایل ماه جولای، در آستانه نشست ناتو، چین تعاملات فشرده سطح بالایی با دانمارک، سوئد، فنلاند و نروژ برگزار کرد. در بحبوحه تحولات امنیتی عمیق اروپا، پیام چین روشن بود: پکن از گفتگو و همکاری حمایت میکند، با امنیتیسازی افراطی مخالف است و خواهان بازگشت روابط چین و اروپا به مسیری عقلانی و عملگرایانه است. منطقه نوردیک که در خط مقدم تغییرات امنیتی اروپا قرار دارد، پنجرهای گویا برای درک این تحولات است. پیوستن فنلاند و سوئد به ناتو، پایان دههها عدم تعهد نظامی و بیطرفی بود، اما روابط چین با این کشورها دارای یک منطق تاریخی و شتاب خاص خود است که هیچ شخص ثالثی آن را تعریف نمیکند و هدف قرار نمیدهد. چین انتخابهای امنیتی آنها را به عنوان خصومت تلقی نکرده و انتظار دارد که آنها نیز اجازه ندهند منطق بلوکی، فضای همکاری را از بین ببرد.
روابط چین با کشورهای نوردیک جایگاه ویژهای در تاریخ روابط آن با غرب دارد. سوئد اولین کشور غربی بود که با چین روابط دیپلماتیک برقرار کرد، فنلاند اولین کشوری بود که توافقنامه تجاری بین دولتی با آن امضا کرد و دانمارک اولین کشور نوردیک بود که با چین مشارکت راهبردی جامع برقرار کرد. این انتخابها که تحت فشار جنگ سرد انجام شد، نشاندهنده قضاوت راهبردی مستقل آنها بود. بیش از هفت دهه بعد، این بنیاد به پیوندهای مستحکمی تبدیل شده است؛ از تجارت حدود ده هزار شرکت سوئدی با چین گرفته تا حضور چندین دههای شرکتهای دانمارکی در بازار چین و همکاریهای کلیدی در زمینه گذار سبز و اقتصاد اقیانوسی با نروژ. با این حال، در دهه گذشته، در بحبوحه تحولات ژئوپلیتیکی و امنیتیسازی فزاینده، این روابط چهرهای پیچیدهتر به خود گرفته است: گرم در تجارت، سردتر در احساسات. ریشه اصلی این امر، نه تضاد منافع بنیادین، بلکه تقویت اضطرابها و بازبینی همکاریهای عادی از دریچه فیلتر امنیتی بوده است.
با این وجود، فضای همکاری همچنان گسترده است. کشورهای نوردیک منبع جهانی فناوری سبز و تولیدات پیشرفته هستند که مکمل بازار بزرگ چین است. همکاری سبز به امیدوارکنندهترین حوزه رشد در این روابط تبدیل شده و موضوعاتی چون تحقیقات قطبی و تغییرات آبوهوایی، بسترهای وسیعی برای همکاری فراهم میکنند. اجماع نیز به همان اندازه محکم است؛ هر چهار کشور سیاست چین واحد را که پایه سیاسی روابط باثبات است، تأیید میکنند و چندجانبهگرایی عمیقترین نقطه تلاقی آنهاست. انتخاب زمان این تعاملات نیز مهم بود؛ چین با برقراری ارتباط پیش از داغ شدن روایتهای بلوکی در نشست ناتو، به کشورهای نوردیک و کل اروپا نشان داد که نگرانیهای امنیتی قابل درک است، اما نباید به موانع نهادی تبدیل شود و بدبینیهای راهبردی نباید بر منافع مشترک گسترده و ملموس غلبه کند.
کشورهای نوردیک با وجود قرار گرفتن در خط مقدم فشارهای امنیتی اروپا و تحت فشار بودن احساسات عمومی، عملگرایی روشنی از خود نشان دادهاند. اگر امنیتیترین گوشه اروپا میتواند روابط سازندهای با چین حفظ کند، روابط چین و اروپا نیز به طریق اولی دلیلی برای حفظ خط پایه گفتگو و همکاری خود دارد. چین و اروپا شریک هستند، نه رقیب؛ و عملگرایی نوردیک درسی برای کل قاره دارد. در اروپای نامطمئن، تداوم سیاست، گشایش و صبر راهبردی چین، خود سیگنال روشنی از ثبات و همکاری است. ۷۶ سال پیش، کشورهای نوردیک جمهوری خلق چین را بر اساس قضاوت راهبردی مستقل به رسمیت شناختند. امروز، در بحبوحه یک چشمانداز بینالمللی در حال تغییر، هر دو طرف باید از آن تاریخ درس بگیرند: احترام متقابل را حفظ کنند، همکاری باز را گسترش دهند و از چندجانبهگرایی دفاع کنند. داستان نوردیک، آینهای از روابط چین و اروپاست که به آیندهای باز، عقلانی و مبتنی بر همکاری در میان تغییرات، اشاره دارد./منبع



